
پيشگامان معماري مدرن
حتماً با چهره يا بهتره بگم با آثار اين معماران بزرگ آشنا هستيد. منظورم لوكوربوزيه، فرانك لويد رايت و ميس وندروهه هست. سه چهره برجسته معماري قرن بيستم. اگر آشفتگي بازار معماري امروز را كنار بگذاريم، داستان واقعي معماري مدرن آشكار مي شود. داستاني كه از ارتباط كارهاي اين سه معمار حكايت مي كند.

رايت: باز بودن پلان ، فضا ، مصالح ، را از معماري ژاپن بر گرفت و به آمريكا و در نتيجه جنبش معماري مدرن غرب وارد كرد. باز بودن فضا و پلان كاملاً با سرشت زندگي آمريكايي هماهنگي داشت. اين فضا ها فصلي از سرگذشتي بودند بسيار وسيعتر و بغرنجتر از آنچه حتي به تصور رايت در مي آمد. براي نمونه ساختمان تايسن كه رايت در سال 1990 بر بلنديهاي ويسكانسين بنا كرد جامعيت فضايي آمريكا را در خانه اي گرد آورده بود كه روح آن اساساً شرقي بود.
گاهي دشوار است آنجا را كه گذشته پايان مي گيرد و حال آغاز مي شود به وضوح تفكيك كنيم. قرون و اعصار مراحلي از تكامل اند كه نه پاياني دارند و نه آغازي. رايت همان قدر به نياكانش تعلق داشت كه نياكانش به آينده.

لوكوربوزيه: بر شناخت آثار او و تاثيرش در معماري قرن اخير بايد به مكعب او نظر اندازيم.مكعب ساده ترين شكل در معماري است. بنا بر برداشت لوكوربوزيه از مكعب و تا جايي كه از ساختمان هايش مي توان استنباط كرد ، فرم ، فضا ها ، پلكان ، ديوار ها و ... ابتدا به ساكن در داخل بنا موجود بوده اند و زيبايي شناسي او به توانايي او براي آشكار كردن آنها بستگي داشت. بعنوان مثال مي توان گفت هر مكعب از صد ها مكعب كوچكتر تشكيل شده كه اگر يك يا چند مكعب از آن را بر داريم فضايي خالي در آن پديد مي آيد.

در حقيقت مي توان گفت رشته اي كه فرانسه را به آلمان و هلند و انگلستان پيوند مي دهد گرايشي است كه لوكور بوزيه پيشگام آن بود.نبوغ او در نگاه واقع گراي او به زندگي نهفته است. او توانست روشهاي دقيق علمي و قدرتمند براي معماري تدوين كند.كه مردم همه از ان بهره مند شوند.جادوي او ساختن براي بر آوردن نيازهاي ساده برگرفته از واقعيات ساده و براي انسان ساده بود.

ميس واندروه: هرگاه از ميس واندروه ياد مي شود نا خود آگاه جمله “less is more” در ذهن تداعي مي شود.اين شعار معروف اين معمار بزرگ بود.
"كمتر بيشتر است" براي مدرنيستها يك كانسپت و مفهوم تعريف شده ومشخص است كه همواره در پي كم كردن جزييات ناخواسته اند. هدف مينيماليستها در طراحي، نمايش جوهره ذاتي جز و كل هر چيز است.خواه قسمتي از قاشق و چنگال باشد و خواه فضاي گالري يا يك خانه.
اوج تکامل ایده های مینیمالیستی در ساختمانهایی چون خانه فارنزورث و پاویون آلمان در بارسلون می باشد.بر خلاف سایر هنرها،معماری در این دوره حامی اندیشه ها و آرمانهای مدرنیسم بود.میس سعی داشت در پروژه هایش با سیستمهایی که اغلب شبکه ای ساده و شفاف هستند ،به سازماندهی فضا بپردازد.معماری میس همچون مدرنیسم مقتدر آن دوره،در پی آنست که همه چیز را به یک فرجام منطقی بکشاند و این اقتضای زمان اوست. .
معماری میس علاوه بر شفافیت فیزیکی،از لحاظ فلسفی نیز شفاف است.انتزاع و فروکاستگی در نهایت قدرت و هنرمندی،در ساختمانهای وی به چشم می آیند.ایده" جریان سیال فضا" نیز به احساس رهایی و سبکی در مینیمالیسم وی کمک می کند.
فلز و شیشه مصالح مورد علاقه وی هستند.او در معماریش بیشتر از رنگهای خنثی استفاده می کند و صلابت فرم را به رنگ ترجیح می دهد.
آنچه عاقبت از شيوه هاي لوكوربوزيه ، رايت ، ميس واندروه و پيروان آنها بر جاي مانده سبكي بين المللي بود كه دولت ها و سازندگان خصوصي از ان استقبال كردند. چون ساده و ارزان بود. اما معماري مدرن در دستان آنها چنان از فضاها خالي شد كه ديگر براي ساختن ساختمان ها نيازي به معمار حس نمي شد. ظواهر گرايش مدرن را تقليد كردند اما اصول و پشتوانه آنها را رو به فراموشي سپردند.







