تبليغاتX
Professional Architecture web site



سلام خدمت همه دوستان عزیز

بدون مقدمه میرم سر اصل مطلب

راستش یه سری مطلب فوق العاده خوب آقای مهندس توی یکی از بخش های کافه دیزاین گذاشته بودن که به فرمایششون در نبود خودشون اون مطالب رو برای استفاده دوستان عزیز در اینجا نقل می کنم.

حالا این مطالب چی هستن...

تعدادی پست راجع به اینکه معمارهای بزرگ چطوری طراحی می کنن.روند اون موضع این طوری بود که بعد از اینکه آقای مهندس پست های راجع به یه معمار رو می ذاشتن بقیه دوستان نظرشون رو می گفتن و یه کم در مورد اون نحوه طراحی بحث می شد.با اجازه من بخش اصلی مطالب و توضیحات رو میارم.اگه کسی از دوستان تمایل داشت با نظرات بقیه هم اشنا بشه یا احیانا خودش صحبتی یا نظری داشت می تونه به تاپیک معماران بزرگ چطور طراحي (دیزاین) مي كنين؟!-کافه دیزاین مراجعه کنه.

دیگه واقعا بریم سر اصل مطلب....

اگه موافقين اولين مطلب رو در رابطه با مرحوم ميرميران و بررسي روند فكري و نگاهي به آثار ايشون شروع مي كنيم.

سيد هادي ميرميران چگونه طراحي مي كند!؟

(این مطالب به نقل قول از خود مرحوم میرمیران هست)
نقطه گرهي طرح
"شيوه طراحي من در دوران هاي مختلف كار حرفه اي ام متفاوت بوده است. در چند سال اخير بيشتر به صورتي كه ذكر خواهم كرد طراحي را آغاز مي كنم و ادامه مي دهم.
پس از اينكه پروژه اي واگذار شد، دستيار يا دستياراني را براي آن در نظر مي گيرم. با توجه به اينكه از ابتداي كار حرفه اي همواره با پروژه هاي بزرگ و به صورت گروهي كار كرده ام، به اين امر عادت دارم و به ندرت بدون دستيار و گروه كار مي كنم.
پس از آن مدارك پروژه را در اختيار دستيارانم قرار مي دهم كه بررسي و تجزيه و تحليل كنند و مقدمات كار را فراهم آورند؛ خودم هم به صورت اجمالي مدارك پروژه را مطالعه و از محل پروژه هم بازديد مي كنم.در بازديد از محل پروژه سعي مي كنم كه ايده هاي خيلي اوليه را در ذهن خود به دست آورم.

مهمترين عامل در شروع طراحي
براي من مهمترين عامل در شروع طراحي، يافتن نقطه گرهي طرح است؛ نقطه گرهي بدين معنا كه خاستگاه طرح چه باشد و طرح را بر اساس چه عملي پايه گذاري كنيم. معمولاٌ نقطه گرهي در كار من برنامه فيزيكي نيست، اگرچه به هر حال كار كردن روي برنامه فيزيكي از ضررورت ها است، كه دستيارانم اين كار را انجام مي دهند و شكل خلاصه شده اي از بخش ها و فضاهاي پروژه و روابط آن بخش ها را تنظيم مي كنند. خلاصه كردن بخش ها و فضاهاي پروژه به چند بخش ساده اصلي، اين حسن را دارد كه مي تواند بهتر در ذهن جاي گيرد و به عبارت بهتر، ذهن به آن مسلط شود.
بنابر اين قبل از آنكه هر نوع تصميمي بگيرم يا خطي بكشم، تلاش مي كنم كه نقطه گرهي طرح را پيدا كنم و ايده طرح را كه در بدو امر تنها فكر است و بس، به دست آورم.
نقطه شروع يا نقطه گرهي يا ايده طرح مي تواند بسيار متفاوت باشد:
.
گاه يك فرم است،
گاه يك الگو،
گاه يك مضمون،
گاه يك مفهوم،
گاه يك شعر،
گاه يك خاطر،
گاه يك تصوير،
گاه يك خيال،
گاه يك اسطوره،
گاه يك نظريه...
و گاه نيز از تركيبي از بعضي اينها،

البته من اعتقاد دارم كه ايده طرح بايد يك چيز باشد و اگر هم چند چيز است؛ يكي از آنها كاملاٌ عمده باشد."

تحليل كانسپت پروژه هاي ميرميران به زبان خودش

...براي اينكه گفتارم روشن تر شود، بهتر مي دانم كه نقطه گرهي يا نقطه شروع را در چند طرح از طرح هاي اخيرم بيان كنم:

از پروژه رفسنجان آغاز مي كنم.زماني من و چند معمار ديگر را براي مسابقه اي دعوت كردند. وقتي جمع شديم، به ما گفتند كه موضوع مسابقه مركز اسناد رياست جمهوري در رفسنجان است. بلافاصله ايده كلي طرح براي من شكل گرفت.
من رفسنجان را هميشه با يك يخچال بسيار زيباي قديمي به ياد مي آورم. بنابر اين تصميم گرفتم كه از فرم و سازمان فضايي اين بنا در پروژه استفاده كنم و برايم فرق نمي كرد كه موضوع پروژه چه باشد، كما اينكه بعد ها اين ايده را به صورت مركز ورزشي در رفسنجان به كار گرفتم.
از الگو هاي معماري ايران نيز در چند طرح استفاده كرده ام. نظرم اين است كه اين الگو ها داراي محدوديت زماني نيستند و بنابر اين چنين امكاني در آنها هست كه در پروژه هاي امروز و آينده نيز به كار گرفته شوند.

طرح فرهنگستانهاي جمهوري اسلامي ايران يكي از اين طرح ها بود. اگرچه در طرح فرهنگستان، خود كلمه "فرهنگستان" نيز براي من تفكر بر انگيز بود و سعي داشتم بنايي را طراحي كنم كه درك مبهم من از كلمه بسيار پيچيده و پر تصوير فرهنگستان را انعكاس دهد.

يا در پروژه كتابخانه ملي ايران كه شعر ناصرخسرو
" بنگر به فرشته كه دود از سپس ديو
چون زر گدازنه بر قيرچكانيش"
با حضور مضموني لوح ها به مثابه ثبت كننده دانش بشري در هم آميخت و ايده كلي طرح را شكل داد.


در چند طرح شعر ها براي من شروع كننده بودند. مثلاً در موزه ملي آب ايران، براي يافتن نقطه شروع طرح، زمينه هاي متعددي را بررسي كرديم؛‌

* اسطوره هاي مربوط به آب در ايران،
* فرم ها و الگوهاي بناهاي آبي ايران،
* كيفيات فيزيكي و شيميايي آب،
* وبسياري مطالعات ديگر؛

لكن يك شعر سهراب سپهري كه به آن برخورد كردم بيش از هرچيز برايم راهگشا بود؛
"... من به آغاز زمان نزديكم
آشنا هستم با سرنوشت تر آب
عادت سبز درخت..."
عبارت "سرنوشت تر آب "‌ براي من بسيار گويا بود و با اين ياد ذهني من كه هيچگاه آب بدون خشكي در ايران به خاطر نمي آيد،‌ تركيب شد و ايده طرح را شكل داد.




در طرحي كه براي مسابقه كتابخانه ملي ژاپن در كانساي كشيديم، اگرچه در مدت چند ماه زمينه هاي مختلف فرهنگ ژاپن را در حد امكان مرور كرديم اما آنچه كه در نهايت پايه ايده طرح شد، مفهوم عميق "تهي" در فرهنگ ژاپن و ساختار اشعار هايكو بود كه طرح بر خلق يك تهي در ساختار واحد سه پاره اي چون ساختار هايكو ها سازمان دهي شد."


گاهي ايده فكري از جايي آغاز مي شود و به جاي ديگري مي رسد.
در يك پروژه كه براي ساختمان وزارت نيرو در يك مسابقه طراحي كردم، نظرم در ابتدا اين بود كه از الگوي يك سد قديمي (سد فريمان) در پروژه استفاده كنم. ليكن زماني كه درياچه اين سد را تجسم مي بخشيدم و سعي مي كردم كه دو بخش از ساختمان را در آن قرار دهم، اين فكر بديع برايم مطرح شد كه بخش هاي ساختمان را به صورت قطعات بزرگ شناور در آب كه در حالت خاصي معلق مي مانند، سازمان دهم و ايده فكري به صورت تصور دريا با چند قطعه شناور در آن باشد.

در طرحي كه اخيراً براي توسه حرم مطهر حضرت معصومه (س) در قم كشيدم، آنچه كه بيش از همه چيز مرا هدايت كرد، افقي بود كه از اين شهر كوير و درياچه نمك آن به خاطر داشتم، و موج هايي كه در اثر وزش باد در شن هاي كوير و يا آب هاي درياچه پديد مي آيد. بنابر اين ايده طرح به صورت يك بناي افقي سفيد رنگ كه فقط يك موج و يا شكن در نقطه عطف آن حضور مي يابد در آمد و چه هماهنگي مطلوبي با محيط پروژه و چه تواضعي در مقابل مجموعه موجود حرم نشان داد.

و بالاخره بحث هاي نظري كه مي توانند نقطه شروع طرح ها باشند؛
چه بحث هاي نظري معماري، چه مباحث و انديشه هاي فلسفي، و چه نظريه هاي ديگر ادبي و اجتماعي و جز اينها.

در اين مورد نمونه اي كه مي توانم از كارهاي خودم ذكر كنم، كاريست كه در حال انجام آن هستم و آن ساختمان سفارت جمهوري اسلامي ايران در تايلند است كه تصميم گرفتم در آن اين نظريه را كه حركت تكاملي معماري، چيزي جز كاهش جرم و افزايش فضا نيست، مبنا قرار دهم و نوعي از فضا پديد آورم كه فضايي " لامكان" و بدون مرز باشد، آنگونه كه در ايوان بناهاي صفوي، زنديه و قاجاريه ديده ام.

به درازا كشيد!
به هر حال نقطه شروع طرح يا تنظيم ايده فكري، به همين ترتيب كه ذكر كردم صورت مي گيرد و همان طور كه ديديد از هر كجا كه شروع شود، به هر حال در بستر فرهنگي ايران قرار دارد.
پس از آنكه ايده فكري طرح روشن شد، حركت براي شكل دهي فرم و ايده فضايي طرح آغاز مي شود. در اين مرحله از كار فكري و ذهني به مرحله خط كشيدن مي رسم و اسكيس هاي خود را در خصوص طرح آغاز مي كنم و با اين اسكيسها ايده فكري طرح را به ايده فضايي تبديل مي كنم.
البته در مرحله تنظيم ايده فكري نيز اسكيس هايي انجام مي دهم ليكن خيلي كلي و اوليه اند.

اسكيس ها بعضاً در گزينه هاي مختلف مطرح مي شوند، ليكن به هر حال در جهت همان ايده اوليه اند. البته گاه در مراحل بعدي تغيراتي در ايده اوليه داده مي شود و يا احتمالاً تغيير مي كند، اگر چه معمولاً چنين نمي شود و من فكر مي كنم كه ايده هاي اوليه كه با تمركز و تأمل به دست آمده باشند، همواره آن انرژي و توانايي را در خود دارند كه بتوان با آنها كاري خوب را تا پايان هدايت كرد.
اسكيس هاي من در اختيار دستيارانم قرار مي گيرد. آنها روي اين اسكيس ها كار خود را شروع مي كنند. همانگونه كه قبلاً نيز گفتم، دستيارانم برنامه طرح را بررسي كرده اند و به آن تسلط دارند و بنابر اين با تسلط به برنامه و اسكيسهايي كه از من مي گيرند، طرح جلو مي رود و شكل مي گيرد.

در اين مرحله به موازات كار دستياران، من هم كار خود را در مورد طرح ادامه مي دهم، اسكيس هاي پيشرفته تري تهيه مي كنم و كار هاي دستياران را بررسي و جهت دهي مي كنم، باهم صحبت و مشورت مي كنيم و كار را پيش مي بريم. بر اساس اسكيس ها و گفتگو ها در اين مرحله ماكت هاي اوليه زيادي هم ساخته مي شود، كه در به نتيجه رسيدن كار بسيار راهگشا هستند.
به تدريج طرح، شكل روشن تري به خود مي گيرد و در مرحله اي ايده فضايي طرح تثبيت و قطعي مي شود و به سمت تهيه نقشه هاي دقيق تر و ماكت نهايي حركت مي كنيم.

پس از آماده شدن نقشه هاي نهايي و ماكت هاي آن (گاه به صورت چند آلترناتيو) تماس هايي با كارفرما، براي تبادل نظر با او و قطعي كردن طرح، آغاز مي گردد.

من چگونگي انجام بخشي از كار را كه در اصطلاح مي توان آنرا ايده اوليه ناميد ذكر كردم. مراحل بعدي شامل تكميل كردن ايده اوليه، تهيه نقشه هاي مقدماتي،‌تهيه نقشه هاي اجرايي و اجراي ساختمان، اهميتي كمتر از مرحله مذكور ندارد، ليكن فكر مي كنم كه سوال در مورد آنها نيست و منظور از اين مقاله همان مرحله "ايده اوليه" است و در نتيجه به آن اكتفا مي كنم.

مرجع:‌مجله معماري و شهرسازي دوره نهم. شماره 54- 55 . اسفند



اولين تصوير از پايين سمت چپ:كانون وكلاي ايران برنده جايزه معمار1380
تصوير وسط از پايين:مجموعه ورزشي رفسنجان
تصوير وسط سمت راست:موزه آب
تصوير سمت راست بالا:كتابخونه ملي ايران
تصوير وسط بالا:فرهنگستان ايران

شکل در کارهای هادی میر میران
آثار معماری میر میران را می توان در سه گرایش شکلی دسته بندی کرد:

استفاده از دیاگرام فرم آثار معماری :میر میران در پروژه های ابتدای دهه ی هفتاد خورشیدی ، از این روش در طراحی کارهای معماری خود استفاده کرده است. در این روش، او با انتخاب دیاگرام فرم یک اثر معماری ، طراحی را آغاز کرده _ یا به تعبیر بهرام شیردل، معماری را از معماری شروع می کند_ و در روند طراحی ، گاهی پروژه تا آخر تحت تأثیر همان دیاگرام اولیه باقی مانده و گاهی دچار تغییرات شگرفی شده است.
در پروژه ی کتابخانه ی ملی ایران( دی ماه 1373) که به فاصله زمانی اندکی نسبت به پروژه فرهنگستان ها طراحی شد، یکباره دیاگرام فرم طرح متحول می شود. البته این تحول در پاثر آشنایی میر میران با شیردل و تأثیری که از او می گیرد ، حاصل شده است. گفته شده " او از شکل تجرید شده ی دماوند در ایجاد فرم طرح خود استفاده کرده است اما به نظر می رسد دیاگرام فرم این پروزه تحت تأثیر پروژه ی سر در ورود به یک غار باستانی اثر ماسیمیلیانو فوکساس است. البته پروزه ای که در نهایت خلق شده، دارای شکلی منحصر به فرد است و به تعبیر بهرام شیردل از معدود پروژه های ان مسابقه بود که قابل مطرح شدن در عرصه ی بین المللی است.
پروژه ی دیگری که در این گروه قرار می گیرد، مجمو عه ی ورزشی رفسنجان است. این پروژه هم تحت تأثیر دیاگرام فرم یک یخچال سنتی است که در نزدیکی ساختگاه طرح قرار دارد. این پروژه تفاوت شکلی زیادی با یخچال مورد نظر ندارد، بلکه تفاوت عمده در تغییر کاربری و مصالح ساختمانی ان است ، بنابراین خلاقیتی برای آفرینش فرم معماری صورت نگرفته است.
استفاده از دیاگرام فرم اثار هنری و طبیعت: در این مرحله میر میران با استفاده از فرم های موجود در طبیعت یا آثار هنری موجود شروع به طراحی کرده اما، در روند طراحی، کاملاً از آنها فاصله گرفته و به پروژه ای با دیاگرام متفاوت دست می یابد.
او در پروژه ی موزه ی ملی آب ایران(1374) از خواص شکلی دو عنصر آب و خاک استفاده می کند و به اصطلاح تر و خشک را با هم می بیندو به انها تجسم می بخشد. فرمی که در نهایت خلق شده بسیار بدیع است و ارتباط عمیقی با ساختگاه پروژه دارد.
اثر دیگری که در این گروه قرار می گیرد، پروژه ی بانک توسعه صادرات ایران (1376) است. ذیاگرام فرم پروژه از مکعبی شکل گرفته است که شکافی در آن قرار دارد و یاد آور فرم گاو صندوقی است که درش اندکی باز مانده است. همچنین به نظر می رسد پوسته ی خارجی پروزه تحت تأثیر اثری از رابرت اسمیتسان بنام استارتی پندنتی (1988) است.
استفاده از دیاگرام دو فرم و فضای بینابین: این دیاگرام را می توان در آثار گذشته ی میرمیران هم مشاهده کرد، اما در چند پروژه ی متأخر نقش اساسی را در ساماندهی پروژه ها به عهده می گیرد. خصوصیت اصلی این فضای بینابین ترکیب شدن با فضاهای عمومی و شهری است و به نظر می رسد میرمیران در این آثار به زبان شخصی ویژه ای دست یافته و دیاگرام فرم جدیدی ازآن حاصل شده است.
پروژه ی کانون وکلای دادگستری تهران(1374_1380) از جمله آثاری است که در آن از دیاگرام دو فرم و فضای بینابین استفاده شده است. این پروژه هم مانند پروژه ی کتابخانه کانسای از مکعبی تشکیل شده است که یک فضای تهی به صورت مورب آن را بریده است. القای فرم ترازو به عنوان دیاگرام فرم اولیه ، تاثیر بسزایی در معلق وانمودن دو قسمت حجم داشته است و باعث شده فرم ها در طرفین فضای بینابین بصورت معلق به نظر آیند.
میر میران در پروزه ی توسعه حرم حضرت معصومه (1378) هم از این دیاگرام استفاده می کند. دیاگرام فرم پروزه از دو حجم، یکی بزرگ و دیگری کوچک با فضایی بینابین آنها شکل گرفته است. فضای بینابین گذری شهری است که مردم را به طرف سمت مجموعه هدایت می کند. در شکلگیری فرم این پروژه، منابع دیگری مانند : الهام از " موج هایی که در اثر وزش باد در شن های کویر و یا آب دریاچه پدید می آید" و برداشتی از جریان معماری نواری هم تاثیر داشته است.
دیاگرام مورد بحث در پروژه ی سفارت ایران در فرانکفورت (1379) به اوج بیان شکلی خود می رسد. در این پروژه هم فضای بینابین به گذری عمومی تبدیل شده و هم به رابطه ی شهر و معماری توجهی ویژه شده است. سرانجام جالب است بدانیم که دیاگرام فرمی که میرمیران در این پروژه ها از آن استفاده کرده است در دوره ی ایلامی برای ساماندهی معابد مورد استفاده قرار می گرفته است. در نمونه های ایلامی راه موربی که به درون معبد وارد می شد، فضا را به سه قسمت تقسیم می کرد.
نقل از فصلنامه شارستان-شماره 3 و 4 بهار و تابستان 1383
منبع:
آتليه آزاد

اطلاعات و تصاويري از سفارت ايران در تايلند:
موقعیت پروژه : بانكوك تایلند

سطح زير بنا:1819 متر مربع

مساحت زمين:3696

مشاور طرح: نقش جهان پارس-APCS

پیمانكار: مشاور محلی DEC

طراح : سید هادی میر میران.






تكوین و تحول ایده طرح
ایده نهایی طرح بر اساس باغ های ایرانی است یك عمارت كوچك در ورودی باغ و یك كوشك در مركز آن كوشك اصلی به صورت یك مكعب بسته در نظر گرفته شده كه جرم ان در اثر شكفتگی یك فضای درونی شفاف با خصلت بی حد و مرز خورده شده و فقط دیواره ای از آن باقی مانده كه به حداكثر نازكی رسیده است .

اطلاعات بيشتر رو در مورد اين طرح مي تونين از سايت معماري و شهر سازي بخونين.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 9:30  توسط مريم  |