
سلام
ايام شهادت بانوي بزرگ اسلام ٬ياس خوشبوي خاندان پيغمبر عليهم السلام٬حضرت فاطمه سلام الله عليها را به همه دوستدارن حضرتشان تسليت عرض مي كنم.
محتاج دعاي خير همه شما هستيم.
سلام
با عرض شرمندگي كه اين مدت نتونستم برسم خدمتتون.فكر كنم آرزو جون و شبنم جون و آقاي مهندس كريمي مشغول امتحانات هستن!و به همين دليل نمي تونيم از اطلاعات خوبشون استفاده ببريم.اميدوارم همه موفق باشين.
به هر حال...
امروز با معرفي يه استاديوم قراره با هم همراه بشيم.
يه استاديومي كه براش اسمي انتخاب نشده ولي به this Solar Powered Stadium معروفه.معمارش هم تويو ايتوي ژاپني هست.

اطلاعات تكميلي راجع به اين مجموعه و معمارش رو در ادامه مطالب مي تونين مطالعه بفرمايين.
ادامه مطلب...
سلام خدمت همه همراهان خوب و شرمنده بابت اينكه يه مدت كمرنگ! شدم!
ايام شهادت ابا عبد الله الحسين و يارانشون رو به همگي تسليت عرض مي كنم.اميدوارم عزاداري هاتون قبول باشه و ما رو هم از دعاي خيرتون فراموش نفرمايين.
به سفارش آقاي مهندس براي دانشجويانشون در درس ترسيم فني لينك يه تاپيك در تالار گفتمان وب سايت شامل چند نمونه نقشه هاي تاسيسات رو قرار دادم.البته به نظرم براي دريافت فايل ها بايد عضو تالار باشين.
اطلاعات مورد نياز رو مي تونين در انجمن دانشجويان-نقشه هاي تأسيسات ببينين.
اميدوارم هميشه موفق باشين.
يه سلام ويژه و اختصاصي واسه همه دوستاي خوبم كه اين ترم درس طراحي معماري رو با آقاي مهندس كريمي دارن.
تا جايي كه من در جريان كاراتون هستم ديگه بايد رسيده باشين به مقطع دادن ايده و كانسپت.
گفتم شايد بد نباشه منم يه ذره كمك كنم.البته با اجازه استاد محترمتون.اميدوارم صحبت هام در جهت تدريس كلاستون باشه.
مطمئنم آقاي مهندس همه نكات و مواردي رو كه لازمه بهتون گفتن و لابد هر كدوم الان مي دونين بايد چيكار كنين.ولي مي دونم شروع كردن يه كم سخته.بابا ما خودمونم يه روزي مثل شما دانشجو بوديم مثلا!نگران نباشين با كمك هم همه جيز رو ختم به خير مي كنيم...
و اما بريم سر اصل مطلب...
اصلا منم مي خوام با شما شروع كنم به طراحي...
ببينيم چي مي شه...
ادامه مطلب...

انگيزه و طراحي
مي گويند معماري فرايندي است كه انسان به وسيله ي آن خود را مطرح و استحاله مي كند. به بياني ديگر براي انجام طراحي معماري، انگيزه لازم است. انگيزه چه بسا با تعقل در تضاد باشد. تا كنن هيچ امر، بر حق بودن طراحي معماري را، همچون هر نوع خلاقيت ديگر نفي نكرده است.
از اين رو هر آنچه كه به عنوان نظريه در باره معماري مطرح است، تنها هنگامي براي معمار ارزشمند است كه به طراحي آن مربوط باشد.
طراحي معماري به اعتقادي راسخ نياز دارد؛ اعتقادي كه انگيزه، شيوه و موقعيت از واجبات و ملزومات آن است.
از اين رو معمار بايد در فرايند طراحي شكيبايي به خرج دهد............
ادامه مطلب...
بهروز احمدي
طراحي، سبك و فلسفه در معماري
فعاليت من در معماري ايران از 30 سال پيش شروع شده است و در اين مدت محصول كار، طرح و اجراي حدود 60 پروژه و همكاري در طراحي بيش از 20 پروژه بوده است.
ديدگاه من در طراحي – سبك و فلسفه معماري – با نگاه به تجربيات عملي كه در ايران داشته ام مطرح شده است و با ديدگاه معماري آكادميك و تئوري تفاوت هايي دارد.
طراحي معماري
به تعريف من، ((معماري شامل كليه اقداماتي است كه سبب ايجاد فضايي براي زيست شود.))
اين اقدامات بطور كلي ممكن است نامناسب يا مناسب، زشت يا زيبا، بد يا خوب، ناسازگار با محيط و يا سازگار باشد و بديهي است هر اندازه متغيير هاي مثبت در اين مجموعه بيشتر شود، اثر معماري مطلوب تري ايجاد خواهد شد......
در ادامه مطالب توضيحات بيشتري راجع به نحوه طراحي بهروز احمدي ارائه شده.به انضمام يه مصاحبه از ايشون در رابطه با نحوه طراحي موزه.اميدوارم بتونين از مطالب استفاده ببرين.
ادامه مطلب...
سلام خدمت همه دوستان عزیز
بدون مقدمه میرم سر اصل مطلب
راستش یه سری مطلب فوق العاده خوب آقای مهندس توی یکی از بخش های کافه دیزاین گذاشته بودن که به فرمایششون در نبود خودشون اون مطالب رو برای استفاده دوستان عزیز در اینجا نقل می کنم.
حالا این مطالب چی هستن...
تعدادی پست راجع به اینکه معمارهای بزرگ چطوری طراحی می کنن.روند اون موضع این طوری بود که بعد از اینکه آقای مهندس پست های راجع به یه معمار رو می ذاشتن بقیه دوستان نظرشون رو می گفتن و یه کم در مورد اون نحوه طراحی بحث می شد.با اجازه من بخش اصلی مطالب و توضیحات رو میارم.اگه کسی از دوستان تمایل داشت با نظرات بقیه هم اشنا بشه یا احیانا خودش صحبتی یا نظری داشت می تونه به تاپیک معماران بزرگ چطور طراحي (دیزاین) مي كنين؟!-کافه دیزاین مراجعه کنه.
دیگه واقعا بریم سر اصل مطلب....
اگه موافقين اولين مطلب رو در رابطه با مرحوم ميرميران و بررسي روند فكري و نگاهي به آثار ايشون شروع مي كنيم.
سيد هادي ميرميران چگونه طراحي مي كند!؟.....................
ادامه مطلب...
|
مجموعه فرهنگی ژان ماری تجیبائو – نیوکالدونیای فرانسه-رنزو پيانو
این لینک هم اطلاعات کاملتر با نقشه ها و تصاویری از مرکز فرهنگی تی جیبائو رو داره.
|


-
سایت world architecture هم در بخش مراكز فرهنگيش(cultural centers)تصاويري از نمونه هاي چند تا مركز فرهنگي داره.
-
لینک پستهايی در رابطه با رنزو پيانو و مركز فرهنگي ژرژ پمپيدو:
-
وب معماري حرفه اي- مرکز فرهنگی ژرژ پمپیدو
-
وب معماري ايران- مرکز فرهنگی ژرژ پمپیدو
-
كافه ديزاين-مركز فرهنگي ژرژ پمپيدو

-
نقشه های فرهنگسرا:

معمولاً آن چه در بررسي يک بنا به عنوان اثري معمارانه مورد توجه قرار مي گيرد بحث جنبه هاي مادي و فضاي کالبدي و شکل دهنده به آن اثر معماري است؛ حال آن که در بررسي اثري معماري در اصفهان اين تصوير بهشت مي توان با نگاهي معناگرا نه تنها به دنبال تکامل کالبدي و شکل گيري بنا، بلکه در جست وجوي ريشه هاي شکل گيري پيوند کالبد و معنا و کيفيت اين ارتباط در دنياي عرفان نيز بود. نکته حائز اهميت در ديدگاه معمار عارف و صوفي بازسازي تصوير بهشت و جهان ماوراء در همه فضاهاي معماري چه در معابر، چه در مساجد و چه در خانه ها و همه جاي ديگر است. «تلاش معمار همواره بر اين است که همه جا را به رنگ آن انديشه اصلي مرکزي خويش در آورد و خاک فقير را به فضايي ماورايي شبيه سازد. آن فضايي که او با آن انس ازلي داشته است فضايي که مادي و خاطره يي از آن جهان است، انسان از آن هبوط کرده و هميشه تمامي انديشه و تفکراتش در پي بازگشت به آن و رهايي از قفس اين جهاني بوده است. فضايي کامل و متعالي و بي زمان.»
ما همه اجزاي آدم بوده ايم
در بهشت اين لحن ها بشنوده ايم
گرچه بر ما ريخت آب و گل شکي
يادمان آيد از آنها چيزکي
در اين راه آن چه معمار را براي رسيدن به اين هدف و بازسازي تصويري درخور از بهشت ياري مي کند به کارگيري زباني نمادين و استعاري براي انتقال پيام معنوي دنياي عرفان است.
به بيان ديگر خلوص و شفافيت فضاهاي معماري عصر صفوي و مکتب اصفهان، معمار را بر آن داشته تا با استفاده از آب نماي مرکزي علاوه بر اعلام حضور زاينده رود در نزديکي، با نمايش تصوير مجازي از حجم اصلي بنا که خود در پرسپکتيو و اندکي در دوردست واقع شده تقارني را که در امتداد محور طولي عرضه داشته با کمک آب نما به بعد سوم برده و در اين حال بيننده را با خود و اثر معماري تنها مي گذارد و او را به درون ساختمان دعوت مي کند.
تاکيد بر تقارن و تقويت آن در محورهاي گوناگون نشان دهنده پايبند بودن احمدي به اصول معماري سنتي ايران به ويژه معماري صفوي و مکتب اصفهان است. پس معماري سنتي به معني شيوه ساختمان سازي از نظر شکلي، ساختاري و مفهومي منبع الهام قرار مي گيرد ولي در اين جا به سنت نه به صورت کاربردي بلکه با ديدگاهي پست مدرن نگريسته مي شود و جنبه مفهومي و نمادين آن بيشتر مورد توجه قرار مي گيرد.
آن چه به سنت تعبير مي شود به هيچ وجه پيروي از راه و روشي ويژه که مشمول زمان و مکان مي شود يا حفظ وضع پيشين و قرار گرفتن در حصاري از انديشه هاي قديمي نيست بلکه آن گونه که دکتر «سيدحسين نصر» تعريف مي کند؛ «امروزه هيچ چيز بهنگام تر از آن حقيقت ازلي، از آن پيامي نيست که از سنت مي آيد و مقتضاي حال است چرا که همواره مقتضي بوده است چنين پيامي تعلق به اکنون دارد که هميشه بوده است و خواهد بود. سخن از سنت، سخن از اصول تبديل ناپذيري است با منشاء آسماني و سخن از کاربردشان در مقاطع مختلف از زمان و مکان.»به بيان ديگر معمار با استفاده از زبان نماد ها به بيان صور نمادين که جنبه هاي محسوسي از واقعيت ماوراي طبيعي اشيا هستند مي پردازد، ترجماني از مفاهيم دنياي عرفان در عالم خاکي. در حقيقت او صوري را به تصوير مي کشد که موجوديت خود را دارند؛ خواه انسان از آنها باخبر باشد يا نباشد، نمادهايي که به دست انسان ساخته نمي شوند بلکه او را دگرگون مي کنند.
همان گونه که ذکر شد هرچند اين مجموعه به تازگي مورد بهره برداري قرار گرفته است ولي آغاز طراحي آن به اواخر دهه 60 بازمي گردد. احمدي خود دراين باره مي گويد که در آن سال ها معمار جواني بوده است که تحت تاثير اساتيد بزرگ معماري ايران هم چون نادر اردلان و کامران ديبا گونه يي معماري مفهوم گرای با گرايشات عرفاني را دنبال مي کرده است.
از ديدگاه اردلان معماري به عنوان يک پديده در نظام وحدت گراي جامعه سنتي نشان دهنده اصل وحدت است. او بر اين عقيده است که مبناي شناخت و درک معماري سنتي اسلامي ريشه در رابطه بين کيهان، انسان و معماري دارد؛ «به عبارتي ديگر از ديد سنتي انسان و کيهان خود محصول هنر قدسي اند، انسان، کيهان و معماري قدسي از حيث واقعيت هستي شناسي شان نهايتاً وابسته به ذات الهي اند.»
پس معمار بار ديگر سعي مي کند با استفاده از عناصر معماري تصوير ذهني خود را از عالم ديگر در دنياي مادي انعکاس دهد. احمدي خود دراين باره مي گويد؛ «از نظر من پروژه اين گونه اتفاق مي افتد؛ گويي جرعه يي آسماني از کيهان در مرکز پروژه در آن هشت ضلعي که نمادي خاکي از بهشت است فرو مي افتد؛ درست مانند سنگي که در آب مي افتد و موج ايجاد مي کند، صورت گيري يا تجلي مادي اين اثر کيهاني در واقع امواجي است که آمفي تئاتر را ايجاد کرده که به سمت آسمان حرکت مي کند. در واقع نوعي معاشقه و يا تعامل بين زمين و آسمان، کيهان يا عالم صورت با عالم مثال.»
قطره يي از کيهان عالمي که کره خاکي و انسان در آن جاي گرفته اند بر جايگاه زندگي او فرود آمده، انسان پيوندي را ميان خود و آسمان يا فضاي بي کرانه احساس مي کند. گويي معمار تلاش مي کند راهي براي عروج از عالم خاک به فضاي برتر و پرمعناتر بيابد و از تغييرات و دگرگوني هاي اين جهاني آزاد شود.
از نظر کاربردي نيز چنين است، تراکم و غلظت کاربري هاي مجموعه از مرکز به بيرون کاهش مي يابد. به بيان ديگر فضاي تهي که در مرکز پروژه قرار گرفته و تالارها را در خود جاي داده تاثير خود را بر اطراف نيز گذاشته و لبه ها را نيز بي ماده و شفاف کرده است. تا آنجا که در بخش مجاور با خيابان رواق نيز حذف شده و ساختمان از طريق دروازه ورودي با پياده رو شهري ترکيب مي شود. ساختمان از طريق هفت دروازه که از نظر مقياس نيز بر آنها تاکيد شده است به فضاي پيرامون خود متصل مي شود. در واقع دروازه ها اولين فضا در الگوي بنيادي اتصال، انتقال و وصول هستند. استفاده هوشمندانه از هفت دروازه و تاکيد بر آنها شايد اشارتي است بر هفت دروازه بهشت موعود، استعاره يي ديگر از مفهومي آن جهاني، انعکاسي ديگر از عالم مثال در عالم خاک. «از ديدگاه استيرلين سرچشمه وجوه نمادين اندام هاي کالبدي در معماري ايران در عالم مثال يا عالم ملکوت ديده مي شود.»
در اين جا آب نما نيز نه تنها مکاني براي به نمايش گذاشتن و نگهداري آب و محلي براي نشستن در اطراف آن بلکه از ديدگاه عرفاني آينه يي است براي تصوير کردن و انعکاس عناصري که دورادور حياط جاي گرفته اند.
آن چه در سازماندهي کلي مجموعه شاخص است، هندسه بسيار قوي و ترکيب آن با تقارن است. مفاهيمي که در مطالعه فضاي معماري و نظام کالبدي در معماري سنتي نيز ديده مي شوند در واقع کاربرد هندسه برخاسته از عمق اعتقاد و بينش معناگرايانه يي است که معمار سنتي براي دستيابي به مفاهيم ارزشي عقيدتي و بازيابي تبلور آن در شکل مادي و قالبي معمارانه به کار مي گيرد. به بيان ديگر هندسه به عنوان عاملي وحدت بخش به کار گرفته مي شود تا کليه ارکان بنيادين معماري از قبيل فضا، شکل، سطح، رنگ و ماده را به نظم درآورد. «در معماري سنتي هندسه محدود به جنبه هاي کم و بيش کمي نيست بلکه جنبه کيفي دارد که در قوانين تناسب و هماهنگي نمايان است و توسط آن يک بنا وحدت تقريباً بي مانند خود را به دست مي آورد.»
در طرح مرکز فرهنگي سينمايي ناگفته ها و عجايب رازآلود هم زمان با فرو بردن بيننده در تجربه يي ناخودآگاه آشکار مي شوند. آن جا که به زيباترين وجه معماري سنتي ايران يعني توجه به چهار عنصر نور، باد، آب، خاک و تفکر ديرينه و اسطوره يي فرهنگ ايراني پرداخته مي شود. اين جريان نيرومند فکري ريشه در تفکرات فيلسوف بزرگ سهروردي و فلسفه اشراق دارد.در اين ميان آب نوع مادي عنصري است که مي تواند با نور ترکيب شود و از آنجا که توانايي عبور نور و روشنايي را از خود دارد به عنصري مقدس تبديل شده است. آب و نور به مثابه عناصر هويت بخش با يکديگر ترکيب مي شوند و بنيان فضايي زيبايي در معماري را پايه ريزي مي کنند که حوض خانه نام دارد. در واقع حوض خانه معبدي مهري است مربوط به آناهيتا و مهر و تمام هنر معمار سنتي ترکيب آب و نور در اين فضاست. اين تدبير نيز هوشمندانه در طراحي فضاهاي داخلي مجموعه به کار گرفته شده است و موجب رساندن نور به فضاهايي که در زير سطح زمين جاي گرفته اند از قبيل رستوران و گالري ها مي شود.
فضاي هشت ضلعي مرکزي علاوه بر اينکه از نظر محل قرارگيري در مرکز پروژه قرار دارد به نوعي نقطه شروع حرکت بازديدکننده و کاربران مجموعه نيز هست. هندسه قوي، حضور آب و ترکيب شدن آن با نوري که از پل هاي شفافي که به اين فضا ختم مي شود و گذر مي کند فضايي مشابه سربينه حمام هاي سنتي ايجاد مي کند که آنها نيز خود مرکز رويدادها و اتفاقات مهم اجتماعي بوده اند.

عنصر با اهميت ديگري که در طراحي مجموعه مورد تاکيد قرار گرفته است پل است، عنصري که در فرهنگ ايراني و اسلامي به مثابه گذرگاه و جداکننده پاکي و پليدي است در اينجا نيز به ياري معماري معنا گرا آمده است تا صورتي خاکي از گذرگاهي بر پاکي و آب باشد يا گذري شفاف براي انتقال به فضاي اصلي. به بيان ديگر سفر معنوي روح که آغازش تطهير و تزکيه و پايانش اشراق بود. در اينجا و با پيروي از الگوي بنيادين اتصال، انتقال و وصول صورتي نمادين به خود مي گيرد. انسان با ورود از دروازه (اتصال) و گذر از پل (انتقال) و رسيدن به فضاي مرکزي تهي شده که به سمت آسمان در حال عروج است به وصل مي رسد. در اينجا معمار با عدم استفاده از رنگي ويژه و يا خاص بر خلوص فضاي معماري اش افزوده است آن چه به عنوان رنگ در طرح استفاده شده است طيفي از بي رنگي است که با نور ترکيب مي شود و رنگ هايي زيبا در ذهن ناظر پديد مي آورد.
آن چه به عنوان آخرين نکته بايد در مورد پروژه مرکز فرهنگي سينمايي اصفهان ذکر شود نقشي است که اين فضاي فرهنگي در شهر به عنوان فضاي شهري ايفا مي کند. «در تفکر عرفاني بنا به عنوان قطعه يي سرگردان نيست که روي سطحي قرار داده شده باشد بلکه در بافت شهري گنجانده شده است.» ارتفاع کم ساختمان و قرارگيري بخش عمده فضاها در داخل زمين مکان يابي مناسب ورودي ها در اطراف پروژه، باز بودن ضلع مجاور خيابان براي ورود عابرين، محل هايي براي نشستن در کنار آب نما، اختصاص بيش از نيمي از سطح پروژه براي استفاده آزاد عمومي و به کارگيري عناصر طبيعي و مصنوعي دعوت کننده به داخل اين مرکز را يک فضاي شهري درخور در مجاور رودخانه زاينده تبديل کرده است. آن چه اين مجموعه فرهنگي را به فضا و مکاني پويا تبديل مي کند جايگزيني آن در سلسله مراتبي از فضاهاي عمومي و نيمه عمومي، ايستا و پويا، فضاي باز و سرپوشيده خطي و گردهم آورنده با مقياس هاي کوچک و بزرگ و با عملکرد هاي متنوع اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي است که موجب القاي حس تداوم، تنوع و تحرک فضايي در استفاده کنندگاني است که با اهداف مختلف قدم در آن نهاده اند.
تصاوير بيشتر از اين مجموعه رو مي تونين از باشگاه مهندسان ايران ببينين.
مركز فرهنگي دزفول:
مرکز فرهنگی سینمائی دزفول عمدتا از چهار بخش متمایز تشکیل شده است که به ترتیب اولویت و اهمیت عبارتند از:
اين سري از پستها رو به فرمايش جناب مهندس كريمي گذاشتم.اون طوري كه فرموده بودن طرح اين ترم دانشجوهاي خوبشون راجع به مركز فرهنگي هستش.اميدوارم اطلاعات پراكنده اي كه در اين چند پست هست براي آشنايي با نمونه هاي موجود مراكز فرهنگي و فرهنگسراها كمك كوچيكي باشه.
بخشي از اطلاعات موجود نوشتاريه.بخشيش هم تصاويري از نمونه هاي موجود هست.بخش ديگه اي هم يه سري لينك از موضوعات مرتبط هست.
فرهنگسراي نياوران
تاريخچه :
اين بنا توسط آقای کامران ديبا و همکارانش صورت گرفته است. ساخت اين بنا در تاريخ 1355شروع و در سال 1356 به اتمام رسيد. کل فضاي مجموعه نیاوران 110 هزار متر مربع است و زير بنای ساختمان 10 هزار متر مربع می باشد. اين مکان از سال 1364 تا 1374 به عنوان دانشکده هنر و زير نظر وزارت ارشاد فعالیت نموده و در سال 1374 با عنوان رسمی فرهنگسرا شروع به کار کرد. در حال حاضر رياست اين مجموعه بر عهده جناب آقای دکتر سيدمحمد فدوی می باشد .
بررسی از نظر اقليم :
فرهنگسرای نیاوران به لحاظ اقليم در موقعيت معتدل کوهستانی می باشد در اين اقليم به علت وجود بادهای شمال معماری فرهنگسرا به صورت شرق و غرب طراحی شده است.
نورگيری اين بنا از 4 طرف صورت می گيرد.گر چه ساختمان نیاوران به صورت قسمتهای مجزا طراحی شده و بعد در کنار هم قرار گرفته اما با بداعت های خاص طراح توانستند،ارتباطی صحيح و جستجوگر میان دو ساختمان بوجود آید.
بررسی بنا :
سازه اين بنا از بتون مسلح می باشد .در زیبا شناختی اين ساختمان طراح با ترکیبی میان بافت( بتون و سنگ ) ، فرم ( ساده هندسی ) و سنت ( سنتهای ايرانی ) توانسته ساختاري جدید از معماری سنتی و مدرن خلق نماید.
ورودی :
سر در ورودی اين بنا، به صورت متقارن می باشد. اين سر در به عنوان پيش ورودی برای دسترسی به درب اصلی فرهنگسرا می باشد. سر درفوق بر گرفته ازساختار فضای هشتی در معماری سنتی می باشد.

سمت راست درب ورودی اتاق نگهبانی قرار دارد. دسترسی به ساختمانهای اصلی از طريق پله ها صورت می گيرد. وجود دو عامل بعدی سکوها و شمشادهادر دو طرف پله ها عمل هدايت مخاطب به سمت ساختمان اصلی را به عهده دارد.

برای ورود به حياط مرکزی مخاطب مقيد به گذشتن از زير قالب سنتی که به شکل سر در ورودی است می باشد.


حياط مرکزی يکی ديگر از نمودهای سنتی است که در اين بنا استفاده شده است. اين قسمت دارای دو آب نما و دو باغچه می باشد و تمامی دربهای مختلف ساختمان به سمت حيای مرکزی باز می شود.


در حياط مرکزی دو ساختمان مشاهده می شود :
سمت چپ ( ساختمان شماره 1) که شامل 2 طبقه می باشد:
طبقه اول سالن آمفی تئاتر که بعنوان سالن سينما از آن استفاده می شود.
آمفی تئاتر : سالن آمفی تئاتر شامل سه قسمت اصلی است.
پذيرش
خروجی ها
سن اصلی
اين مکان دارای يک ورودی يا سراسرست که يک حسن برای آن تلقی می گردد.زيرا افرادی که می خواهند به بيرون از آمفی تئاتر بروند ابتدا به يک هال انتظار وارد شده و سپس به محيط بيرون هدایت می شوند .
اتاق پروژکتور سالن مجهز به ديوارها و سقفهای مقاوم در برابر آتش سوزی می باشد و يک اتاق برای برق اضطراری و ترانسفورماتور در زير آريتوريم طراحی شده است.طول سن آمفی تئاتر تقريبا" دو برابر عرض است واز شيب طبيعی زمين برای شيب آمفی تئاتر استفاده شده است .
طبقه دوم : اتاق رئيس و معاونين
سمت راست ( ساختمان شماره 2) بوسيله چند پله به طرف در ورودی نگارخانه و بخش اداری می رسد.
نگارخانه :
از حیاط مرکزی بوسيله چند پله به طرف در ورودی نگارخانه هدايت می شويم.

قبل از ورود به نگارخانه يک هشتی وجود دارد که هم به رستوران و هم به کتابخانه راه دارد.
برای ورود به نگارخانه از یک راهروی چرخشی ، هدايت کننده به طرف جلو استفاده شده که ازآن به عنوان بخشی از نگارخانه استفاده می شود و فضای مفيدی نيز برای نگارخانه ايجاد کرده است .ساختار چرخشی راهرو باعث شده تا فاصله راهرو تا قسمت اداری کمتر احساس گردد.
نگارخانه از 5 نيم طبقه تشکيل شده که از 3 نيم طبقه آن به عنوان سالن اصلی استفاده می شود.
بخش اداری :
بخش فوق از 3 طبقه مجزا تشکیل شده است.
طبقه همکف : شامل اتاق تايپيستها و طبقه دوم و سوم ، شامل بخشهای مالی، اداری، موسيقی، کامپيوتر و مدیریتهای فرهنگسرا و مشاورین می باشد که همگی توسط پارتيشنهای شيشه ای از هم جدا شده است . لازم به تذکر است که قسمت اداری به قسمتهای ديگر فرهنگسرا اشراف ندارد.

رستوران :
فضای رستوران در دو طبقه پیش بینی شده که دسترسی به آن از سه بخش ساختمان امکان پذیر می باشد: 1- حياط مرکزی 2- ورودی نگارخانه 3- کتابخانه
سالن گوشه :
سالن فوق در انتهای حياط مرکزی و بين دو ساختمان قرار گرفته به طوری که ،توانستند اين دو ساختمان را به هم متصل کند. اين سالن جهت برگزاری فعاليتهای گوناگون هنری آماده سازی شده است.
کتابخانه :
فضای کتابخانه شامل : 1- ورودی 2- هال ورودی 3- قسمت کاتالوگ 4- مراجعه و تحويل 5- مخزن کتاب 6- سالن مطالعه
آرايش داخلی اين مجموعه به نحوی است که خوانندگان می توانند به آنچه می خواهند دست پيدا کنند و احساس آرامش بنمايند.
کتابخانه شامل کتابهای تخصصی هنر بوده و برای استفاده هنرجويان و اساتيد هنر می باشد .








