باز هم سلام!
یکی از دوستان در خواست مطلب راجع به معماری پایدار رو داشتن.
دوست عزیز شما خیلی کلی فرموده بودین فعلا این اطلاعات رو واسه شما و بقیه می ذارم اگه مورد بخصوصی مد نظرتون هست بفرمایین تا تکمیل کنم.
البته مطالب خوب دیگه ای هم هست ولی میون همه به نظرم این مقاله در عین کوتاه بودنش نسبتا کامل بود.اگه تمایل داشتین بفرمایین تو اونها رو هم اضافه کنم.
احترام به طبيعت با خانه هايمان
نگاهي به كاربرد معماري سبز در زندگي شهري
نويسنده: آميتيس فلاح اميرشاهي
معماري سبز را بيشتر با اصطلاح «معماري پايدار» مي شناسيم: اصطلاحي كلان كه به شرح تكنيك هايي در طراحي معماري مي پردازد كه همسو با نگرش هاي زيست محيطي بوده و با ايده احترام به طبيعت شكل گرفته است.
معماري سبز، در حقيقت روند تازه يي نيست: چرا كه در بسياري از تمدن هاي باستاني و معماري هاي سنتي از جمله معماري سنتي ايران به صورتي بنيادين وجود داشته است. همچنين نمونه بارز و سيستماتيك آن را مي توان در «علم فنگ شويي» يا همان «هنر چيدمان چيني» ديد.
امروزه در پي پيامدهاي منفي جهان صنعتي، نظير آلودگي روزافزون هوا و محيط زيست، كاهش منابع طبيعي و بحران انرژي، حفظ و پاسداري از منابع طبيعي جهان به يكي از مهم ترين دغدغه هاي انسان عصر حاضر تبديل شده است.
اما معماري سبز با جست و جوي راهي براي به حداقل رساندن اثرات منفي ساختمان ها بر محيط زيست در حقيقت تلاشي است براي هم آوايي و همسويي با طبيعت از طريق افزايش كارايي و بهينه سازي در مصرف مصالح، انرژي و گسترش فضا.
بدين ترتيب در معماري سبز به جاي دشمني با طبيعت، انرژي هاي آن را مهار كرده و به بهترين شكل در ساختمان ها مورد استفاده قرار مي گيرد.
دستيابي به چنين هدفي با اندك نگرشي ممكن مي شود. به عنوان مثال در يك ساختمان سبز و همراه با طبيعت از مواد و مصالحي استفاده مي شود كه براي طبيعت زيان نداشته و نه تنها آن را آلوده نمي كند، بلكه قابل برگشت به چرخه طبيعت است. ساختماني كه با استفاده از مصالح پيرامون خود و در عين حال به گونه يي مستحكم بنا شده باشد، خود جزيي از طبيعت مي شود.
در استقرار چنين ساختماني، فراهم كردن دسترسي آسان به حمل و نقل عمومي و از جمله دوچرخه و پياده رو مناسب مدنظر قرار مي گيرد: چرا كه بدين ترتيب استفاده از اتومبيل به حداقل خواهد رسيد.
همچنين جهت يابي ساختمان با توجه به جهت بهينه تابش خورشيد و با هدف حداكثر استفاده از نور طبيعي و كسب انرژي رايگان (به عنوان مثال تجهيز بنا با آبگرمكن خورشيدي و مولد برق نوري) است. وليكن آنچه در اين گونه ساختمان ها به خصوص داراي اهميت است فراهم كردن راه و امكاني براي ورود طبيعت به بنا است كه مي تواند مثلاً با ايجاد برش هايي در حجم و پر كردن آن با فضاي سبز انجام شود.
اين راهكارها اگرچه در ديد نخست با انديشه هاي حاكم «بساز بفروشي» امروز جامعه ما در تقابل است وليكن در نهايت، اقتصادي ترين شيوه معماري است.
فراموش نكنيم طراحي ساختمان هاي سبز به صورت منفرد و تك به تك اگرچه خوب است وليكن كارساز نيست و بايد همزمان با يك طراحي شهري سبز انجام شود: چرا كه طبيعت متشكل از لكه هاي سبز جدا از هم نيست بلكه پوشش سبز گسترده يي است كه بايد شهر را در بر بگيرد.
امروزه در دنيا تلاش هاي زيادي در اين راستا صورت گرفته است. از اختصاص جوايز ارزنده به ساختمان هاي سبز گرفته تا سرمايه گذاري روي طرح هايي كه بعضاً برخي از آنها پروژه هايي عظيم و شگفت انگيزند. از آن جمله مي توان به طرح شهر «دونگتان» در چين اشاره كرد. هدف اين پروژه دستيابي به حداقل آسيب ممكن به محيط زيست است. شركت آروپ طراح اين پروژه ، آن را «نخستين شهر پايدار» ناميده است كه با وسعت 1482 جريب و براي سكونت 500 هزار نفر در نزديكي شانگهاي، در دهانه رود يانگ تسه ساخته خواهد شد. مرحله اول اين پروژه براي سكونت 80 هزار نفر در سال 2020 ميلادي به پايان خواهد رسيد. در اين شهر از انرژي قابل تجديد استفاده خواهد شد. بيشتر خيابان هاي آن نه فقط مسير عبور، كه راه هاي خدماتي خواهند بود كه در آنها مي توان پياده روي و دوچرخه سواري كرد و انرژي ساختمان ها از طريق توربين هاي بادي، پانل هاي نوري و بازيافت تامين مي شود.
يكي ديگر از پروژه ها در معماري سبز، نخستين شهر بدون كربن و ضايعات در «ابوظبي» است كه توسط دفتر معماري «فاستر و همكاران» طراحي خواهد شد. شهر 1483 جريبي «مصدر» با الهام از طرح شهرهاي عربي محصور در ميان ديوارها است ولي ديوارهاي سنگي و گلي آن با ورقه هاي «فتوولتاييك» با ظرفيت توليد 130 مگاوات برق پوشيده خواهد شد.
با مهار انرژي خورشيد و به كارگيري عناصر ساختماني مقاوم در برابر حرارت همچون سايبان اضافي و سرمايش كف، اين پروژه عظيم با احتياط به قلمرو بيابان پا خواهد گذاشت. در زمين هاي پيرامون شهر كه 20 مايل با مركز ابوظبي فاصله دارد، نيروگاه هاي فتوولتاييك و بادي، مراكز تحقيقي و مزارعي قرار مي گيرند كه سوخت كارخانه هاي شهر را فراهم مي كنند. اين مزارع به كاهش ضايعات هم كمك مي كنند زيرا با جذب كربن، گازهاي حاصل از كارخانجات را متعادل كرده و با پساب تصفيه خانه هاي آب شهر آبياري خواهند شد. دانشگاه اين شهر قرار است در سال 2009 ميلادي افتتاح شود.
در اينجا هدف آن نيست كه در برابر عظمت چنين پروژه هايي دچار حيرت و نا اميدي شويم. كافي است آگاه باشيم كه تا امروز با غفلت و بي توجهي چگونه وضعيتي خطرناك براي سرمايه هاي طبيعي سرزمين مان به وجود آورده ايم و از پيشرفت هاي جهاني باز مانده ايم. لازم است هر چه زودتر اين روند را متوقف كنيم. كاهش مصرف سوخت هاي فسيلي با تكنيك هاي ساختماني موجود و بدون هزينه هاي گزاف و تنها با به كارگيري طراحي مناسب نيز ممكن است. سبز بينديشيم.







