
space structure (سازه های فضا کار )
سازه های فضایی بعلت پخش نیرو در جهات مختلف از استحکام توام با سبکی استثنایی برخوردار می یاشد.به نحوی که وزن آنها 35% از سازه های متداول کمتر است و بعلت استفاده حداکثر از سیستم پیش ساختگی از سرعت ساخت و نصب بیشتری برخوردار می باشد و بعلت یکپارچگی میتوان کلیه سازه و تاسیسات مربوطه را در تراز زمین سوار کرده و سپس سقف را بالا برده و نصب کرد.
سازه فضایی با گسترش فضای باز بدون ستونها مترادف است که این امر راندمان فضا را بسیار بالا می برد(تا 25%) و این گسترش در هر دو بعد براحتی میسر است .
شکل منتظم سازه های فضایی نمای خوش آیندی را عرضه می دارد که به لحاظ معماری با ارزش می باشد و از این روست که بسیاری از معماران در سالنها و مراکز اجتماعات و غیره از سقف کاذب استفاده نکرده و خود سازه را به نمایش می گذارند.

امروزه با پیشرفت علوم و تكنولوژی نیازها و خواسته های جدیدی در زمینه مهندسی سازه رخ نموده است . عامل زمان در ساخت سازه ها اهمیت دوچندان یافته و این امر گرایش به سازه های پیش ساخته را افزایش داده است همچنین با افزایش جمعیت بشری علاقه به داشتن فضاهای بزرگ بدون حضور ستون های میانی خواهان بسیاری پیدا كرده است . در این راستا از اوایل قرن حاضر تعدادی از متخصصین مجذوب قابلیت های منحصر بفرد سازه های فضاكار گشته پاسخ بسیاری از نیازهای جدید را در این سازه ها جسته اند و البته به نتایج بسیار مثبتی نیز دست یافته اند . با انتشار این نتایج روز به روز این عرصه با اقبال بیشتری مواجه گردید به گونه ای كه با گذشت چندین دهه هنوز هم مطالعه سازه های فضاكار در كانون متخصصین و دانشجویان قرار دارد. در این مقاله منظور از عبارت سازه فضاكار سیستم های اسكلت فلزی بوده كه از بافت تعدادی زیادی المان یا مدول با شكلهای استاندارد به یكدیگر تشكیل می شوند و نهایتا یك سیستم سبك و با صلبیت زیاد را ایجاد می كنند . سازه های فضاكار در اشكال بسیار متنوعی ساخته می شوند كه مهمترین آنها عبارتند از : شبكه های مسطح دو یا چند لایه ، چلیك ها ، گنبدها و قوس ها . علاوه بر این ، سازه های فضاكار دارای بافتار متنوعی نیز می باشند . بدین ترتیب كه با تغییر در آرایش المان ها می توان بافتار جدید ایجاد كرد و بدیهی است كه كارایی هر بافتار باید در مقایسه با بافتارهای دیگر سنجیده شود . مثالهای متعددی از سازهای فضاكاری كه در دنیا و ایران ساخته شده است وجود دارد ؛ استادیوم های ورزشی ، مراكز فرهنگی ، سالن های اجتماعات ، مراكز خرید ، ایستگاه های قطار ، آشیانهای هواپیما ها ، مراكز تفریحی ، برجهای رادیویی و .....
2-تعریف و تاریخچه سازه های فضاكار:
به سازه ای كه اصولا رفتار سه بعدی داشته باشد ، به طوریكه به هیچ ترتیبی نتوان رفتار كلی آن را با استفاده از یك یا چند مجموعه مستقل دوبعدی تقریب زد ، سازه فضاكار نامیده می شود . با این تعریف طیف وسیعی از سازه ها یعنی حتی برخی از قوس ها و گنبدهای آجری گذشته نیز جزو سازه های فضاكار محسوب می شوند ، اما در اینجا منظور سازه های سه بعدی خاص هستند كه معمولا دارای اعضای مستقیم با اتصالات صلب یا مفصلی می باشند.
3- انواع سازه های فضاكار :
الف) شبكه های تخت : به تركیب یك سیستم یك یا چند وجهی با لایه های واحد شبكه گفته می شود . شبكه مسطح تركیبی از یك دو وجهی كه با تیرهای واحد متصل شده است می باشد . شبكه های تخت می توانند دارای یك ، دو یا سه و حتی چند لایه باشند ، ولی بیشتر به صورت دو لایه مورد استفاده قرار می گیرند. شبكه های دولایه از دو صفحه موازی كه بوسیله عناصری به هم متصل گردیده اند تشكیل می شوند . یك نمونه استفاده از این شبكه ها در آشیانه هواپیما است . زمانی كه اعضا در شبكه دولایه طویل شوند برای جلوگیری از خطركمانش كردن از شبكه های سه لایه استفاده می شود و با توجه به اینكه نیمی از هزینه های سازه های فضاكار را پیوندها تشكیل می دهند این نوع سازه ها اغلب غیر اقتصادی است . نكته دیگری كه در طراحی شبكه های دولایه و اكثر سازه های فضاكار باید در نظرگرفت این است كه برای توزیع بهتر نیرو و كششی شدن آن ستون ها در داخل شبكه قرار می گیرند و ستون به چند گره متصل شود و بهتر است برای توزیع منظم نیرو در سازه ها در اطراف كنسول داشته باشیم .
ب) شبكه های چیلك : به شبكه ای كه در یك جهت دارای انحنا باشد ، چلیك می گویند . این سازه بیشتر برای پوشش سطوح مستطیلی دالان مانند استفاده شده و بعضا فاقد ستون می باشند و روی لبه های چلیك كه به تكیه گاه متصل است ، قرار می گیرند . چلیك ها دارای محور می باشند . اگر چلیك یك لایه باشد اتصالات به شكل صلب است . چلیك ها اغلب به شكل تركیبی استفاده می شوند و تیركمری نقش تركیب كردن چلیك ها به یكدیگر را بازی می كنند . نكته ای كه در طراحی این نوع سازه ها باید در نظرگرفت این است كه انتهای چلیك باید قوی باشد و این تقویت را می شود بوسیله تیر ، و تیروستون و شكل خورشیدمانند انجام داد . انواع چلیك ها عبارتند از : چلیك اریبی ، چلیك لملا با مقاطع بیضی گونه ، سهمی گون ، هذلولی گون و ..... .
اگر شبكه ای در دو جهت دارای انحنا باشد ، گنبد نامیده می شود . شاید رویه یك گنبد بخشی از یك كره یا یك مخروط با اتصال چندین رویه باشد . گنبدها سازه هایی با صلبیت بالا می باشند و برای دهانه های بسیار بزرگ تا حدود 250 متر مورد استفاده قرار می گیرند . ارتفاع گنبد باید بزرگتر از 15% قطر پایه گنبد باشد . گنبدها دارای مركز هستند . از انواع گنبدها می توان گنبد از نوع دنده ای اشاره كرد كه در صورتیكه تعداد دنده ها زیاد باشد باید به مسئله شلوغی اعضا در راس گنبد توجه شود كه برای اجتناب از این مسئله بهتر است كه برخی از دنده های نزدیك راس حذف شود . گنبد دیگری به نام اشفدلر ( مهندس آلمانی ) وجود دارد كه تعداد زیادی از این نوع گنبدها بعد از قرن 19 توسط اشفدلر و دیگران ساخته شده است . از ایرادات این گنبد می توان به مسئله شلوغی اعضا در راس اشاره كرد ، كه برای حل این مشكل همان راه حل بالا ارائه می شود . نمونه دیگر از گنبدها ، گنبد لملا است . این گنبد را می توان به نوعی تركیبی از یك یا چند حلقه كه با یكدیگر متقاطع هستند ، دانست . از نمونه دیگر گنبدها می توان به گنبدهای دیامتیك و گندهای حبابی و ژئودزیك اشاره كرد. اتصالات در گنبدهای دنده ای و اشفدلر حتما صلب هستند . از لحاظ پخش منظم نیرو ، گنبدهای ژئودزیك ، دیامتیك و حبابی بسیار مناسب هستند .
4- امتیازات سازه های فضاكار :
امروزه در سراسر دنیا سازه های فضاكار به سرعت در حال پذیرش و مقبولیت در بین طراحان و مهندسین سازه می باشند ، این امر را نمی توان فقط مرهون جذابیت و زیبایی بیشتر این سازه ها دانست ، بلكه دلایل متعددی كه در ذیل به پاره ای از آنها اشاره می شود در گسترش محبوبیت این سازه ها موثر بوده است :
· جذابیت و زیبایی بیشتر و قابلیت ساخت انواع فرمهای دلخواه
· ذخیره مقاومتی بیشتر به دلیل داشتن درجات نامعینی بالا در مقایسه با سایر سازه های متداول .
· سختی و صلبیت زیاد این سقف ها قابلیت استثنایی برای حمل بارهای بزرگ متمركز و غیر متقارن بوجود می آورد.
· سیستم های فضاكار برای پوشش سالن های بزرگ اجتماعات ، سالن های نمایشگاهی ، ورزشگاه ها ، آشیانه هواپیما ، كارخانه های صنعتی ، مساجد و به طور كلی تمام سازه هایی كه به نحوی محدودیت تكیه گاه های میانی دارند ، ایده ال بوده و در این موارد از نظر جلوه های ظاهری و مسائل سازه ای حالت منحصربفردی را نسبت به سایر سیستم های جایگزین ایجاد می كند .
· اكثر سیستم های فضاكار پیش ساخته بوده و قطعات مورد نیاز آنها انبوه سازی می شوند به همین دلیل این سیستم ها معمولا به سادگی و در زمان كوتاهی تولید و نصب می شوند.
· در اخر می توان گفت كه اصلی ترین علت گسترش روز افزون سازه های فضاكار در جهان ، اقتصادی تر بودن این سیستم ها است .
برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر و همچنین آشنایی بیشتر رجوع شود به سایت دانشگاه ساری انگلستان: www.sarrey.ac.uk
http://www.civil307.blogfa.com/
دوستان در ادامه مطلب قبلی می خوام خیلی کلی یه نمونه از شهر سازی پایدار رو بهتون معرفی کنم.
موردی که خیلی وقت قبل از این داشتیم!
شهر یزد به عنوان یه شهر پایدار!!!
ساختار کلی شهر:
قسمت قدیمی شهر یزد که تحت حفاظت قرار گرفته، ساختاری چنان منسجم دارد که در هیچ جای دیگری مشابه آن را نمی توان یافت. ساختار منسجمی از کوچه های باریک و دیوارهای بلند که عابران و رهگذران را از تابش مستقیم نور خورشید در فصل تابستان، و وزش بادهای سرد در زمستان، در امان نگاه می دارد. علاوه بر این، بازار سرپوشیده، کاروانسراها، قلعه ها، آب انبارها و بادگیرها نیز از شاخصه های برجسته معماری یزد است که آن را از شهرهای دیگر متمایز می کند.
ساختار یا ساختمان خانه ها:
در شهر یزد، تمام خانه ها از مصالحی چون کاهگل و خشت خام ساخته شده و مشتمل است بر دیوارهای بسیار بلند و سربرکشیده که مانع تابش مستقیم اشعه خورشید در تابستانند. همچنین اتاقی بزرگ به نام تالار، که یک سوی آن باز و کاملا رو به فضای بیرونی است و غالبا به هنگام عصر مورد استفاده قرار می گیرد، چرا که تالار همیشه در آن بخش از منزل که مستقیما در جهت غروب آفتاب (مغرب) است جای دارد، و اتاق ها همگی در سمت دیگری از خانه ساخته می شوند. استخر آب که به آن «حوض» می گویند، درست در وسط حیاط جای دارد و به راحتی از تمام اتاق ها و یا تالار خانه، قابل مشاهده است. همچنین اتاقی نیز در جلوی تالار قرار دارد که به راحتی در معرض تابش نور خورشید قرار داشته و در زمستان، محل گرمی است که مورد استفاده بسیار قرار می گیرد. و اما کلاه فرنگی، که آن نیز بخشی دیگر از خانه های یزد است و غالبا برای صرف ناهار، عصرانه و یا خواب سبک بعد از ظهرهای تابستانی، مورد استفاده قرار می گیرد. نوعی خاص از کلاه فرنگی (بنایی شبیه به کلاه کابویی) درست در وسط سقف منزل تعبیه می شود که سبب هدایت باد از هر شش جهت به درون خانه می گردد. این نوع کلاه فرنگی ها کاملا از بادگیرها که بعدا به آنها نیز خواهم پرداخت متفاوتند، اگر چه آنها نیز از ناحیه کف منزل، چیزی شبیه به «کلاه کابوها» به نظر می رسند.
اکنون به زیر زمین در خانه های یزد می پردازیم که در تمامی خانه های قدیمی، مورد استفاده بسیار بوده و هست چرا که از نظر دما، حدود، ۲۰ درجه خنک تر از بخش های فوقانی منزل بوده و هم از این روست که بیشتر مردم، حتی در حال حاضر نیز برای فرار از شدت گرما، به زیرزمین ها روی می آورند، چرا که زیرزمین ها نوعی یخچال های طبیعی در عمق خاک هستند که قدری گودتر از زمین، حفر و ساخته شده و به منظور ذخیره سازی و نگاهداری میوه جات و غذاهای فاسد شدنی که نگهداری آنها مستلزم درجه حرارت بسیار پایین است، مورد استفاده قرار داشته و هنوز هم در میان بسیاری از مردمی که در بخش های قدیمی شهر مسکن دارند، مورد استفاده است.
باز هم سلام!
یکی از دوستان در خواست مطلب راجع به معماری پایدار رو داشتن.
دوست عزیز شما خیلی کلی فرموده بودین فعلا این اطلاعات رو واسه شما و بقیه می ذارم اگه مورد بخصوصی مد نظرتون هست بفرمایین تا تکمیل کنم.
البته مطالب خوب دیگه ای هم هست ولی میون همه به نظرم این مقاله در عین کوتاه بودنش نسبتا کامل بود.اگه تمایل داشتین بفرمایین تو اونها رو هم اضافه کنم.
احترام به طبيعت با خانه هايمان
نگاهي به كاربرد معماري سبز در زندگي شهري
نويسنده: آميتيس فلاح اميرشاهي
معماري سبز را بيشتر با اصطلاح «معماري پايدار» مي شناسيم: اصطلاحي كلان كه به شرح تكنيك هايي در طراحي معماري مي پردازد كه همسو با نگرش هاي زيست محيطي بوده و با ايده احترام به طبيعت شكل گرفته است.
معماري سبز، در حقيقت روند تازه يي نيست: چرا كه در بسياري از تمدن هاي باستاني و معماري هاي سنتي از جمله معماري سنتي ايران به صورتي بنيادين وجود داشته است. همچنين نمونه بارز و سيستماتيك آن را مي توان در «علم فنگ شويي» يا همان «هنر چيدمان چيني» ديد.
امروزه در پي پيامدهاي منفي جهان صنعتي، نظير آلودگي روزافزون هوا و محيط زيست، كاهش منابع طبيعي و بحران انرژي، حفظ و پاسداري از منابع طبيعي جهان به يكي از مهم ترين دغدغه هاي انسان عصر حاضر تبديل شده است.
اما معماري سبز با جست و جوي راهي براي به حداقل رساندن اثرات منفي ساختمان ها بر محيط زيست در حقيقت تلاشي است براي هم آوايي و همسويي با طبيعت از طريق افزايش كارايي و بهينه سازي در مصرف مصالح، انرژي و گسترش فضا.
بدين ترتيب در معماري سبز به جاي دشمني با طبيعت، انرژي هاي آن را مهار كرده و به بهترين شكل در ساختمان ها مورد استفاده قرار مي گيرد.
دستيابي به چنين هدفي با اندك نگرشي ممكن مي شود. به عنوان مثال در يك ساختمان سبز و همراه با طبيعت از مواد و مصالحي استفاده مي شود كه براي طبيعت زيان نداشته و نه تنها آن را آلوده نمي كند، بلكه قابل برگشت به چرخه طبيعت است. ساختماني كه با استفاده از مصالح پيرامون خود و در عين حال به گونه يي مستحكم بنا شده باشد، خود جزيي از طبيعت مي شود.
در استقرار چنين ساختماني، فراهم كردن دسترسي آسان به حمل و نقل عمومي و از جمله دوچرخه و پياده رو مناسب مدنظر قرار مي گيرد: چرا كه بدين ترتيب استفاده از اتومبيل به حداقل خواهد رسيد.
همچنين جهت يابي ساختمان با توجه به جهت بهينه تابش خورشيد و با هدف حداكثر استفاده از نور طبيعي و كسب انرژي رايگان (به عنوان مثال تجهيز بنا با آبگرمكن خورشيدي و مولد برق نوري) است. وليكن آنچه در اين گونه ساختمان ها به خصوص داراي اهميت است فراهم كردن راه و امكاني براي ورود طبيعت به بنا است كه مي تواند مثلاً با ايجاد برش هايي در حجم و پر كردن آن با فضاي سبز انجام شود.
اين راهكارها اگرچه در ديد نخست با انديشه هاي حاكم «بساز بفروشي» امروز جامعه ما در تقابل است وليكن در نهايت، اقتصادي ترين شيوه معماري است.
فراموش نكنيم طراحي ساختمان هاي سبز به صورت منفرد و تك به تك اگرچه خوب است وليكن كارساز نيست و بايد همزمان با يك طراحي شهري سبز انجام شود: چرا كه طبيعت متشكل از لكه هاي سبز جدا از هم نيست بلكه پوشش سبز گسترده يي است كه بايد شهر را در بر بگيرد.
امروزه در دنيا تلاش هاي زيادي در اين راستا صورت گرفته است. از اختصاص جوايز ارزنده به ساختمان هاي سبز گرفته تا سرمايه گذاري روي طرح هايي كه بعضاً برخي از آنها پروژه هايي عظيم و شگفت انگيزند. از آن جمله مي توان به طرح شهر «دونگتان» در چين اشاره كرد. هدف اين پروژه دستيابي به حداقل آسيب ممكن به محيط زيست است. شركت آروپ طراح اين پروژه ، آن را «نخستين شهر پايدار» ناميده است كه با وسعت 1482 جريب و براي سكونت 500 هزار نفر در نزديكي شانگهاي، در دهانه رود يانگ تسه ساخته خواهد شد. مرحله اول اين پروژه براي سكونت 80 هزار نفر در سال 2020 ميلادي به پايان خواهد رسيد. در اين شهر از انرژي قابل تجديد استفاده خواهد شد. بيشتر خيابان هاي آن نه فقط مسير عبور، كه راه هاي خدماتي خواهند بود كه در آنها مي توان پياده روي و دوچرخه سواري كرد و انرژي ساختمان ها از طريق توربين هاي بادي، پانل هاي نوري و بازيافت تامين مي شود.
يكي ديگر از پروژه ها در معماري سبز، نخستين شهر بدون كربن و ضايعات در «ابوظبي» است كه توسط دفتر معماري «فاستر و همكاران» طراحي خواهد شد. شهر 1483 جريبي «مصدر» با الهام از طرح شهرهاي عربي محصور در ميان ديوارها است ولي ديوارهاي سنگي و گلي آن با ورقه هاي «فتوولتاييك» با ظرفيت توليد 130 مگاوات برق پوشيده خواهد شد.
با مهار انرژي خورشيد و به كارگيري عناصر ساختماني مقاوم در برابر حرارت همچون سايبان اضافي و سرمايش كف، اين پروژه عظيم با احتياط به قلمرو بيابان پا خواهد گذاشت. در زمين هاي پيرامون شهر كه 20 مايل با مركز ابوظبي فاصله دارد، نيروگاه هاي فتوولتاييك و بادي، مراكز تحقيقي و مزارعي قرار مي گيرند كه سوخت كارخانه هاي شهر را فراهم مي كنند. اين مزارع به كاهش ضايعات هم كمك مي كنند زيرا با جذب كربن، گازهاي حاصل از كارخانجات را متعادل كرده و با پساب تصفيه خانه هاي آب شهر آبياري خواهند شد. دانشگاه اين شهر قرار است در سال 2009 ميلادي افتتاح شود.
در اينجا هدف آن نيست كه در برابر عظمت چنين پروژه هايي دچار حيرت و نا اميدي شويم. كافي است آگاه باشيم كه تا امروز با غفلت و بي توجهي چگونه وضعيتي خطرناك براي سرمايه هاي طبيعي سرزمين مان به وجود آورده ايم و از پيشرفت هاي جهاني باز مانده ايم. لازم است هر چه زودتر اين روند را متوقف كنيم. كاهش مصرف سوخت هاي فسيلي با تكنيك هاي ساختماني موجود و بدون هزينه هاي گزاف و تنها با به كارگيري طراحي مناسب نيز ممكن است. سبز بينديشيم.

سلام دوستان!
مینا خانم یه سری اطلاعات می خواستن راجع به ویلا ساوا!
مینا جان!
اطلاعات و نقشه هایی رو که می خوای می تونی تو کتاب از زمان و معماری (آقای مزینی) پیدا کنی(صفحه ۷۹)
فکر می کنم کتاب معماری معاصر غرب (آقای قبادیان) هم بد نباشه اگه بهش یه نگاهی بندازی.
همین طور یه کتاب دیگه هم هست که اسم دقیقش رو خاطرم نیست فکر می کنم آثار لوکوربوزیه باشه.که معرفی کارهای لوکوربوزیه رو داره.جلد سفید رنگ و به شکل افقی هست!(متاسفانه اسم نویسنده و انتشاراتش رو یادم نمیاد)
اگه بتونی پیداش کنی فکر کنم به درد بخوره.
در هر صورت اون کتاب از زمان و معماری رو بهت پیشنهاد می کنم.چون هم اطلاعات نوشتاری داره و هم تصویر و نقشه.
اگه اطلاعات نوشتاری بیشتری هم خواستی بگو واست بذارم.
شبنم جون هم مطالب خوبی راجع به ویلا ساوا و نقد اون گذاشته:
حتما اگه تونستی بخونش .مطالب خوبی هستن.
موفق باشی!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ممنون از مریم خانم واسه زحمتی که کشیدن.
من یه پلان از ویلا ساوا دارم که البته خیلی خوب نیست ولی امیدوارم به دردتون بخوره!


این عکسا و پلان ها رو هم تازه گیر آوردم فکر می کنم به دردتون بخوره و همونی باشه که می خواستین!!!
H-Karimi

Overlay of the Ground, 1st Floor & Roof plans

1st Floor Plan

Roof Plan


|
سلام دوستان دیدم ار معماری داخلی که گفتم حداقل این مطلبو کامل کنم . امیدوارم خوب باشه. معماری داخلی به عنوان طراحی هدفمند فضاهای داخلی و ساماندهی آنها به منظور استفاده بهینه كاربران، از زمانهای دور با آدمیهمراه بودهاست…. در مساجد ایران نیز توجه به تمام جزئیات فضای داخلی مثل رنگ، آرایه و میزان نور به دقت مورد توجه بودهاست. طراحی هر فضا به تناسب عملكرد فضا صورت میگرفتهاست. شبستانهای جنوبی با ارتفاعی معمولا كمتر و طراحی متفاوت از سایر شبستانها بودهاند و ایوانها و ورودیها معمولا با دقت كاشیكاری میشدند. كاربرد آجر در معماری دوره سلجوقی بسیار رواج پیدا كرد و از انواع طرحهای هندسی در آجر استفاده میشد. هنر آجرتراشی و تزیینی بنا با آجرهای تراشیده، از قرن پنجم قمری در ایران معمول بودهاست. در كنار این تزیینات بسیار زیبای آجری، كتیبهها و خطوط تزیینی، با استفادهاز آجر تراشیده، یكی از ویژگیهای معماری سلجوقیان است. شیشههای دورهاسلامیكه آغاز آن (قرن هفتم و هشتم میلادی) قرن اول قمری است، از آمیختگی میان تمدنهای امپراتوری روم شرقی (بیزانس) و پارت و ساسانی، در ایران حاصل شدهاست. با توجه بهاشیاء شیشهای كشف شده، این هنر در سمرقند، شهر ری، جرجان و نیشابور رونق بسزایی داشتهاست. وجود اشیاء متعلق به سده پنجم تا اوایل سده هفتم قمری حكایت از رونق صنعت شیشهگری در دوره سلجوقی میكند و با كشف اشیای شیشه در جرجان ونیشابور میتوان نواحی خراسان و گرگان را از جمله مراكزساخت اشیای شیشهای دانست. در اوایل دوران اسلامی كاربرد گچ در تزئینات معماری، از جایگاه والایی برخوردار بود بطوریكه اغلب سطوح بناها را با آن اندود میكردند و روی آن را گچبری رنگی تزئین میکردند. در قرن پنجم هجری قمری، تغییراتی در ظاهر گچ بریها پدیدار گشت كه محصول خلاقیت و ابتكار بود. در این دوره گچ بری از نظر تنوع اجراء به مرتبه حیرت انگیزی دست باقتو در اغلب موارد و در نحوهاستفادهاز گچبری نیز تغییراتی پیدا شد به گونهای كه كم كم بطور موقت، گچ بری جای خود را به رشد عظیم آجر كاری دوره سلجوقی داد. اما این بدان معنا نبود كه گچ بری جایگاه والای خود را بطور كلی از دست بدهد چرا كه وجود گچ بریهای بسیار غنی همچون گنبد علویان همدان موید این نكتهاست كه گچ بری به موازات آجر كاری به پیشرفت و تكامل خود ادامه داد.
1 ـ نیاز به روشنایی موجب شد تا از آیینه برای تزئین استفاده شود. زیرا در این صورت با حداقل نور میتوان روشنایی زیادی ایجاد كرد. ـ چون طبق دستورات دینی هنگام عبادت نباید چهره خود را در آیینه دید، آیینهها به حال شكسته قرار گرفتند به نحوی كهاگرچه در مقابل آن قرار گیرید نمیتوانید چهره خود را ببینید. 3ـ علاقه به تزئین زیارتگاهها موجب شد تلاش برای تزیین بكار رود. 4- چون بكارگیری تصاویر موجودات زندهاعم از انسان و حیوان در محل عبادت در اسلام در مقابل نمازگزار مجاز نیست تزئینات شكل هندسی بخود گرفت. این ویژگیها آثار هنری آیینهكاری را در ایران بوجود آورد. در دوران قاجاریه كه به سبب تعاملات فرهنگی و مراودات سیاسی، معماری اروپایی به جای معماری ایران در ساختمانهای دولتی و برخی كاخها الگو قرار گرفت، توجه به هنرهای ظریفهافزون شد. نمونههای زیبایی از پنجرههای رنگی، گچ كاری و آئینه كاری را میتوان در خانههای به جاماندهاز دوران قاجار به ویژه در كاشان یافت. خانه بروجردیهی به عنوان یكی از بهترین آثار معماری ایران سرشار از خلاقیتهای هنرمندان سنتی ایران است. | |
|
|
سلام دوستان
در جهت صحبتهای آقای کریمی در چند پست قبلی شون که معرفی از فضاهای اقلیمی داشتن یه تجربه شخصی به نظرم رسید که خدمتتون عرض می کنم!
دانشکده هنر و معماری یزد شامل چند تا خونه قدیمی هست !فوق العاده زیبا و دوست داشتنی!
(خونه رسولیان-خونه پیرنیا-خونه مرتاض و….)
خانه های رسولیان و پیرنیا به همراه چند تا خونه دیگه در مجاورت و همسایگی هم هستن!
بعد از اختصاص یافتن این فضاها به عنوان دانشکده یه سری تغییرات انجام شده و از این خونه ها به هم راه باز شده و تمام بخش به صورت یک مجموعه آموزشی تبدیل شده!خونه مرتاض تقریبا یه کوچه با این مجموعه فاصله داره که چند سال گذشته به این مجموعه اضافه شده.
هر موقع دوستان فرصت کردن یه مسافرت به یزد داشتن بهشون پیشنهاد می کنم یه سر هم به این مجموعه بزنن!ضرر نمی کنین!
حالا واسه چی اینها رو گفتم!
یکی از قسمتهای این مجموعه یه خونه هست که گودال باغچه زیبایی داره!معمولا اونهایی که تازه وارد هستن این گودال باغچه جزئ یکی از خاطراتشون می شه.توی این گودال باغچه درختهای نارنج کاشته شده.وقتی طبقه همکف یا به عنوانی طبقه بالای نارنجستان ایستادی قسمت سبز و برگهای درختان دیده می شن که واقعا منظر زیبایی داره.
من خودم دفعه اول که وارد نارنجستان شدم تا چند لحظه محوش شده بودم!خیلی زیبا بود!
خنک بودن قسمت زیر زمین نارنجستان توی تابستون های گرم یزد و محفوظ بودنش از بادهای سوز دار و سرد زمستون قابل توجه هست!
منظر زیبایی که در هر جهت از این گودال باغچه دیده می شه هم همون جوری که گفتم جزئ منظره هایی هست که تا مدت ها توی ذهن باقی می مونه!
اگه اشتباه نکنم در طبقه پایین نارنجستان جوی آب جریان داشته که به خاطر پایین رفتن سطح آب های زیر زمینی دیگه خبری از این جریان آب نیست!
حس امنیت و محصور بودن رو وقتی توی این حیاط ایستاده باشی به خاطر تناسباتش به خوبی حس می کنی!
ارتباط های جالب فضایی چه به صورت مستقیم چه به شکل بصری و شنیداری هم جالب هستن!
وقتی قسمت زیر زمین ایستاده باشی و از لابلای برگ و شاخه درختها آسمون رو ببینی چه لذتی داره!!!
حیف که دیگه تو خونه هامون از این جور فضاها نداریم!آدم غصه می خوره!
هر چی فکر می کنم یه معادل از این فضای نارنجستان تو خونه های امروزی پیدا کنم متاسفانه چیزی به ذهنم نمی رسه.حداقل خوش به حال اونهایی که ارزش وجود همچین فضاهایی رو درک می کنن و ازش استفاده می برن!
خدا کنه حداقل حداقلش!بتونیم این جور فضاها و بناها رو حفظ کنیم و مواظبشون باشیم تا بقیه هم از دیدنش محروم نشن!
ممنونم که واسه خوندن صحبتهام وقت گذاشتین.

يك گروه كارشناسي، برخي مقادير، اوزان و مواد به كار رفته در احداث برج ميلاد را به مقياسهايي ملموس تبديل كرده است. به گزارش خبرگزاري فارس، ارتفاع كل برج 435 متر و معادل 5/1 برابر ارتفاع برج ايفل در فرانسه است. وزن برج ميلاد 161 هزار تن است و زيربناي آن به اندازه 5/5 زمين فوتبال است. ارتفاع 315 متري شفت بتني برج نيز برابر با ارتفاع يك ساختمان 105 طبقه است و دكل آنتن برج ميلاد نيز با 120 متر طول، معادل ارتفاع يك ساختمان 40 طبقه است. وزن كل سازه 161 هزار تن و معادل وزن 3 هزار و 578 تانك است. لابي برج نيز با زير بناي 15 هزار مترمربع معادل 3 زمين فوتبال و زير بناي 12 هزار متر مربعي رأس سازه نيز برابر با 5/2 زمين فوتبال است. 230 كيلومتر كابل در احداث برج به كار رفته كه طول آن معادل مسافت تهران ـ شمال است. 25 كيلومتر نيز متراژ لوله مصرفي در برج ميلاد است كه چيزي مساوي با 5/4 برابر ارتفاع قله دماوند محاسبه شده است. 2 برابر محيط كره زمين نيز مقياس به دست آمده براي 80 هزار كيلومتر مسافت طي شده با آسانسورهاي كارگاهي برج ميلاد است. 9 هزار چراغ و 100 هزار پيچ نيز از ديگر مواد مصرفي در ساخت برج ميلاد است كه با يك ميليون و 300 هزار نفر روز در اين پروژه به كار رفته است. همچنين ميانگين سني مهندسان پروژه برج ميلاد 31 سال عنوان شده است و 40 هزار نفر نيز از ابتداي زمان احداث تاكنون از اين برج ديدن كردهاند.


عکسهای زیبای برج را در ادامه مطلب ببینید...
ادامه مطلب...
سلام به همه دوستان. خیلی خوشحالم که این روزها دوباره این وبسایت یه جون تازه ای گرفته و دلیلش زحماتی هستش که نویسنده های خوب این وبسایت می کشن تا شما عزیزان استفاده بهتر ببرید. پس جا داره یه خسته نباشید بگم به همشون و همینطور یه تشکر درست و حسابی هم از تک تکشون داشته باشم.
مبحث فضا از مباحث فراموش شده معماری امروز کشورمون هستش، در حالیکه از جمله تفاوت های هنر معماری با دیگر هنر ها خلق فضا ها هست و اونچه باعث ماندگاری یک اثر معماری می شه صرفاً فرم اون اثر نیست و فضای انسانی از جمله مهمترین عوامل شکل دهنده یه معماریه خوبه. جالبه بدونیم که معماری ایران دارای فضاهای منحصر به فرد و بی نظیری بوده که امروزه اسم بعضی هاش حتی واسه ما آرشیتکت ها هم نا مفهومه چه برسه به توده مردم که دلیلش چیزی جز بی توجهی ما معمارا نیست. در اینجا یه تعدادی از این فضاها معرفی شده به همراه مختصر توضیحی. امیدوارم که یه مقدمه باشه واسه اینکه بیشتر به این مقوله اهمیت بدیم و بیشتر بشناسیم و فضاهای جایگزینی واسه اونا پیدا کنیم.
فضاهاي اقليمي در معماري ايرني
معماري ايراني كه ابتدا در محدوده ي فلات ايران و سپس در حوزه نفوذ فرهنگ ايراني شكل گرفت، همچون همه ي معماري هايي كه ريشه در فرهنگ بومي دارند، به اقليم توجه داشته و تا پايان دوره ي قاجار آثار با ارزشي از خود به جا گذاشته است.
بررسي نمونه هاي به جا مانده نشان مي دهد:
رنگهاي به كار رفته در تزيينات ساختمانها متأثر از ويژگي هاي اقليم گرم و خشك بوده اند.
مصالح ساختمانها، علاوه بر توانايي هاي سازه اي و توجه به مسائل اقتصادي و تأمين مصالح از نقاط نزديك، بهترين شكل بهره برداري از انرژي محيط بري را نشان مي دهند.
سازه هاي طاقي در اين بناها نشان دهنده ي رابطه ي اقليم و معماري هستند.
حتي در نقوش تزييني رد پاي خورشيد را به عنوان مهمترين عامل اقليمي در نقوشي با نام شمسه و چرخ خورشيد مي توان ديد.
اين مقاله به بررسي فضاهايي مي پردازد كه به طور مشخص به دليل ويژگي هاي اقليمي شكل گرفته اند و اقليم در آنها موضوع اصلي بوده است. نام اغلب اين فضاها از همين ويژگي اقليمي آنها گرفته شده است، مانند اتاق كرسي، زمستان نشين، سردابه و ...
حياط هاي مرگزي در اين بررسي نيامده اند، گرچه اين حياط ها خود پاسخي اقليمي به فضاي باز خانه اند و ايجاد فضايي با درخت و حوض آب و در امان از بادهاي گرم و تابش شديد آفتاب، بهترين دليل شكل گيري حياط در مركز خانه بوده و در همه ي اقليم هاي مشابه هم ديده مي شود.
حياط نارنجستان
در كتاب فرهنگ مهرازي ايران، نارنجستان چنين تعريف شده است: ميان سرايي كه مي توان آنرا سر پوشيده كرد و در باغچه ي آن در ختان نارنج و غيره پرورش داد.
حياط نارنجستان حياطي كوچك در مجموعه ي اندروني بوده كه علاوه بر تأمين نور فضاهاي اطراف، امكان نگهداري گياهاني را كه نسبت به يخبندان شبهاي زمستان مناطق كويري حساس هستند فراهم مي كرده است. ابعاد كوچك آن و مجاورت با طاق ها و توده هاي ساختماني كه در طول روز با انرژي خورشيد گرم مي شدند موجب مي شده كه با تخليه ي اين انرژي در طول شب، دماي فضاي محدود حياط بالاي صفر حفظ شود، و حتي در برخي موارد اين حياط ها سقفي با يك سوراخ بزرگ در مركز دارند كه در زمستانهاي خيلي سرد امكان پوشاندن آن با پارچه و جود داشته است.
اين حياط ها به ندرت در محور هاي اصلي بنا و بيشتر در گوشه ها و فضاهايي كه مشكل نور گيري داشتند ساخته مي شدند. الگوي معمولي آنها مربع 9 قسمتي است كه در هر وجه آن يك فضاي سه دري قرار مي گرفته يا هشت ضلعي بوده اند. در برخي موارد با گوشه سازي، نوعي گنبد ناقص روي آنها ساخته مي شده ، تزيينات اين فضا كه تحت تأثير تزيينات اتاق ها و فضاهاي جانبي هم بوده، به شكل گلويي آجركاري يا آجر لعاب دار بوده است.
گودال باغچه
گودال باغچه يا باغچال در وسط حياط مركزي ساخته مي شده و يك طبقه در داخل زمين فرو مي رفته است. نمونه هاي اين فضا در اقليم هاي بسيار خشك كويري از جمله در كاشان، نايين و يزد ديده مي شود. گودال باغچه علاوه بر تأمين خاك مورد نياز خشت هاي استفاده شده در بنا، امكان دسترسي به آب قناط را هم فراهم مي كرده. اين مساله، در شهر هايي مثل نايين كه يك شبكه ي پيچيده ي قنات داخل شهر داشته اند بسيار مهم بوده است. بنابر اين معمولاً در گودال باغچه آب رواني مي بينيم كه حوض مياني را پر مي كرده و سر ريز آن به خانه هاي ديگر مي رفته است. در حاشيه ي اين حياط اغلب رواق و گاه چند اتاق به شكلي نيمه باز ساخته مي شده و كاشت درخت انار، پسته و انجير در اين گودال باغچه ها مرسوم بوده است. با توجه به كوچكتر و پايين تر بودن اين حياط ها و استفاده از رطوبت و خنكي زمين، علاوه بر رطوبت گياهان و خنكي آب، در واقع فضايي به مراتب اقليمي تر از حياط شكل مي گرفته است.
گودال باغچه ي خانه ي پير نيا در نايين و مسجد مدرسه ي آقا بزرگ در كاشان نمونه هاي خوبي از اين فضاها هستند.
معماری خانه طباطبایی ها به شیوه گودال باغچه متقارن و درون گرا است، در کویر خانه ها را گود می ساختند تا بنا عایق حرارت و صدا بوده ودسترسی به آب قنات هم راحت تر و در مقابل زلزله مقاوت تر باشد.
بام
بام در معماري ايران به جرأت بخشي از فضاي زندگي است و علاوه بر وجود حجم هاي پيچيده و زيبا، به عنوان حياط هم مورد استفاده قرار مي گرفته است. در شهرهايي چون نايين در برخي از بناها با ديوار هاي صندوقه چيني شده، اطراف بام را تا حدود يك متر و نيم بالا آورده و نوعي حياط در بام بوجود مي آوردند كه در شب هاي تابستان براي خواب استفاده مي شده است. همچنين اين ديوارها با سايه اندازي بر بخشي از بام در ساعات مختلف روز نقش اقليمي ثانويه اي نيز داشته اند. چنين فضاهايي در مساجد نيز مورد استفاده بوده است. در مسجد سپهسالار در بالاي بام وضو خانه اي كه چهل شير نام دارد، اين فضا به همين شكل وجود دارد. نمونه ي ديگر خانه ي عباسيان كاشان با چنين حياطي در بام است كه در آن معماران با قاب بندي هاي ظريف از مشبك آجري، امكان تهويه را نيز فراهم آورده اند.
سرابستان
باغ كوچكي بوده كه كنار خانه ساخته مي شده و تأثير اقليمي زيادي بر خانه داشته است. نمونه ي بسيار خوب آن در كنار خانه ي پير نيا در نايين در قسمت جنوبي حياط وجود دارد، در واقع متمو لين با ساختن چنين فضايي نوعي ييلاق در كنار خانه ي خود بوجود مي آورده اند.
زمستان نشين
اگرچه زمستان نشين پيش از آنكه نام فضاي معيني باشد، به همه ي فضاهايي كه در وجه شمالي حياط ساخته مي شوند تا از آفتاب زمستان كه با زاويه اي مايل به درون اتاقها مي تابد استفاده كنند، گفته مي شود اما مجموعه ي معيني از فضاها با رابطه اي خاص، مجموعه ي فضاهاي زمستان نشين را تشكيل مي دهند كه عبارتند از سه دري، پنج دري و شكم دريده، كه روي محور اصلي قرار مي گرفته اند و دو فضاي ارتباطي كه مي توانند راهرو يا تختگاه باشند و گوشواره هايي كه از سه دري، اتاق ارسي يا تهراني و اتاق دو دري تشكيل شده اند و گوشه هاي اين بخش را تشكيل مي دهند.
فضاي اصلي زمستان نشين روي محور اصلي قرار گرفته و براي ورود بيشتر نور خورشيد اغلب پنجره هاي آنرا از ارسي هاي بزرگ مي ساخته اند. داخل فضاهاي مركزي با توجه به بسته بودن فضا، تزيينات پيچيده اي چون قطارهاي مقرنس و آيينه كاري هاي بسيار پيچيده ديده مي شود.
تابستان نشین
تابستان نشین نیز موقعیتی مانند زمستان نشین دارد با این تفاوت که در وجه جنوبی حیاط قرار گرفته است تا در تابستان از تابش مستقیم آفتاب در امان بماند و روی محور اصلی آن معمولاً فضای نیمه باز با تالار قرار می گیرد.
این تالارها و ایوان ها جز در مواقع بسیار سرد سال مهمترین فضایی زندگی در خانه بوده اند، و اگرچه همیشه تزیینات داشته اند، اما با توجه به باز بودن و نفوذ گرد و خاک، از تزیینات بسیار پیچیده در آنها پرهیز و به نقوش ساده ی گچی در ترکیب با آجر یا سیم گل قناعت می شده است.
حسینیه ی خانه ی بروجردی ها که فضای بسیار پیچیده با تزیینات ترکیبی کم نظیری در تابستان نشین آن دیده می شود، از نمونه های استثنایی این مجموعه فضا است. در شهرهای سرد سیری چون تبریز، زنجان، اردبیل، عملاً وجه تابستان نشین از بنا حذف شده و فضای نیمه باز ایوان را هم ندارند.
بهار خواب
این فضا همان مهتابی است و در مناطقی از خراسان تخ بوم (تخت بوم) نیز نامیده می شود. این فضای بدون یقف در مجاورت حیاط و در طبقات بالاتر از اول ساخته می شود و شب های تابستان در آن می خوابند و بسته به محل استقرار آن، در ساعاتی که دیوارهای اطراف بر آن سایه ی مناسب می اندازد از آن استفاده می شود. در بهار و پاییز در تمام ساعات روز و در تابستان شب ها قابل استفاده بوده است.
این فضا در دوره ی قاجار به مسجد مدرسه ها نیز راه یافت و نمونه های زیبایی از آن را در مسجد سید اصفهان، مسجد سلطانی سمنان و مسجد سپهسالار تهران می توان دید و در مناطق گرم و مرطوب چون دزفول و شوشتر جزء جدایی ناپذیر خانه های مسکونی است. تزیینات رایج این فضا از جنس تزیینات نمای رو به حیاط است.
اتاق کرسی
این اتاق در مجموعه ی زمستان نشین و اغلب در گوشه های این بخش که در و پنجره ی کمتری به حیاط دارند، ساخته می شده تا در زمستان با بستن در و پنجره ها بتوان آنرا گرم کرد. در وسط اتاق، چال کرسی قرار داشته و ابعاد اتاق تابع ابعاد کرسی بوده، چون دیواره های آن برای تکیه دادن مورد استفاده قرار می گرفته اند. این فضا در همه خانه های اقلیم سرد و کوهستانی وجود دارد. این اتاق در مناطق پر شیب در پشت اتاق ها و داخل کوه کنده می شده و فاقد پنجره بوده است. این بخش در خانه هایی که حیاط بیرونی داشتند، گاه روی محور اصلی که شکم دریده یا چلیپا بوده نیز قرار می گرفته است. در خانه ی حیدرزاده تبریز اتاق کرسی الگوی شکم دریده دارد. که با توجه به استفاده ی این اتاق در شب و در بخش های خصوصی خانه تزیینات مفصلی ندارد. در خانه ی پیرنیا در نایین این اتاق با استقرار در محور اصلی، تزییناتی بسیار ظریف با لایه کاری گچی دارد.
پایاب
محل دسترسی به آب قنات در حیاط خانه ها و مساجد است و نمونه های عمومی آن نیز در شهرهایی همچون نایین به چشم می خورد. الگوی معمول آن هشتی است که با اتاق ترکی یا کلمبه پوشانده و در مسیر قنات در مرکز آن یک حوض ساخته می شود. نکته اقلیمی، هوای بسیار خنک آن در تابستان است که علاوه بر استفاده به عنوان یخچال برای نگهداری مواد غذایی، در مواردی برای خواب نیم روزی نیز مورد استفاده قرار می گرفته است.
احتمالاً می توان بین پایاب و پادیاو رابطه ای برقرار کرد، فضایی که به گفته ی استاد پیرنیا با مهاجرت به اروپا پاسیو را بوجود آورده است. نمونه های عالی پایاب در مسجد جامع نایین، مسجد جامع نطنز، مسجد جامع یزد و خانه های تاریخی یزد از جمله خانه ای که امروز به هتل کهن کاشانه تبدیل شده دیده می شود.
حوض خانه و سرداب
اگرچه گاه به تالار اصلی تابستان نشین نیز گفته می شود، اما به طور مشخص زیرزمینی است که در زیر تابستان نشین ساخته شده و مانند ایوان، فضایی نیمه باز است و اغلب یک حوض نیز دارد. در خانه عباسیان کاشان، نمونه های عالی حوض خانه و سرداب وجود دارد. در کاشان فضاهای بسیار متنوعی با عنوان حوض خانه در طبقه همکف یا زیر زمین یا در گوشه ها به چشم می خورد. در این شهر به زیرزمین های گود که در زیر هریک از وجوه ساختمان مخصوصاً تابستان نشین ساخته می شود و اغلب الگوی شکم دریده دارند، سرداب می گویند. در شهرهایی چون تبریز که فاقد تابستان نشین هستند، حوض خانه در زیر فضای اصلی زمستان نشین با در و پنجره ساخته می شود.
در کاشان فضاهای حوض خانه وسرداب معمولاً تزیینات یزدی بندی و با مصالح گچ یا سیمبل دارند. در مقابل در تبریز تزیینات آجری مخصوصاً با آجرهای رنگی و استفاده از کاربندیهای پیچیده در مرکز فضا بسیار رایج است. مهمترین الگوی مورد استفاده در حوض خانه ها، شکم دریده است. معمولاً امتداد بادگیرها به این فضا می رسد و عبور باد از روی آب حوض، هوایی لطیف در این فضا بوجود می آورد.
شوادان
این فضا که شبادان، شبابیک، خشیان و باد کش نیز نامیده می شود به طور مشخص در شهرهای دزفول و شوشتر دیده می شود. و زیر زمینی با عمق بسیار زیاد است. با توجه به ویژگی خاک این دو شهر، در واقع در دل زمین حفر می شود و معمولاً فاقد مصالح بنایی است و حداکثر در مواردی بخش هایی از دیواره ی آنرا با گچ می پوشانند. سقف آن گنبدی و فاقد سازه است. در بالاترین قسمت سقف، سوراخی وجود دارد که معمولاً به کف حیاط می رسد.
این فضا که گاه 6 تا 7 متر در زیر زمین پایین می رود به زیر حریم مالکیتی خانه ی مجاور نیز نوفذ می کند.
شوادان ها علاوه بر مکش سوراخ بالا که موجب جریان هوا می شود، از پدیده ی نفوذ تأخیری فصول در زمین استفاده می کنند. در چنان عمقی معمولاً با دمای یک یا حتی دو فصل قبل روبرو هستیم.
شوادان ها عملاً تزییناتی ندارند و اغلب الگوی فضای مشخصی در آنها دیده نمی شود، اما در نمونه های عالی الگوی شکم دریده یا چلیپا دارند.
شبستان
این فضا در مساجد به عنوان نماز خانه در دو طرف گنبد خانه یا اطراف ایوان ها شکل می گیرد و معمولاً در زمستان بیشتر استفاده می شود. به زیر زمین خانه های شوشتر و دزفول هم شبستان گفته می شود که معمولاً حدود 5/1 تا 2 متر در زمین فرو رفته و پنجره هایی به حیاط دارند و حد فاصل شوادان و طبقه ی اول اند. از این فضا در ساعاتی از روز در تابستان و در بهار و پاییز و در مواردی به عنوان انبار نیز استفاده می شود. سازه و تزیینات آن آجری و پلان آن امتداد پلان طبقه ی اول است. در کاخ های قدیمی به حرمسرا نیز گفته می شود، در این صورت تزیینات پیچیده تری داشته اند.
شناشیل
این فضا که مختص مناطق جنوبی ایران بخصوص بوشهر است، نوعی بالکن به سمت بیرون خانه و روی معبر عمومی است. که با چوب ساخته شوده و پیرامون آن با نرده های مشبک پوشیده می شود.تا هوا به راحتی در آن جریان یابد. در برخی از موارد سقف ندارند. نمونه هایی از این فضا در برخی از خانه های شیراز نیز دیده شده است.
آب سرا
به ساختمانهای ییلاقی گفته می شود که در میان استخر یا دریاچه و برای استفاده از رطوبت و چشم انداز آب ساخته می شوند. نمونه های عالی آن شاه گلی در تبریز و چشمه علی دامغان هستند.
کنده
فضایی است که دردل زمین کنده شود. نمونه های عالی آن روستای کندوان در اسکو و میمند اند، ولی در بسیاری از خانه های کوهستان، قسمت های پشتی فضا را به شکل پستو در دل زمین می کنند که کیفیت اقلیمی بسیار مناسبی در زمستان وتابستان بوجود می آورد و گاهی به عنوان اتاق کرسی نیز استفاده می شود.
اتاق بادگیر
در تابستان نشین خانه های حاشیه کویر یا حاشیه دریای جنوب، علاوه بر تالار اصلی، در برخی موارد گوشواره ها نیز از جریان هوای بادگیر استفاده می کرده اند. اتاق بادگیر به هر فضایی در طبقه اول تابستان نشین که از هوای بادگیر استفاده کند گفته می شود. تزیینات این فضا همچون تزیینات ایوان است.
از اینکه فرصت نشد عکسای این پست را آپلود کنم معذرت می خوام. تو اولین فرصت عکس ها را اضافه می کنم.
مرجع: فرامرز پارسي (مجله معمار، شماره 48،فروردين و ارديبهشت 87)
سلام دوباره. مطلب گذاشتم از معماری داخلی.
امیدوارم به درد بخوره.![]()
هنر، زندگی است و زندگی هنر.و جز آن هرچه هست
پوچ و بی ارزش است.زیبایی، آن چیزی است که روح
شمارا جذب کرده و عشق می بخشد و نه آنکه بگیرد .
به کدامین سو در جستجوی زیبایی هستید و چگونه آن
را خواهید یافت ؟ حال آنکه زیبایی خود راه و راهنمای
شماست.
طراحی معماری داخلی
همگان می دانیم که افراد مختلف به رنگ های خاصی تمایل نشان می دهند. استفاده از این تمایل اشخاص به عنوان وسیله ای برای تشخیص شخصیت آنها موضوع بحث انگیزی است، چرا که افراد با یکدیگر تفاوت دارند. هر یک از ما خصوصیات شخصی خاص خود را داریم و احساساتمان را به سبک و سیاق خاص خود بیان می کنیم. در جهان نمی توان دو نفر را یافت که در ابراز احساساتشان پیرو شیوه یکسانی باشند. از طرف دیگر احساسات افراد به طرق مختلف قابل تضعیف و تحریک است و مثلا با تغییر محیط ای که در آن زندگی می کنند، به سبب الگوهای روانشناسی به نتایج بهتری در ایجاد شادابی، صمیمیت، آرامش افراد خانواده دست یافت. ویژگی های خیابان و کوچه ای که خانه ما قرار دارد، ترکیب حجمی، نورگیری، تقسیم بندی فضاهای داخلی، مبلمان داخلی، نحوه رنگ بندی و حتی مقیاس به کار رفته همه و همه به عنوان فاکتورهای مهمی برای تعریف یک مسکن مناسب عمل می کنند. ویژگی های فرهنگی، نوع روابط خانوادگی و حریم های اجتماعی و غیره از جمله عواملی هستند که نیاز های روحی و جسمانی ساکنین را تعریف می کنند و وظیفه یک طراح داخلی است که تعاملی محکم بین موارد یاد شده با جنبه های عملکردی فضا، برقرار سازد .

رنگ عاملی مهم در طراحی فضا: رنگ ها می توانند به شیوه های مختلف تاثیراتی بنیادین در زندگی بر جای گذارند که از جمله مهم ترین آنها می توان به تاثیر آنها بر احساسات اشاره کرد. جهانی که انسان در آن زندگی می کند، متشکل از هزاران رنگ و تونالیته های مختلفی است که موجودات و اشیا را برای ما جذاب تر و حتی به گونه ای معنوی، عمیق تر نشان می دهند. هر کدام به سبب ویژگی های شیمیایی و روانشناسانه ای که دارا هستند، منبع مهمی از انرژی، در جهت فزونی سلامت و نشاط روح و روان در انسان ها به شمار می روند. جهانی تک رنگ، با تونالیته های محدودی را با طبیعت اطراف خویش مقایسه کنید و یا خود ساکن شهری سیاه و سفید بدانید، بدون هیچ کنتراستی و هیجانی. معنای زندگی تغییر یافته و سردی و مردگی بر همه جا حاکم می شود. فضایی بی روح و عاری از هر جنب و جوشی که تشنه جرعه ای رنگ است. مساله رنگ به سبب تاثیرات مهم روانشناسانه اش، در مقوله شهر و فضاهای معماری امری مهم به شمار می رود؛ تا بدانجا که تخصصی با عنوان رنگ بندی و رنگ شناسی فضاهای شهری در بین هنرمندان مطرح شده است. هماهنگی در رنگ مثل هماهنگی در نت های موسیقی است و از اهمیت ویژه ای در ایجاد هارمونی مناسب و چشم نواز به مانند قطعه موسیقی برخوردار است. برای رسیدن به اهدافی همچون کارکرد مناسب، زیبایی بصری، هارمونی فضایی، و تأثیر محیطی و روانی مؤثر و مثبت در طراحی داخلی، مستلزم استفاده هماهنگ، منسجم، معنیدار و زیبا از عناصر طراحی است. در یک طرح مطلوب همه عناصر و اجزاء در نسبت به تاثیرات کیفی و معنایی که به فضا اعمال می کنند در ارتباطی تنگاتنگ با هم قرار دارند. بر این اساس، موفقیت هر طرح بستگی کامل به چگونگی ترکیب عناصر و الگوهای سهبعدی فضا دارد. تجربه سالیان دراز کار با رنگ ثابت کرده است که رنگ ها نیز مثل انسان ها، از جهات مختلف با یکدیگر مرتبط اند و سلیقه ها و صفات مشترکی دارند و یا برعکس ناهموان و متضاد یکدیگرند. شاید تصور كنید كه نارنجی و سرخ متضاد همند، در حالی كه در دایره رنگ كنار هم قرار می گیرند و دارای هارمونی هستند. خریدن یك دایره رنگ، كه در آن نحوه ارتباط رنگ ها و چیدمان آنها و رنگ های مكمل مشخص شده است و در اكثر فروشگاه های لوازم هنری وجود دارد، با ارزش است تا قبل از خریدن زرد گریپ فوروتی و سبز زیتونی برای رنگ كردن اتاق خواب، نگاهی به آن بیندازیم.
رنگ بندی اتاق ها و استفاده از مصالحی که بتواند خصوصیات رنگی و بافت مورد نظر ما را برآورده سازد بسیار مهم و در عین حال قدرت اعمال نفوذ بر تغییرات کالبدی فضا را نیز داراست؛ کارهایی که برای تعدیل و تقسیم بندی دیواره های رنگی انجام می گیرند می تواند به عنوان ایده ای برای تعیین کالبد فیزیکی فضای نیز عمل کند و جنبه های کاربردی طراحی را با معیارهای زیباشناختی همراه سازیم. به عنوان مثال مساله روشنایی و استفاده از نور طبیعی در طراحی یک اتاق بسیار مهم است ولی نحوه کنترل نور، انتخاب رنگ و مصالحی که نور را از خود عبور می دهند به خلاقیت و قدرت طراح در ایجاد هماهنگی که وی بین کارکرد روشنایی اتاق و مطلوبیت فضا بستگی دارد.
استفاده از چرخه رنگ، روشی مطمئن برای یافتن رنگ های متناسب با رنگ مورد نظر ماست. چرخه رنگ متشکل از دوازده رنگ است که سه رنگ قرمز، زرد و آبی در آن رنگ های اولیه و رنگ های میان آنها به عنوان رنگ های ثانویه شناخته می شوند. هر رنگ در این چرخه می تواند با رنگ های کناری خود که رنگ های هم خانواده اش محسوب می شوند و همچنین رنگ مقابلش که رنگ مکمل آن است به خوبی ترکیب شده نتیجه ای زیبا و موزون بیافریند. استفاده از رنگ های هم خانواده که در چرخه رنگ در کنار هم قرار گرفته و به اصطلاح همسایه هستند ترکیبی ملایم و هماهنگ را ایجاد می کند که نگاه بیننده را به راحتی از یکی به دیگری رهنمون می شود. استفاده از یک رنگ با میزان کمی از رنگ مکمل آن چنانچه به درستی و در اندازه های صحیح صورت گرفته باشد نتیجه ای درخشان و چشمگیر می آفریند و بر جذابیت مجموعه رنگی حاضر می افزاید و مانع غالب شدن کامل یک رنگ بر فضای اتاق می شود.
چنین عواملی در انتخاب رنگ برای بناها، دکوراسیون داخلی و مبلمان فضا، رویکرد های مختلفی را در طراحی ایجاد می کند. رنگ یکی از عوامل تعیین کنند سبک و سیاقی است که بدان طریق با محیط پیرامون خود ارتباط بر قرار می کنیم و بیشتر از هر عامل مستقل دیگری می تواند فضای کسالت بار و یکنواخت اطراف را به مکانی روح بخش مبدل سازد. عوض کردن رنگ دیوار ها می تواند بیش از تغییر مبلمان یا حتی ساختار یک اتاق، نتایج چشم گیری به بار آورد. تا كنون خانه های بسیاری به رنگ بژ و كرمی و تنالیته های آن رنگ آمیزی شده اند و رنگ استاندارد معمول برای خانه های جدید مگنولیایی است اما باید تصور نمود که در شرایط مختلف اجتماعی و به خصوص اقلیمی، چگونه باید از این رنگ ها استفاده کرد و یا دیوار هایی به رنگ های ملایم و نامحسوس مثل استخوانی، برای زندگی كردن بسیار مناسبند؛ اما ایجاد كنتراست در آنها با انتخاب رنگ های خاص در لوازم جانبی منزل و روكش ها و رومبلی ها باعث روح بخشی به فضا می شود.
برای آنکه بتوانیم ارتباطی درست میان طبیعت خود با دکوراسیون داخلی خانه برقرا سازیم، باید بیاموزیم که ترس از متفاوت بودن با سایرین را از خود برانیم؛ مشکلی که امروزه بسیار با آن در گیریم و بسیاری از طراحی های معماری و داخلی را تحت الشعاع قرار می دهد. نمی توان در جامعه ای سیاه و سفید، تفکری رنگی داشت و فردایی بهتر را تصور کرد. غالبا خود را در حصاری از رنگ هایی به تحمیل عرف و جامعه «معقول» و «بی روح» و بی رمق قرار می دهیم، رنگ هایی که مانع از بروز احساسات و نمایان شدن خود واقعی ما می گردد.به منظور کمک برای ایجاد فضایی مطلوب و دلنشین در محیط زندگی خود و بهره گیری هر چه بهتر از رنگ ها، لازم است اطلاعات گسترده تری درباره ارتباطات فردی خویش با رنگ ها نایل شویم و مواردی را درک کنیم که علاقه مندی یا بیزاری به رنگ های خاص را در مورد ما آشکار می سازد. با بذل توجه بیشتر به قدرت رنگ ها در خانه های خود ممکن است از آنچه به واسطه این کار نمایان می شود به شکلی خوشایند یا ناخوشایند غرق حیرت شویم. رسیدن به ترکیب رنگ مناسب در اتاق، لباس و یا هر مورد دیگر، نه فقط جلب توجه می کند که حالتی از اطمینان و آرامش را نیز القا می کند.
کار موثر با رنگ بیش از همه به تحریک حس خلاقیت نیازمند است. به دست آوردن یک ترکیب رنگ مناسب که درست با منظور و هدف فرد، منطبق باشد خود به نوعی «آفرینش» محسوب می شود.
برای بدست آوردن چیدمانی مناسب از رنگ ها در فضاهای داخلی گام های اولیه زیر ضروری است:
1- آن مطلبی را که با زبان رنگ می خواهید به بیننده بگویید در اندیشه خود آماده داشته باشید.
2- یگ رنگ اصلی که سخن گوی پر قدرتی برای بیان آن مطلب باشد، پیدا کنید.
3- رنگ های دیگری که در اطراف آن می چینید، باید در هماهنگی کامل باشد.
4- آنگاه به عنوان یک رهبر طرح وارد شده و این بار سلیقه هنری خود را در چیدن این ابزار های فنی دخالت دهید.
به کاربردن رنگ در فضاها و یا مبلمانی ساده معمولا نیازمند مهارت زیاد و گران قیمت نیست. یک طراح معماری خوب می تواند بسیاری از نیاز های محرک روانی با استفاده از مطالبی که گفته شد و اندکی خلاقیت در جهت رفاه مصرف کنند گان به کار گیرد؛ مخصوصابه وسیله گوناگونی و اجتناب از تک رنگ بودن

طراح داخلی آپارتمان خود باشیم
امروزه با افزایش روز افزون تنش های روانی ناشی از قوطه ور شدن در محیط های اجتماعی و صنعتی نیاز به فضایی آرام و دلنشین بیش از پیش احساس می شود ، به همین دلیل توجه به زیبایی محلی که در آن زندگی می کنیم بسیار قابل اهمیت است . متاسفانه در کشور ما کمتر توجهی به طراحی داخل بنا میشود و طراحی داخلی به رستورانها و مرکز تجاری خلاصه می شود . شاید یکی از دلایل مهم آن بالا بودن هزینه طراحی به وسیله فرد متخصص است .من در اینجا به نکاتی ساده در مورد طراحی داخلی کل آپارتمان اشاره میکنم تا شما نیز بتوانید بدون استفاده از تخصص فردی تا حدودی به طراحی فضای آپارتمانی خود بپردازید.
• فضای ورودی: ورودی ساختمان جزء فضاهایی می باشد که در طراحی آن کمتر توجه می شود و معمولا" به عنوان جا کفشی از آن استفاده می شود ، در صورتی که اولین فضایی که پیام دعوت را به مخاطب ارسال مینماید ورودی است . و میبایست این پیام را با بگار گیری عناصر بصری مناسب تقویت کرد . جهت تحقق بخشیدن به این هدف میتوان از کمد های جا لباسی همراه با بوفه استفاده کرد . توجه کنید که ابعاد عرضی کمد زیاد نباشد زیرا فضا را خرد و حقیر می نماید. استفاده از یک آینه سر تا پا نیز این فضا را کامل تر می کند.

• نشیمن و پذیرایی : بعد از ورودی به فضای نشیمن و پذیرایی می رسیم . عناصری که در مسیر ورود به نشیمن یا پذیرایی قرار می گیرند میبایست به نحوی چیده شوند که فرد را به طرف محل مبلمان هدایت و همراهی نمایند. و تا حد امکان باعث دور زدن و یا چرخیدن مهمان نشوند. پیش بینی شومینه در فضای نشیمن نحوه چیدمان مبل ها را آسان تر می نماید، در این حالت امکان قرار دادن مبل ها بصورت متقارن در دو طرف شومینه فراهم میشود. نحوه قرارگیری مبلمان پذیرایی بهتر است بصورت دوار یا مستطیلی باشد و در صورت قرار دادن یک آباژور در زاویه بین مبلها می توان بر ابهت فضا افزود. دقت کنید آباژور را از نوع بلند پایه انتخاب نمایید .( به جای آباژور می توانید از گیاهان بنجامین استفاده کنید . )

• نهار خوری فضای : نهار خوری معمولا" در کنار پذیرایی قرار می گیرد و نیاز به میز نهار خوری ، کمد یا قفسه ای برای نگهداری ظروف و نور پردازی مناسب دارد . دقت کنید که میز را نسبت به ابعاد فضا انتخاب نمایید ، معمولا" تا دو برابر اعضای خانواده کافی است.
• اتاق خواب : اتاق خواب معمولا" جهت استراحت مورد استفاده قرار می گیرد و میبایست تمام توان را برای ایجاد آرامش در آن بکار گرفت . در اتاق خواب بهتر است از رنگهای سرد استفاده شود ( مانند رنگ مایه های سبز و آبی ) زیرا رنگ های سرد آرامش بخش هستند. دقت نمایید تخت را در زیر پنجره و یا روبروی در ورودی اتاق قرار ندهید. زیرا هنگام باز بودن درب اتاق فردی که بر روی تخت داز کشیده کاملا" قابل دید است.
• اتاق خواب فرزندان : برخلاف پدر و مادر فرزندان علاوه بر استراحت در اتاق خواب استفاده های دیگری نیز از آن می برند و نحوه طراحی بستگی به جنسیت ( دختر یا پسر ) ، رشته تحصیلی ، سن و ... دارد و نسبت به نیاز آنها طراحی صورت می پذیرد.
• اتاق کودک : در طراحی اتاق کودک میبایست از رنگ های شاد و مورد علاقه کودکان استفاده کرد .معمولا" کودکان به رنگهای قرمز ، زرد ، سبز و آبی علاقه زیادی دارند. در اتاق کودک می بایست فضا را به بخشهای کوچکتری تقسیم کرد، مانند فضایی برای استراحت ، پخش کردن اسباب بازی ها و بازی کردن ، میزی که بتوانند بر روی آن نقاشی کنند ، قفسه برای نگهداری اسباب بازیها و... بر روی دیوار اتاق کودک میبایست سطحی برای چسباندن نقاشی ها پیش بینی شود . دقت کنید که حتما" کف اتاق را با موکت یا سایر پوشش دهنده های مشابه بپوشانید ، زیرا کودکان علاقه زیادی به بازی کردن در کف اتاق دارند
رنگهای مناسب برای یك اتاق خواب

از آنجا كه اتاق خواب خصوصی ترین فضا در هر خانه است، در طراحی دكوراسیون و انتخاب رنگ آن باید پیش از هر چیز سلیقه و نیازهای شخصی صاحب آن را در نظر گرفت، با این وجود نباید از اصول طراحی رنگ در دكوراسیون و تاثیرات ناخودآگاهی كه هر یك از خانوادههای رنگی بر روی روح و روان ما به جا میگذارد، غافل شد.
ضمن مدنظر داشتن سلیقهی صاحب اتاق خواب باید كاربرد یك اتاق خواب را نیز در نظر داشت. یك اتاق خواب باید همواره فضایی آرامش بخش و راحت باشد كه مكانی مناسب برای خواب و استراحت را فراهم آورد.
هنگام طراحی رنگ یك اتاق خواب بهتر است از انتخاب رنگهای درخشان پرهیز كنیم. چرا كه ممكن است هنگام استراحت این رنگها آزاردهنده به نظر برسند؛ اما چنانچه رنگهای زنده را بیشتر می پسندید، سایه های مختلف رنگ آجری در كنار كرمهای غنی و سیاه میتواند انتخابی مناسب باشد.
اگر به دنبال اتاق خوابی با فضای گرم سنتی و اندكی تجملی هستید، استفاده از رنگهای به كار رفته در صنایع دستی شرقی راه حلی مناسب برای دستیابی به چنین فضایی است.
رنگهای گرمی چون طلایی، نارنجی ها، قرمزهای پرمایه و آجری های به كار رفته در طرحهای سنتی شرقی عاملی مهم در ایجاد نمایی باشكوه و گرم در یك دكوراسیون هستند. علاوه بر به كارگیری این رنگها در فضای اتاق استفاده از پارچه های ابریشمی و كتان طرحدار، تابلوها و مجسمههای زینتی شرقی، پارچههای سوزندوزی و قلمكار غنا جذابیت این دكوراسیون را دوچندان می كند. برای نیل به موفقیت در تركیب سطوح طرحدار گوناگون در چنین دكوراسیونی لازم است سطوحی ساده و روشن به منظور استراحت چشم در فضای اتاق در نظر گرفته شوند كه رنگ ساده و روشن روی دیوارهای اتاق می تواند این نقش را به خوبی ایفا كند.
همچنین آویزهای پارچهای در قسمت بالا و پشت تخت فضایی رمانتیك و خاص به اتاق می بخشد و می تواند تختخواب را بیش از پیش به كانون توجه در اتاق تبدیل كند. در مقابل دكوراسیون های سنتی دكوراسیونهای تك رنگ قرار گرفته اند كه با به كارگیری تنالیته های مختلف یك رنگ فضایی آرام و یكنواخت را پدید می آورند. رنگهای روشن نمای آفتابی و پرنشاط و در همان حال ساده و آرامش بخش را در برابر دیدگان بیننده قرار می دهند.

تركیب رنگهای زرد و سبز از آنجا كه سبز یكی از رنگهای مشتق شده از زرد است، در فضای اتاق خواب بسیار موفق و مناسب خواهد بود. اما باید به خاطر داشته باشیم كه غالب شدن رنگ سبز بر زرد در یك اتاق نشیمن بر جذابیت و زندگی در آن می افزاید، اما در یك اتاق خواب اختصاصی قسمت اعظم فضا به رنگ زرد سادگی و آرامشی كه لازمه یك اتاق خواب است به آن می بخشد؛ حال آن كه غالب شدن رنگ سبز در اتاق خواب بیش از میزان لازم به فضا شور و انرژی میبخشد.
انتخاب رنگ در اتاق كودكان خود از قواعدی جداگانه برخوردار است. اتاق خواب نوزادان را بهتر است با رنگهای ملایم و پاستلی آرایش كنیم. اتاق خواب كودكان خردسال و نوجوانان را نیز میتوانیم با رنگهای شاد و پرانرژیتر زینت دهیم.
استفاده از تركیب رنگهای هارمونیك كه در چرخه رنگ در كنار یكدیگر قرار گرفته اند نیز در دكوراسیون یك اتاق خواب می تواند بسیار موفقیت آمیز باشد. به عنوان مثال استفاده از تنالیته های مختلف رنگ بنفش و سبز در كنار یك رنگ روشن متضاد مانند كرم فضایی زیبا می آفریند. آنچه باید در طراحی رنگی دكوراسیون یك اتاق خواب همواره در نظر داشته باشیم این است كه نه تنها انتخاب مجموعه های از رنگها بلكه میزان به كارگیری آنها و سطوحی كه اشغال می كنند در مقایسه با هم نیز از اهمیت به سزایی برخوردار است.
همچنین ایجاد رابطه میان سطوح رنگی گوناگون با استفاده از جزئیاتی چون یك قاب عكس، حاشیه های كاغذ دیواری نصب شده به دیوار، تكرار طرح خاصی بر روی ملحفه و روبالشی ها و یا حتی قرار دادن یك جفت آباژور یا گلدان بر روی پاتختی ها یا میز آرایش میتواند به دكوراسیون یك اتاق انسجام و هماهنگی بیشتری ببخشد
هفت اصل برای طراحی داخلی

تاقچه ها، رف ها، ارسی ها، هشتی ها، حوض ها و باغچه ها تنها شماری از عناصر كالبدی طراحی داخلی در ایران هستند. روش معماران گذشته ایرانی در به كارگیری این عناصر، در راستای آن بوده تا از جذابیت فُرم كاسته شود و به غنای فضا افزوده گردد. این همان هندسه همراه با تزئینات است.
به نظر می رسد طراحی داخلی در ایران، از یك سو در چنبره نوستالژیای تاقچه ها، رف ها و اُرسی های قدیم گرفتار مانده و از سوی دیگر به دكوراسیون و ابعاد دراماتیك و تزئینی فضاها تقلیل یافته است. با تمام اینها، طراحی داخلی فرآیندی است كه همزمان می بایست سویه های زیباشناختی و عملكردی را سامان دهد. طراحی داخلی یك ساختمان، داستانی است كه شخصیت اصلی آن خود انسان است؛ در این بین حضور او در این فضا، چگونگی آن و ویژگی های فضایی كه انسان در آن قرار می گیرد، می تواند تداعی كننده اصولی باشد كه در ادامه ۷ اصل از آنها را می خوانید:
۱ - نور را دریاب: نور عنصری است كه با آن دیدن اشیا ممكن می شود. نور می تواند ریتم خلاقانه ای به یك فضای داخلی ببخشد. بدون نور، نه فرم را احساس می توان كرد، نه رنگ را و نه بافت را. نورپردازی در یك فضای داخلی پیامدهای مهمی در بردارد. چه بسا نورپردازی مناسب یك فضا آن فضا را خوشامد و چشم نواز كند. نورپردازی در كنار ابعاد زیباشناختی، بعد عملكردی هم دارد. نور مناسب در طول شب در یك فضای داخلی می تواند حس محدود بودن یا ابهام و هراس را بر طرف كند. نور مناسب یك اتاق حتی می تواند چهره آدمی را گرم و صمیمی كند. به كمك نورپردازی می توان یك فضای داخلی را به جزایر نورانی متنوعی تبدیل كرد. پس، از باب مثال، غذاخوری باید نور ملایم و گرمی داشته باشد یا بهترین نورها برای حمام، منابع نوری كم ولتاژ هستند.
۲ - فرم را بشناس: فرم، توده فیزیكی یك شیء است كه سه بعدی بوده و وزن دارد. فرم معمولاً به پوسته بیرونی بنا نسبت داده می شود، در حالی كه فضای داخلی هم فرم خاص خود را تشكیل می دهد. معمولاً فرم فضای داخلی تابعی از عوامل مختلف است. دسترسی ها و سیركولاسیون مهمترین این عوامل هستند. هر چند نمود فرم بیشتر در پوسته بیرونی یك بنا است با این حال نمود بیرون و درون می تواند یك شكل نباشد.
رنگ ، عنصر اصلی دکوراسیون

تاثیرات حاصل از رنگ ها
همواره لازمه ي دريافت نتيجه اي مطلوب از انجام هر نوع کار عملي، وجود اطلاعات و آگاهي لازم تئوري در آن زمينه است. ما در اين مقاله سعي کرده ايم اطلاعاتي را با همين موضوع و هدف ارائه دهيم. رنگ ها در دو بستر اصلي در محيط حضور مي يابند:
1. پوشش هاي اصلي فضاها شامل ديوارها، کف ها، سقف ها و درها.
2. لوازم دکوراسيون شامل مبلمان، پرده ها، فرش و غيره.
در مقام مقايسه اين دو قالب با هم، به لحاظ نقش دکوراسيوني شان در محيط، پوشش هاي فضا از اهميت بيشتري برخوردار مي باشند زيرا که نسبت به لوازم دکوراسيوني ثابت تر بوده و به گونه اي نقش پس زمينه را براي آن لوازم اجرا مي کنند.
در ميان اين پوشش ها، ديوارها به جهت وسعت حضورشان در فضا، جايگاه ويژه اي داشته و ميزان تأثير گذاريشان بر ديگر لوازم دکوراسيوني بسيار چشمگيرتر است. گذشته از موضوع تأثير بر روي ديگر لوازم محيط، ديوارها و رنگ انتخابشان در تغيير وسعت و نور فضا نيز بسيار مؤثر است.
رنگ سفید
سفيد سمبل خلوص، بي گناهي، پاکي، آرامش و صلح است.
رنگ سفيد القاء کننده آرامش، صفا و آسايش است. سفيد به همراه خلوصش، يکي از کاربردي ترين رنگ ها در طراحي دکوراسيوني يک فضا است زيرا که با همه رنگ ها قابل ترکيب است. ( منظور از ترکيب در اين مباحث، کنار هم قرارگيري رنگ ها در يک کمپوزسيون ( ترکيب ) رنگي در فضا است.)
به کارگيري رنگ سفيد در فضا به خصوص براي پوشش هاي اصلي، آن مکان را روشن تر و بزرگتر جلوه مي دهد. بنابراين براي فضاهاي کوچک و کم نور انتخاب ايده آلي است. سفيد خالص هنگامي که با نور طبيعي نور پردازي مي شود، يک رنگ گرم را ايجاد مي کند ولي در زير نورهاي مصنوعي به نظر سرد مي رسد. در نتيجه با اضافه کردن نورهاي زرد، قرمز و قهوه اي در کنار نور مصنوعي مانند فلورسنت و يا افزودن لوازمي به يک و يا چند رنگ ياد شده در محيط تغيير مي کند. اين رنگ ها از کيفيت سفيد نمي کاهند بلکه آن را گرم تر مي کنند. رنگ سفيد براي فضاهائي با عناصر معماري قديمي و يا جهت ايجاد هماهنگي بين سبک هاي کاملاً مجزاي معماري بسيار ايده آل است. براي حفظ آرامش فضايي با سطوح سفيد مي توان از لوازمي با رنگ هاي خنثي و بافت هاي طبيعي مانند چوب استفاده نمود و براي ايجاد تضادهاي ظريف و زيبا، تعدادي رنگ هاي دراماتيک نيز به اين ترکيب افزود.
رنگ های خنثی
رنگ هاي خنثي، رنگ هايي هستند که از ميزان زيادي سفيد برخوردار بوده ولي به هيچ يک از رنگ هاي اوليه و ثانويه متمايل نيستند. با اين تعريف رنگ هاي کم مايه مانند صورتي کم رنگ يا آبي آسماني جز رنگ هاي خنثي محسوب نمي شوند ولي رنگ کرم يکي از رنگ هاي خنثي به حساب مي آيد. همين مسئله در مورد خاکستري روشن که از مشکي نشأت گرفته است نيز صدق مي کند. رنگ هاي خنثي در بسياري از مواد طبيعي مانند سنگ ها، خاک، زمين، چوب ، حصير، شن و امثال اينها و يا در برخي از موارد مصنوعي مانند فلز، شيشه، سيمان و غيره ديده مي شوند. رنگ هاي خنثي در دنياي دکوراسيون از اهميت بسياري برخوردار بوده و کاربردي هستند. خنثي بودن آنها به اين معناست که مي توانيد به راحتي در کنار هر رنگ ديگري بدون احتمال وجود از دست رفتن زيبايي هاي هر يک به خصوص رنگ ها، ترکيبي مناسب در فضا ايجاد کرد. با توجه به آنکه اين رنگ ها نيز آرام بخش و ملايم هستند. با پوشش ديوار به يکي از آنها مي توان پس زمينه خوبي براي نصب تابلو ، نوارهاي چاپي و کاغذي ، پرده ها به طور کلي ديوارکوب ها فراهم آورد. اگر فضا به قدري از لوازم دکوراسيوني پر شده باشد که احساس آرامش را بر هم ريزند، يکي از راههاي ايجاد تعادل در محيط با حفظ همان وسائل، رنگ آميزي سطوح اصلي يا تعويض پوشش هاي ثانويه مانند رومبلي، پرده و غيره به يکي از رنگ هاي خنثي است. هنگامي که قصد داريد قسمتي از فضا مانند يک ديوار، در، پنجره و يا حتي خرده ريزهايي مانند دستگيره، چوب پرده و به طور کلي هر وسيله اي که در محيط وجود دارد به محض ورود بيننده به داخل، نظر او را جلب نکند. آنها را به يکي از رنگ هاي خنثي رنگ آميزي کرده و يا رنگ خنثي را در انتخاب آنها در نظر بگيريد.
از اين خاصيت رنگ هاي خنثي براي رفع عيوب معماري و شکستگي ها و فرورفتگي ها مي توان بهره زيادي کسب کرد. به عنوان مثال با رنگ آميزي بخشي از فضا که داراي مشکل ساختاري است و شما نمي خواهيد فوري مورد توجه بيننده قرار بگيريد، توسط يکي از رنگ هاي خنثي به راحتي مي توانيد آن را در نظر اول بپوشانيد. به کارگيري رنگ هاي خنثي در محيط نيز با اهداف گوناگون دکوراسيوني صورت مي گيرد.
نصب تابلوئي به رنگ زرد، با خاصيت گرم در فضايي که اغلب پوشش ها و لوازم دکوراسيوني آن از رنگ هاي خنثي انتخاب شده است، مي تواند داراي دو هدف باشد:
1. جلب نظر بيننده به طرف اثر هنري تابلو که در اينجا با نورپردازي اين تأکيد را بيشتر کرده است.
2. تغيير فضاي يکنواختي با عنصري با رنگ آميزي گرمتر و انرژي دارتر. رنگ هاي خنثي در پرده هاي مختلف از روشن تا تيره وجود دارند و به لحاظ سبک جز ترکيبات رنگي مورد استفاده در سبک کلاسيک هستند.
به عنوان نمونه اگر طراح داخلي به لزوم جلوه دادن فرورفتگي در کنار پنجره و پله تأکيد داشت به طور قطع يک و يا ترکيبي از چند رنگ گرم را در کنار رنگ هاي ملايم و خنثي به کار مي برد تا به اين ترتيب نظر هر بيننده در حال عبور از آن محيط را به خود جلب کند. ولي اکنون با انتخاب اغلب پوشش هاي محيط به رنگ هاي خنثي مقصودي برعکس داشته و ممکن است هنگامي که فردي از پايين به بالا آمده و يا از پله ها به طبقه پايين مي رود حتي اين فضا را ناديده بگذرد.










