تبليغاتX
Professional Architecture web site



يه سلام خيلي گرم و تابستوني به همه دوستان عزيز!

چند روز ديگه بيشتر به شروع تابستون نمونده. اين روزا بازديدمون خيلي اومده پايين شايد يكي از دلايلش فصل امتحانات باشه نمي دونم به هر حال از همه عزيزاني كه كماكان به ما سر مي زنن تشكر مي كنيم همينطور از اونايي هم كه به هر دليلي اين روزا فرصت نمي كنن به ما سر بزنن.

يه معذرت خواهي هم واسه اينكه يه كم دير آپ شديم خوب دليلش اين بود تو يه سفر علمي همراه دانشجويان عزيز دانشگاه آزاد اصفهان واحد سماء به همدان رفتم .چندين روز كه تو سفر بودم بعدشم به خاطر سفر كلي كارام عقب افتاد واسه همين يه كم گرفتار بودم ديگه.

خانم هدايت وخانم ميرزايي هم همزمان با ما عازم يه سفر علمي به شيراز شدن الانم كه فصل امتاحاناتشونه. انشالله موفق باشن. امتحانات تموم شه مثل قبل بازم با مطالب قشنگشون در خدمت شما هستن.

اما بعد سفر بد نديدم يه پست راجع به همدان پايتخت تاريخ و تمدن ايران بنويسم.

 

موقعيت و آب وهوا

شهر همدان در طول دره وسيعي كه از دو طرف به كوههاي الوند محصوره قرار داره و اين شهرستان شمال از شمال به بيجار و زنجان ، از جنوب به اراك و ملاير و تويسركان و از شرق به ساوه و تفرش و از غرب بهكرمانشاه و سنقر و قروه محدود ميشه.

مناطق مرتفع استان داراي آب و هاي كوهستاني  سرد و مناطق جنوبي آب و هواي معتدل كوهستاني داره.

 

پيشينه تاريخي

همدان يكي از قديمي ترين شهر هاي ايرانه و از زماني كه انسان به صورت اجتماعات كوچيك و بزرگ در روستاها و شهر ها زندگي مدني را آغاز كردند سابقه شهر نشيني و پيدايش اجتماعات به گواهي تاريخ در همدان مشاهده مي شده. بنا به گواهي لوحه هاي گلي، ‌سنگي، طلا و نقره كه برخي از اونا از هزاره دوم پيش از ميلاده و وجود برخي آثار و نقوش كه در صخره هاي الوند وجود داره و در رديف سنگ نگاره هاي پيش از تاريخ شمرده مي شن به گواهي كارشناسان محلي به 5 هزار سال پيش مربوطند . دولت هاي كاسي (كاسيان) ماد و هخامنشي به عنوان حكام نخستين در منطقه همدان در صفحات تاريخ ظاهر شدند.همدان در زمان كاسيان (آكسايا)،‌ در زمان ماد ها (امدانه) و در زمان هخامنشيان (هكمتانه) ناميده مي شده.

 

در مورد سرگذشت همدان در ادامه مفصل تر صحبت خواهيم كرد.دوستان متونن توضيحات كامل تر را هم تو تالار گفتمان جستجو كنند يا اگه مطلبي چيزي هم جا افتاده اضافه كنند.

 

سفر نامه همدان

حدود ساعت 2 بعد از ظهر بود كه از اصفهان به سمت همدان حركت كرديم.با عبور از شهرهاي ميمه، دليجان،ساوه و...به شهر همدان رسيديم.راستش يه مقداري سخت بود سفر با دانشجوياني كه افتخار پيدا نكرده بودم باهاشون كلاسي داشته باشم.يقيناً واسه اونا هم سخت بود و حتماً دوست داشتن با استاد خودشون به اين سفر راهي بشن اما خوب چاره اي نبود ديگه قرعه به اسم ما خورده بود و دوستان هم مجبور بودن ما را تحمل كنن كه همينجا جا داره به خاطر حوصله اي كه به خرج دادان و ما را تحمل كردن ازشون تشكر كنم.

 

تصويري ازدانشجويان در موزه تاريخ طبيعي همدان

 

داشتم مي گفتيم...

دور و بر ساعت 10شب بود كه رسيديم همدان...

 به پايتخت تاريخ و تمدن ايران زمين (همدان) خوش آمديد.

پارك ورودي شهر همدان اولين مكان توقف ما تو اين شهر تاريخي بود.توقف براي صرف شام و از اونجا به محل اسكانمون حركت كرديم كه تا اومديم مستقر بشيم ساعت از 1 بامداد هم گذشت.

 

موزه تاريخ طبيعي

صبح روز بعد بچه ها به شوق بازديد از شهر زيباي همدان اول وقت بيدار شدند و پس از صرف صبحانه عازم موزه تاريخ طبيعي همدان كه محل اون در فضاي دانشكده كشاورزي دانشگاه بوعلي سينا در انتهاي چهار باغ آزادگان منشعب از ميدان مدرس واقع شده.حدود ساعت 9 بود كه رسيديم به موزه و با اطلاعيه اي كه نوشته بود به علت تعميرات موزه در اون تاريخ تعطيله مواجه شديم.آقاي حسيني به اتفاق آقاي نريماني وارد دانشكده شدن و با مسؤلين موزه صحبت كردن واجازه بازديد از موزه را گرفتن.يادم رفت بگم، آقاي حسيني و آقاي نريماني و آقاي جلالي از مسولين برگزار كننده اين اردوي علمي بودن كه جا داره همينجا از زحمت هاي بي دريغشون تشكر كنم از طرف خودم و همه دانشجويان عزيز.

 

از چپ به راست (آقاي حسيني، جلالي، نريماني، كريمي و وحدت پور)

 

اين موزه با زيربناي تقريبي 200 متر مربع در سه سالن مجزا جاي داده شده.كه برخي نمونه ها را براي اولين بار در كشور كشف نموده به عنوان مثال مي تونيم به كشف 5 گونه جديد از ماهي هاي خليج فارس و چند نمونه از فسيلها كه براي اولين بار توسط اين موزه گزارش شده اشاره كنيم.

 

در سالن شماره (1) اين موزه نگاره هاي سنگي كشف شده از مناطق مختلف ايران و سفالينه ها و دست ساز هاي مفرغي و سكه به نمايش در اومده همچنين حدود 300 مورد صحنه باز سازي شده از طبيعت وحش ايران به معرض ديد گذاشته شده.

 

 موزه تاريخ طبيعي

 

دز سالن شماره (2) كه به آبزيان اختصاص داره شامل دو بخش مجزاست: بخش اول: آكواريوم انواع ماهي هاي زينتي آب شيرين مناطق گرمسيريه كه در حال حاظر تعداد محدودي در موزه نگهداري ميشه. بخش دوم : شامل آبزيان فيكسه شده هستش كه نمونه هاي كمياب و نفيسي از انواع آبزيان، خزندگان،پستانداران به صورت فيكسه شده يا به صورت "تاكسيدرمي" شده قرار داره.

 

در سالن شماره (3) مجموعه اي از نمونه هاي كاني و فسيلي و سنگهاي رسوبي به جا مانده از ادوار مختلف زمين شناسي ايران جمع آوري شده.

 

نمونه اي از حيات وحش باز سازي شده

 

 

آرامگاه بابا طاهر

بازديد از موزه يكي دو ساعت طول كشيد و بعد از اونجا به سمت آرامگاه زيباي بابا طاهر حركت كرديم. اينم بگم كه همدان از دير باز مهد پرورش مردان بزرگي د رزمينه علم وهنر – عرفان – دين وسياست بوده كه ا زجمله اين مشاهير ميتونيم به فيلسوف عاليقدر جهان اسلام ابوعلي سينا- شاعر وارسته وعارف بزرگ باباطاهر- عارف دلسوخته وحق طلب عين القضاه همداني ونيز مردان علم وسياست نظير,خواجه رشيد الدين فضل اله همداني وزير مشهور ايلخانيان مغول وهمچنين ادبا وشعراي گرانقدري چون ميرزاده عشقي- مفتون همداني وعارف وهمچنين مردان دين وسياست چون سيد جمال الدين اسدآبادي اشاره نمود. شيفتگان مظاهر فرهنگ وتمدن ايران واسلام مي تونن علاوه بر آثار وابنيه تاريخي استان از بناهاي يادبودي كه براي برخي از اين بزرگان برپا شده نظير آرامگاه بوعلي وباباطاهر نيز بازديد كنن.

 

آرامگاه بابا طاهر

 

آرامگاه بابا طاهر

 

بعد از اون يه فرصتي واسه بازديد به دانشجوها دادهشد و من به اتفاق آقاي نريماني و اقاي حسيني رفتيم به زيارت آرامگاه هادي بن علي بن الحسين كه در نزديكي آرامگاه باباطاهر واقع بود.

 

زمان به سرعت سپري مي شد و واسه ديدن همه جاذبه هاي شهر همدان حد اقل يك هفته اي زمان لازم بود ولي ما دو روز بيشتر فرصت نداشتيم واسه همين بازديد ها خيلي سريع بايد انجام مي شد و خيلي از جاها هم تو برنامه سفر نمي گنجيد كه از جمله معروف ترينش غار زيباي عليصدر بود كه خيلي حيف شد كه نتونستيم بربم.

به هر حال پس از صرف ناهار تو يكي از بزرگترين و زيباترين پارك هاي اين شهر و يه استراحت كوتاه راهي تپه تاريخي هكمتانه شديم. تپه باستاني هكمتانه كه در ورودي شهر همدان واقع شده است, يكي از با ارزش ترين آثار باستاني ايران است. تا كنون حفاري هاي متعددي بر روي اين تپه صورت گرفته است كه آثار خشتي زيادي از دوران هخامنشيان در آنجا آشكار شده.

 

تپه هكمتانه

باستان شناسان، تپه باستانی هگمتانه، واقع در مرکز شهر همدان را، که وسیع‌ترین تپه باستانی ایران است، بقایای ابنیه عهد کاسی، مادی، هخامنشی و بعد از آن می‌‌دونن. مساحت این تپه حدود ۳۰ هکتاره. که با در نظر گرفتن بخشهایی که جزء محدود تپه باستانی بود، ولی اینک ساختمانهای مسکونی بر روی آن ساخته شده، به بیش از ۴۰ هکتار نیز می‌‌رسه.این تپه بیضی شکل، در داخل محدوده شهر فعلی همدان، و در دو سوی خیابان اکباتان واقع شده . « هگمتانه»، یا « هنگمتانه » که به زبان پارسی قدیم به معنی محل تجمع بوده، ترکیبی از دو واژه « هنگ » به معنی « جا » و « متانه » به معنی « تجمع » هستش. این واژه در زبان یونانی به صورت « اکباتانا » در آومده ، و در کتیبه‌های عیلامی به صورت « اک ماتانو » آومده.برخی میز معتقدند: «امدانه » یا « آمادای » که در کتیبه پیلسر پادشاه آشور آمده به این محل اطلاق می‌‌شده. هگمتانه « در زبان ارمنی، «اهمتان» و در زبان سریانی و پهلوی، اهمدان »، در گویش نویسندگان عرب «همدان» و در تورات، «احتمانا» گفته شده. همچنین سکه‌هایی از عهد ساسانی کشف شده که محل ضرب اونا هم «اهمتان» قید شده .

درباره چگونگی احداث و نام بنیانگذاران هگمتانه در بین مورخین یونانی، اتفاق نظر وجود نداره. مورخین اسلامی نیز دراین زمینه با یکدیگر اختلاف نظر دارند و در مورد محل دقیق آن هم نظریات متفاوتی ارایه شده. گر چه اکثر مورخین، پژوهشگران و باستان شناسان مانند مرحوم مصطفوی، پرفسورگیر یشمن، اشمیت، لوشای و پرادارا، تپه‌ای را که هم اکنون در شهر همدان به نام هگمتانه معروفه، محل اصلی شهر باستانی هگمتانه می‌‌دانند.

در طی ۱۰ فصل حفاری انجام شده از سال ۱۳۶۲ تا ۱۳۷۸، که حدود ۱۴۰۰۰ متر مربع از بقایای این شهر مورد کاوش قرار گرفته یکی از کهن‌ترین دوره‌های تمدن پشری نمایان شده. همچنین یک حصار طولانی به ارتفاع ۹ متر و دو برج عظیم و کم نظیر در درون آن کشف شده، از جمله کاوشهای علمی سال ۱۳۶۲ تا کنون که به سرپرستی آقای دکتر محمود رحیم طراف, به انجام رسیده منجر به شناسایی شهر بزرگی در دل تپه هگمتانه شده. تحقیقات نشون داده که در فواصل ۳۵ متری بین معابر دو سری واحدهای ساختمانی قرار داره که هر کدوم شامل یک هال (حیاط مرکزی) هستش. با اتاقها و انبارهایی به صورت قرینه در گرداگرد آن، به شکلی که هر واحد ساختمانی فضایی در حدود ۵/۱۷ *۵/۱۷ متر را در بر می‌‌گیره. معابر مذکور با عرض ۵/۳ و پس بندی آجری در بخش وسیعی از تپه گسترش داشته، و جهت شمال شرقی به جنوب غربی دارند.

 

حفاري هاي تپه هكمتانه

 

همچنین ادامه کاوشها بخشهایی از حصار عظیم شهر به قطر ۹ متر وارتفاع ۸ متر را آشکار ساخته. این حصار در فواصل معین، دارای برجهای عظیم بوده، که هگمتانه قدیم را در بر می‌‌گرفته. به طور کلی این تپه در طول یکصد سال اخیر بارها مورد حفاری باستان‌شناسان داخلی و خارجی قرار گرفته . از جمله ویژگیهای شهر باستانی هگمتانه معماری و طرح و نقشه منظم این شهر بوده، که در بین آثار باستانی به دست آمده کم سابقه هستش.

ضمنا" در طول حفاریهای انجام شده آثار ارزشمند و بی نظیری کشف شده که اغلب متعلق به دوران هخامنشیان و نیاکان آونهاست. تعدادی از اشیاء کشف شده از این تپه در موزه ملی ایران باستان و تعدادی دیگر در موزه‌ها و یا مجموعه‌های خصوصی خارج کشور نگهداری می‌‌شه.

نخستین اشاره مکتوب به نام مادها و سرزمین ماد، در سالنامه بیست و چهارم شارل مانزر سوم (۸۳۶ قبل میلادی) و سارگن دوم (۷۱۵ قبل از میلادی بوده، که از این قوم و سرزمین آنان به نام «مادای» یا «آمادای» یاد کرده اند.روایات مورخین یونانی نیز حاکی  از اينه که این شهر در دوره مادها، (از اواخر قرن هشتم تا نیمه اول قرن شم قبل از میلاد) مدتها مرکز امپراتوری مادها بوده . و پس از انقراض اونها نیز به عنوان یکی از پایتختهای دوره هخامنشی (پایتخت تابستانی و احتمالا «محل خزانه آنها») به شمار می‌‌ اومده.

گفته‌های هرودت مورخ یونانی، در قرن پنجم قبل از میلاد،م مهمترین ماخذ تاریخی در این مورده. وی بنای اولیه این شهر را به "دیااکو " نخستین شهریار ماد نسبت می‌‌ده (در ۷۲۸ قبل از میلاد). هرودت اوضاع سیاسی واقتصادی نا مناسب قوم ماد را در دستیابی دیااکو به قدرت موثر می‌‌دانه. لوح زرین به نام (آریارمنه) یافت‌شده در تپهٔ باستانی هگمتانه. این لوح از زرناب است به ابعاد ۱۲در ۸ سانتیمتر - دارای ۱۰ سطر به خط میخیه. آریا رمنه جد داریوش اول از شاهان هخامنشی بوده. بنا به اظهار نظر باستان شناسان این لوح قدیمی‌ترین اثر تاریخی می‌‌باشد ودر موزه (برلن آلمان) نگهداری می‌‌شه.دیگر مورخین یونانی چون پلی بیوس، کنزیاس، ژوستین و گزنفون نیز درباره هگمتانه مطالبی جمه آوری کرده اند.

 

حفاري هاي تپه هكمتانه

 

دیااکو پس از اینکه هگمتانه را به پایتختی خود برگزید، تصمیم به ساخت کاخی عظیم و مستحکم به صورت هفت قلعه تو در تو گرفت. به طوریکه کاخ پادشاهی و خزانه، در درون قلعه هفتم قرار داشته باشه. دیااکو به تقلید از رنگ آمیزی قصرهای بابلی، دستور داده بود کنگره‌های هر قلعه را به رنگی مخصوص در بيارند. به این ترتیب : رنگ کنگره‌های قلعه اول سفید، دومی سیاه، سومی ارغوانی، چهارمی آبی، پنجمی نارنجی، و کنگره دو با روی داخلی سیمین و زرین بودندو محیط بیرونی ترنی دیوار قلعه، تقریبا" به اندازه حصار شهر آتن بوده استقصر شاهی، که در آخرین قلعه درونی بر پاشده بود، دارای صدها اتاق بوده، و مردم نیز خانه‌های خود را بیرون این قلعه‌ها و در کنار آن ساخته بودند.

بنا به در خواست دیااکو، قوم ماد شهرهای کوچکی راکه در آن می‌‌زیسته اند، رها ساخته و در اطراف قلعه شاهی خانه‌های خود را بنا کردند پلی بیوس مورخ یونانی (۲۰۴ تا ۱۳۲ قبل از میلاد) می‌‌نویسه :

 در دامان کوه اورنت، (اورنت یا اورنتس = الوند) شهر هگمتانه با قلعه و ارگ مستحکم و حیرت آوری قرار گرفته، و قصر شاهی، در داخل آخرین قلعه آن استوار گردیده است.. وضع ساختمانی،آرایش عجیب، و تزییناتی که در آن به کار رفته به نحوی بوده، که توصیف آن مبالغه آمیز به نظر می‌‌رسد. چوبهایی در آن به مصرف رسیده پوشیده از زر و سیم است. درها، ستونهای و رواقهای آن، با هزاران گونه کنده کاری و نقش و نگار آراسته شده اند. یک دیوار بی پیرایه، و یک تیر عاری از زیور، در آن کاخ نیست حتی کاشی هایی که زینت بخش «ازاره ها» و دیوارهای دورنی قصر است، با پوششی از آب نقره، سیم اندود گشته و همه چوبها از جنس سرو و کاج می‌‌باشند.

کنزیاس مورخ یونانی و پزشک معروف اردشیر دوم هخامنشی (۴۰۴ تا ۳۰۴۵ قبل از میلاد) می‌‌نویسه:

 «سمیرامین» ملکه آشور، پس از دیدن وضعیت شهر و موقعیت مناسب آن دستور داده، که برای او در آنجا کاخی بسازند و چون دیده است. که در شهر جدید الاحداث کمبود آب وجود دارد، دستور داده تا با صرف هزینه‌ای گزاف، نهری ساخته و آب دریاچه‌ای را که در آن سوی کوه اورنت (الوند) است به این شهر سرازیر نمایند.

ابوبکر احمد بن محمد اسحاق همدانی معروف به این فقیه، در کتاب البلدان خود که در حدود سال ۲۹۰ هجری به تحریر در اومده، به نقل از یکی از دانشمندان پارسی می‌‌نویسه:

 « همدان بزرگترین شهر جبال و حدود چهار فرسنگ در چهار فرسنگ بوده است.»

بخت النصر بعد از فتح و ویرانی بیت المقدس ، فرمانده‌ای به نام صقلاب را به قصد تصرف همدان می‌‌فرسته، ولی وی با عدم موفقیت مواجه شده و طی نامه‌ای به بخت النصر می‌‌نویسه: من به شهری آمده‌ام دارای بارویی بلند و سرکش و مردمی بسیار و کوی و برزنهای فراخ و رودهای فراوان و ...

پس از انقراض مادها، هر چند هگمتانه مرکزیت نخستین را پيدا نكرد، ولی به جهت قرار گرفتن سدر مسیر جاده شاهی، که پارسه (تخت جمشید) را به سارد متصل می‌‌کرد، به عنوان پایتخت تابستانی هخامنشیان مورد توجه خاص بود، و از این رو آن را آباد کردند.

در زمانی که داریوش سوم با اسکندر مواجه می‌‌شود. هگمتانه به صورت ویرانه‌ای بود. ولی داریوش سوم بنا به پیشنهاد یاران خود دستور می‌‌ده در میانه شهر، کوشکی بزرگ که آن را ساروق می‌‌نامیدند، بسازند. در این کوشک سیصد مخفی گاه برای گنجینه و دارایی ها برباشد. و برای آن هشت درب آهنین ساختند، که همه دو اشکوبی (دو لختی) و هر اشکوب، به بلندای دوازده گز بود.

 

 

حفاریهای باستان‌شناسی سالهای اخیر در تپه هگمتانه هم مشخص شده است، که محل کاخ و بناهای اشاره شده، در تپه هگمتانه کنونی واقع بوده . نتایج حفاریهای تپه هگمتانه – آثار کشف شده حاکی از وجود یک شبکه منظم و پیشرفته آب رسانی در شهر حکومتی مادهاو پارتها هستش در فواصل بین کانالهای آب رسانی، معابری به عرض ۵/۳ متری وجود داشته و کف این معابر، تماما" با آجرهای مربع شکل و به منظمی مفروش بوده. پیشینه حفاریهای علمی ازاین تپه، به سال ۱۹۱۳ میلادی بر می‌‌گرده که هیشی فرانسوی از طرف موزه لوور پاریس به سرپرستی شارل فوسی، کاوشهایی در تپه هگمتانه انجام داد. ولی نتایج این کاوشها هیچ گاه منتشر نشد.

اين حكايت هكمتانه و تپه هاي باستاني اون بود.در ادامه بازديد از اين تپه از موزه هكمتانه واقع در شرق تپه باستاني و جنب گودال معروف فرانسوي ها هم باز ديد كرديم.ساختمان اين مكان كه پيشتر مدرسه پرورش ناميده مي شده در طي تغييرات و تعميراتي جهت ايجاد موزه به بهره برداري ميرسه.

 

سر ستونهاي كشف شده از دوران هخامنشي

 

در اين مجموعه آثار سنگي ,سفالي,استخواني وفلزي از دوره هاي پيش وپس از اسلام به نمايش در آومده.در راهرو وتالار سمت راست موزه,اشياي مكشوف از هگمتانه نگهداري مي شه.از برجسته ترين اين آثار مي توان به پايه ستونهاي متعلق به كاخهاي هخامنشي از جمله شالي ستون مربوط به دوران اردشير دوم با متن ميخي,دو مهر استامپي سنگي وشيشه اي مربوط به دوران قبل از اسلام وسرگاو از جنس سفال متعلق به دوران هخامنشي اشاره كرد.همچنين مجموعه اي از اشياي باستاني در سالهاي پيش از انقلاب به صورت حفارهاي غير قانوني از خاك خارج شده اند كه آنها را منسوب به هگمتانه مي دونندواكنون در موزه ملي وبعضي در موزه هاي خارج از كشور نگهداري مي شن.مجموعه تابوتهاي سنگي وسفالي مربوط به دوره پارتيان كه از ميدان شير سنگي بدست آمده , خمره ها وسنگهاي تزئيني با نقوش زيبا وسنگ قبرهاي دوران مختلف اسلامي, شاخص ترين نماينده هاي آثار كشف شده استاني مي باشن كه در سالن مركزي وراهروي سمت چپ موزه قرار داده شده اند.

 

 

بعد از بازديد از تپه هاي هكمتانه كه فوق العاده جذاب بود به سمت آرامگاه بوعلي سينا دانشمند سده 5 هجري و از وزراي شمس الدوله ديلمي بوده حركت كرديم.راجع به بوعلي صحبت كردن يه جورايي زيره به كرمان بردنه.همه عزيزان با اين چهره شناخته شده جهاني آشنا هست و من ديگه راجع به ايشون صحبتي نمي كنم اما راجع به مقبره اين بزرگ همين را بگم كه طراحي اين بنا توسط چهره شناخته شده ممعاري ايران مهندس هوشنگ سيحون كه به معمار بناهاي آرامگاهي معروفه صورت گرفته.

 

آرامگاه بوعلي

 

آرامگاه بوعلي

 

نخستين اثرى كه مهندس هوشنگ سیحون ازخود به جا گذاشته ، آرامگاه بوعلى سيناى همدان بوده كه طرح آن در ۲۵سالگى و هنگام تحصيل در دانشكده هنرهاى زيباى پاريس (بوزار) ارائه مى ده و درمسابقه اى كه « انجمن آثار ملى» آن زمان به مناسبت بزرگداشت هزاره بوعلى سينا از سوى يونسكو برپا مى كنه، جايزه اول را به دست مى ياره. جايزه اى كه ساختن مقبره بوعلى سينا بود و ساختمانى كه در ۲۸ سالگى او آغاز و در سى سالگى اش به پايان رسيد. وقتى  در يك گفت وگوى اختصاصى از مهندس سيحون پرسيدند كه :  « چطور آن همه عبارت پراكنده ونمادها ونمودهاى تاريخى هم روزگار را دريك ساختار پلى فونيك گنجانديد، كه در نهايت از آن يك صداى اركسترال و هماهنگ به چشم و گوش بيننده برسد؟ »

اوپاسخ داد: « آرامگاه بوعلى تنها يك آرامگاه يا مقبره نيست، بلكه آرامگاه يا مقبره جزئى ازكل است كه يادبود بوعلى است. من خواسته ام با عوامل و عناصر معمارى چه از نظر شكلى وچه از نظر عددى ، از راه نماد و سمبل، شخصيت بوعلى را بيان كنم. و اين موضوع در ايران يا ساير جاها معمول نبوده است. شكى نيست كه براى هماهنگ كردن اين عناصر ممارست و پيگيرى ومطالعه فراوان لازم است كه در موقع خود سعى كرده ام كوتاهى نكنم. پس با يك نوع دانش فراگير در تركيب و تلفيق اين عناصر كوشش خود را به كار برده ام تا چيزى به دست بيايد كه در برابر ديد شما است. اين را هم بگويم كه در تمام كارهايم جزئيات ، هر قدر بى اهميت ،از ذهن من دور نبوده و به فراموشى سپرده نشده است »

شير سنگي

پس از اون به سمت ميدان شیر سنگی  حركت كرديم. «سنگ شير » يا «شير سنگي » در جنوب شهر در كنار جاده قديم همدان ملاير قرار گرفته . روزگاري اين شير به صورت نشسته بود؛ اما گذر ايام و رويدادهاي تاريخي آنرا به صورت خوابيده درآورده  ! در دوران حكومت مادها و هخامنشيان ، ساخت اين مجسمه ها اهميت زيادي داشت ، زيرا طلسم شهر بودند. شير همدان ، اسب شبديز (اسب سوار طاق بستان ) بيستون و ستونهاي كنگاور، از جمله بناهاي مشهور و ديدني هاي مهم ايران هستند.

مجسمه شير همدان از سنگ قهو ه اي رنگه و 35/6 متر درازا داره. اين مجسمه پيكري باريك اما ورزيده ، سينه اي پهن و سري بزرگ با يال مرغوله اي داره. در قسمت پيشاني و چشمان و نيز پشت مجسمه ، ساييدگي هاي فراوان وجود داره، اما سر بزرگ با دهان و پوزه كشيده شير، هنوز بخوبي نمايان است . نشانهاي ويژه اين مجسمه ، يال چند لايي آن با حلقه هاي تابداره كه در سمت چپ بدن با وجود ساييدگي فراوان هنوز ديده مي شه و نيز پيكر درشت و نيرومندش با انحناهاي طبيعي و رانهاي ستبرپس پشت او كه همچنان باقيه . پهلوهايش فرو رفته و ميان باريكه و تنها 80 سانتي متر و 70 سانتي متر بلندي داره؛ در حالي كه قسمت سر يك متر پهنا و 1/30 متر قد داره.

برنامه سفر در اون روز بسته شد و ادامه بازديد ها به روز بعد موكول شد.صبح روز آخر سفر به سمت گنجنامه حركت كرديم تا آخرين برنامه سفر نيز رغم بخوره و جاهاي زيادي از شهر تاريخي همدان بدون بازديد باقي مونده باشه و حسرت ديدار اونا به دل اونايي كه واسه اولين بار به همدان پا مي ذاشتن باقي بمونه.تا كي دوباره به همدان برگردند؟!!

 

كتيبه گنجنامه

كتيبه هاي گنجنامه كه يادگاري از دوران داريوش و خشايار شاه هخامنشي هستش بر دل يكي از صخره هاي كوه الوند در فاصله 5 كيلومتري غرب همدان و در انتهاي دره عباس آباد حكاكي شده ..

 

كتيبه گنجنامه

 

ترجمه نوشته هاي گنجنامه

 

با توجه به سوراخهاي كنار كتيبه, به نظر مي رسه كه كتيبه ها روپوش داشته  كه اونها را از گزند باد و باران حفظ مي كرده.در كنار اين كتيبه ها جا داره از آبشار زيباي گنجنامه هم يادي بكنيم كه يكي از جاذبه هاي طبيعي اين شهره .اگه گذرتون به همدان افتاد حتماً از اين مكان زيبا ديدن كنيد.

 

آبشار گنجنامه

 

بعد از بازديد از گنجنامه از يه نمايشگاه محلي كه بعضي از توليدات همدان از كارهاي دستي وصنعتي و... به نمايش در اومده بود ديدن كرديم و براي صرف ناهار به يكي از پارك هاي حاشيه شهر رفتيم و پس از صرف ناهار به سمت اصفهان شهر زيباي خودمون حركت كرديم.

با همه احترامي كه براي همدان و همداني هاي عزيز قائلم اينو بگم كه هيج جا اصفهان خودمون نميشه.

 

ساير  مراكر تاريخي و ديدني شهر همدان

 

مقبره استر و مرد خاي

اين بنا كه از سنگ و آجر و به سبك بناهاي اسلامي ساخته شده است درمركز شهر همدان قراردارد.

 

بنا به روايات مشهور, اين محل آرامگاه استر ملكه شوش وبانوي پادشاه ايران خشايار شاه و مردخاي عموي ملكه است. احتمال دارد بناي مقبره استر و مرد خاي نخستين بار در حدود 11 قرن پيش به دست كليميان و به ياد اين دو شخصيت ساخته شده باشد.

 

گنبد علويان

يكي از مهم ترين بناهاي تاريخي همدان بنايي چهار ضلعي به نام گنبد علويان است كه محل آرامگاه دو نفر از اعضاي خاندان علويان است و در زمان مغول تزيين و مرمت شده است . اين بنا به اواخر دوران سلجوقي مربوط است.

 

قبر اسكندر

اين مقبره در شهر همدان و در خيابان نظر بيك نزديك تپه هگمتانه واقع شده است. در مورد صاحب قبر نظراتي ابراز شده است. گروهي او را پير و مرشد و گروهي ديگر اسكندر مقدوني مي دانند. برخي نيز قبر را متعلق به سردار اسكندر مقدوني (هفايستون ) ميدانند كه در همدان كشته شد.

 

قلعه دختر (قيز قلعه سي)

اين قلعه با آنكه تخريب شده است, ولي هنوز پي, بنا و ديوارهاي آن باقي مانده است. اين قلعه كه اهميت نظامي داشته, ‌بر تمام شهر همدان و اطراف آن و گردونه معروف همدان, تويسركان تسلط كامل دارد و ظاهرا“ در دوران مقاومت ايرانيان در برابر حمله اعرب احداث شده اند.

 

برج قربان

اين بناي تاريخي درشهر همدان و در محله زندي ها, نزديك دبيرستان ابن سينا قرار گرفته است. از قرارمعلوم مدفن شيخ الاسلام حسن بن عطار حافظ ابوالعلا و جمعي از  امراي سلجوقي است كه در قرن هفتم و هشتم هجري به طرز ساده و بي پيرايه ساخته شده است.

بنا از يك برج دوازده ضلعي آجري با گنبد هرمي شكل دوازده ترك آجري تشكيل شده است. در وجه تسميه اين بنا از شخصي به نام قربان نام برده اند كه اين محل را در حمله افاغنه سنگرگاه خود قرار داد و از اهل محل خود دفاع كرد.

 

تپه هگمتانه

 تپه باستاني هگمتانه كه در ورودي شهر همدان واقع شده است, يكي از با ارزش ترين آثار باستاني ايران است. تا كنون حفاري هاي متعددي بر روي اين تپه صورت گرفته است كه آثار خشتي زيادي از دوران هخامنشيان در آنجا آشكار شده است.

اين آثار نشان مي دهند كه تپه هگمتانه احتمالا” محل خزانه پادشاهان هخامنشي بوده است.

 

تپه پيسا

اين تپه درفاصله 2/5 كيلومتري شمال تپه معروف هگمتانه قرار دارد و به وسيله رودخانه به دو بخش تقسيم شده است . سفال هاي بدست آمده از سطح تپه نشانگر آن است كه قدمت تاريخي اين تپه به دوره هخامنشي مي رسد و به احتمال زياد با تپه هگمتانه ارتباط داشنه است.

 

كتيبه گنجنامه

كتيبه هاي گنجنامه كه يادگاري از دوران داريوش و خشايار شاه هخامنشي است بر دل يكي از صخره هاي كوه الوند در فاصله 5 كيلومتري غرب همدان و در انتهاي دره عباس آباد حكاكي شده است .

با توجه به سوراخهاي كنار كتيبه, به نظر مي رسد كه كتيبه ها روپوش داشته اند كه آنها را از گزند باد و باران حفظ مي كرده است.

جاذبه هاي طبيعي

پيست اسكي

در سطح استان همدان فقط يك پيست اسكي وجود دارد. اين پيست در 15 كيلومتري جنوب  شهر همدان و درارتفاعات دامنه كوه الوند درمنطقه اي به نام تاريك دره واقع شده است. راه دسترسي به آن از محل تاريخي گنج نامه مي گذرد. طول پيست اسكي 4 كيلومتر و شيب آن در حدود 25 درصد است. و درماه هاي دي- بهمن- اسفند - فروردين و ارديبهشت قابل استفاده است .

 

آبشار گنجنامه

مهم ترين آبشار استان همدان آبشار گنجنامه است كه در نزديكي شهر همدان و در تفرجكاه گنجنامه قرار دارد. كتيبه هاي معروفي از دوره هخامنشي در نزديكي اين آبشار به جاي مانده است .

 

دره زينا

دره زينا مشتمل بر دو دره حيدره و كيوارستان است كه اولي به دامنه هاي كوه ميدان ميشان منتهي ميشود و روستاي حيدره را مانند نگيني درخود جاي مي دهد و دومي همراه رودخانه هاي پشت كوه هاي الوند و كلاغ لان به دامنه آن كوه ها ختم مي شود.

 

دوزخ دره

از دره هاي صخره اي و ريزشي است و به امامزاده كوه  منتهي ميشود. آبشار اين دره كه حدود 15 متر ارتفاع دارد معروف است . وجود بيشهزار و رودخانه درعمق دره هاي سلسله جبال الوند زيبايي هاي گردشگاهي آن را دو چندان كرده است.

 

درياچه پشت سد اكباتان

تنها درياچه استان درياچه سد اكباتان است كه در 9 كيلومتري جنوب شرقي شهر همدان واقع شده است. وسعت اين درياچه حدود 60 هكتار و حداكثر و حداقل عمق آن به ترتيب 32و 18 متر گزارش شده است .

 

دوستان واسه خوندن مطالب بیشتر راجع به شهر همدان به تالار گفتمان وب سایت انجمن معماری ایران مراجعه کنند.

واسه دیدن عکس های بیشتر از سفر و همینطور قرار دادن عکس های خودشون به انجمن دانشجويان سماء مراجعه کنند. 

+ نوشته شده در  جمعه 31 خرداد1387ساعت 12:34  توسط حسین کریمی   | 



 

مصر باستان

مصر - " واقع در کشور مصر , بنایی یکپارچه از سنگ که در ان هیچگونه مصالح ساختمانی از قبیل سیمان و گچ و اجر در ان بکار نرفته است .!! مصالح ساختمان این بنای حیرت انگیز تنها یک کوه غولپیکر بوده که توسط صنعتگران مصرباستان و حجاران بی همتای فراعنه بصورت معبدی در امده است که نسل امروز با دیدنش در بحت و حیرت فرو می رود . تا امروز کتابهای بسیاری از چگونگی ساخت این معبد افسانه ای چاپ و منتشر شده است . حکایت ساخت معبد " ابوسیمبل " حکایت باور نکردنی از تلاش انسانهای است که بیش از 30 سال بصورت مداوم و پیوسته بر روی سنگهای خارا کار میکردند . کتاب " اسراره معبد ابوسیمبل " بقلم " زهی حواس " و " فارق حسین " دو تن از باستان شناسان نامی مصر میباشد که خلاصه ای ان برای شما در نظر گرفته شده است . اگر بخواهیم از یکی از مقتدرترین فراعنه مصر نام ببریم بی شک " رامسس دوم " میتواند مشهورترین فرعون مصر باستان لقب بگیرد . رامسس دوم از بزرگ ترين فراعنه مصر میباشد که افتخارات و فتوحات بسیاری در زمان زمامداریش صورت گرفت , " رامسس دوم " نزد مردم مصر خدایی فنا ناپذیر بود . وى از سال ۱۲۹۲ تا ۱۲۲۵ پيش از ميلاد به مدت ۶۷ سال سلطنت كرد. در دوران سلطنت او مصر شكوه و عظمت بى سابقه اى يافت و امپراتورى مصر در دوران سلطنت او از جنوب سوريه تا آبشار چهارم رود نيل گسترده بود و او حبشه و قسمتى از عربستان را هم ضميمه امپراتورى خود كرد بخاطره دوره طولانی حکومت او مدارک و مستندات باستانی بیشماری از او به یادگار مانده است . اسراره معبد " ابوسیمبل " – معبدی که در ان هیچ مصالح ساختمانی بکار نرفته است.!! معبد ابوسیمبل – در این معبد از هیچ مصالح ساختمانی استفاده نشده است . بیش از 50000نفر حجار و سنگ تراش مدت 30 سال کوه را میتراشیدند تا معبد امون ساخته شود.!! " رامسس دوم " خود را از مومنین خالص " امون " یکی از خدایان مصر باستان میدانست . " مارتوناسیس " مورخ یونانی مشاهدات خود را بعد از دیدن معبد " ابوسیمبل " اینگونه ذکر می کند . کمتر از 10 سال از پایان ساخت معبد میگذشت –کاهن بزرگ معبد " امون " در مورد ساخت این بناء که در دل کوه " منول " به شکل حیرت انگیزی ساخته شده بود , گفت : " رامسس دوم " در یکی از جنگهایش با خدای " امون " پیمان می بندد که اگر در این جنگ پیروز شود معبدی برای نیایش " امون " بسازد . " رامسس دوم " بعد از اینکه بر دشمنان خود غلبه کرد , چون پیروزی خویش را مدیون مساعدت" امون" میدانست – تصمیم گرفت به شکرانه مساعدت " امون " معبدی برای او بسازد که قبل از او هیچ یک از سلاطین و فرمانروایان مصر نظیر انرا نساخته باشند . او میخواست که معبد خدای " امون " را یکپارچه از سنگ بوجود اورند و در بنای ان حتی از یک اجر و یا خشت یا سیمان و کچ مورد استفاده قرار نگیرد . ( عجیب نیست که بگویم بعد از گذشت 4000 سال هنوز هم هیچ بنایی با این عظمت نه ساخته شده و نه مطمئنن ساخته خواهد شد ) بعد ازمطالعات فراوان " رامسس دوم " دستور می دهد که کوه " منول " را که نزدیک رود نیل واقع شده بود را برای این کار انتخاب کنند . انگاه معماران خود را مامور مطالعه کرد و انها نقشه معبد را طرح کردند و نقشه را طوری ترسیم نمودند که درب اصلی معبد به سوی مشرق باشد و در طلوع افتاب نور خورشید بر مدخل ورودی معبد بتابد و چهار مجسمه " رامسس دوم " و خانواده او را که کنار یکدیگر نشسته اند را روشن کنند . یکی دیگر از عجایب این معماری تنظیم نور خورشید در روز تولد " رامسس دوم " میباشد .!! مجسمه رامسس دوم طوری طراحی و ساخته شده است که هر سال در روز تولد او خورشید به مدت 20 دقيقه بر چهره او می‌تابد . ( به همین مناسبت هر سال در روز تولد رامسس دوم هزاران نفر از مردم سراسر جهان به اسوان و معبد ابوسیمبل میروند تا علاوه بر مشاهده این رخداد باستانی شاهد معماری شگفت انگیز مهندسان مصر باستان باشند . " برای اطلاع بیشتر از این واقع اینجا کلیک کنید ) همانطور که در مطلب " پایان هزاره - پیشگویی اهرام " به ان اشاره کردم « در انتهای معبد هم چهار مجسمه که بصورت نشسته در کنار یکدیگر قرار دارند نصب شده است – بصورت کوچکتری در انتهای معبد نصب شده است . یكی از خصوصیات جالب توجه این معبد و مجسمه های نصب شده در انتها معبد، چگونگی تنظیم جهت قرارگرفتن آنها میباشد كه باعث میشود دو بار در سال، در اول بهار و اول پائیز (اعتدالین )، اشعه خورشید دقیقا به داخلی ترین مكان معبد بتابد و چهار مجسمه نشسته را که در انتهای معبد قرار دارد را مورد تابش اشعه خورشید قرار دهد و مکان قرارگیری مجسمه ها را کاملا" روشن کند . » بعد از اینکه نقشه نهایی طرح شد , " رامسس دوم " تمام معماران و مهندسان را فراخواند تا از هزینه و چگونگی ساخت معبد اطلاعاتی را کسب کند . طبق نظرات مختلف از 50 تا 100 هزار حجار و پیکر تراش برای ساخت این معبد استفاده شده است . توجه داشته باشید که در انزمان هنوز فلز اهن کشف نشده است و حجاران از ابزارهای مسی برای تراش دادن سنگها استفاده میکردند . بسیاری از باستان شناسان بر این عقیده اند که در انزمان این تعداد حجار و پیکر تراش در مصر وجود نداشته است و برای همین از معماران سایر کشورها برای کار این معبد دعوت بعمل امده بود . یکی دیگر از عجایب ساخت این معبد تربیت حجارانی بوده است که در زمان ساخت معبد " ابو سمبیل " به اموزش و فراگیری حجاری و پیکر تراشی مشغول بوده اند . " رامسس دوم " با هزینه کزاف حجاران را از جزیره " کرت " به مصر می اورده تا اینکه در مدرسه حجاری , اموزگار شاگردان مصری شوند و به انها فن حجاری را اموزش دهند.! .. ابتدا اطراف کوه " منول " را با تلاش فراوان مسطح و خالی کردند تا محل تردد و رفت و امد معماران به سهولت انجام پذیرد و همچنین معبد از چهار طرف قابل دسترسی باشد . سپس یک شکاف عظیم بین کوه ایجاد کردند .. این شکاف برای ان بود که در یک طرف , معبداصلی و بزرگ" ابو سمبیل " و در طرف دیگر معبد کوچک که چهار پیکر ایستاده در ان قرار بود ساخته شود , این دو معبد را از هم جدا سازد . " زهی حواس " میگوید : تصور اینکه یک ضربه ناشیانه میتوانست زحمت چندین ساله حجاران را بر باد دهد – انسان را دچار حیرت می کند . امروز اگر ما در یک بنای آجری یا هر بنای که با مصالح ساختمانی , ساخته میشود , اشتباهی بکنیم میتوانیم انرا جبران کنیم . اما در ساخت یک همچین بنای عظیمی اشتباه یعنی بر باد رفتن زحمات 30 ساله , چندین هزار نفر .!! تا امروز هیچ بنایی در دنیا یافت نمیشود که با این ظرافت و دقت ساخته شده باشد.

معبد ميليونها سال :

تالار اعياد که معبد ميليونها سال نيز ناميده می شود، تالاری ستوندار است با دو رديف ده تايي ستون در مرکز و سی و دو ستون تزئيناتی با مقطع مربع نيز در محيط پيرامونی. دو رديف ستونهای ده گانه, وظيفه باربری سقف تخت تالار را برعهده داشتند که دارای ارتفاعی بلندتر از سقف بخشهای پيرامونی اين فضای زيبا بود و اين باعث بوجود آمدن رديف پنجره زير سقفی، جهت هدايت نور به درون معبد ميليونها سال می شد. اين تالار زيبا در دوره حاکميت توتموس سوم احداث گرديد.

مجموعه معابد کرنک، همچنين دارای تعداد بسيار زيادی تنديس فراعنه می باشد که هم به صورت نشسته در کنار دروازه ها قرار دارند و هم به صورت ايستاده، به ويژه در قالب ستون يا متکی به ديوار همجوار خود. تمامی جدارها نيز اعم از ديوارها، ستونها و تک ستونهای يادمانی، مملو از نقوش برجسته می باشند و بيشتر آنها اختصاص به خدايان و فرعون ها دارند.

معبد رامسس سوم :

اين معبد که در دوره رامسس سوم احداث گرديده، وقف آمون- رع شده است. معبد از لحاظ ويژگيهای معماری، کاملاً با ديگر معبد دوره پادشاهی جديد مشابهت دارد. معبد رامسس سوم در شرق حياط اتيوپيايي که پشت دروازه اصلی ورودی معبد می باشد، واقع گريده است.

حياط معبد مذکور، از سه طرف با ستونهای اوسيريس احاطه گشته. ستونی بلند با سرستون پاپيروس گشوده شده در عمارت کوشک مانند تاهارکا، پادشاه اتيوپيايی (سلسله پادشاهی بيست و پنجم که حدود 700 پيش از ميلاد بر مصر فرمانروايي می کردند)، وجود دارد. اين ستونها با 08/21 متر ارتفاع، وظيفه نگهداری از سقف چوبی را بر عهده داشته اند.

تالار ستوندار اصلی :

تالار ستوندار، 102 متر در جهت شمالی- جنوبی و 53 متر از شرق تا غرب وسعت دارد که 134 ستون در آن موجود می باشد و در نوع خود، بزرگترين تالار ستوندار معماری مصر باستان محسوب می شود. هر ستون 23 متر بلندا دارد و دارای سرستونهايي با طرح پاپيروس گشوده شده (زنگوله ای) می باشد. در واقع، اين فضا به جنگل ستونها می ماند که فاصله بين آنها و بازی سايه و روشن ستونها منظره بسيار زيبايي را خلق می کند.

ارتفاع ستونهای بخش مذکور نسبت به ستونهای جانبی که در دوره هورمحب شروع به ساخت گرديد، متفاوت بود. تالار ستوندار اصلی سپس توسط ستی اول و رامسس دوم تکميل گشت و در نهايت توسط رامسس چهارم کامل شد. اين بخش از مجموعه، کماکان بزرگترين تالار در بين تمامی بناهای مذهبی جهان محسوب می شود.

رديف ستونهای راستای محور مرکزی تالار ستوندار که دارای سرستونهايي به صورت پاپيروس گشوده شده می باشد، 20 متر ارتفاع، 6/3 متر قطر و محيطی معادل 15 متر در بخش فوقانی خود دارد. ستونهاي با سرستون پاپيروس بسته (غنچه ای) نيز 01/14 متر بلندا دارند. نقوش برجسته فراونی، تمامی جداره ستونها را دربر می گيرد.

تک ستونهای يادمانی آنسوی تالار ستوندار که در زمان توتموس اول ايجاد گرديده، 23 متر بلندا و 143 تن وزن دارند. ديگر تک ستونهای يادمانی، متعلق به زمان حکمرانی حتشپ سوت است و دارای 30 متر ارتفاع و 30 تن وزن می باشند که بين چهارمين و پنجمين دروازه ورودی واقع گرديده اند.

عمليات آغاز ساخت دومين دروازه ورودی به دوره هورمحب باز می گردد، در دوره سلطنت ستی اول و رامسس دوم ادامه يافت و در نهايت، در دوره حکومت بطالسه تکميل گشت. در کنار اين دروازه، دو تنديس عظيم رامسس دوم قرار داده شده بود.

مجموعه معابد آمون- رع :

معبد آمون- رع (Amon-Ra) در کرنک کاملترين و پيچيده ترين اثر معماری مصر باستان است. از دوره پادشاهی ميانه، تبس مرکز آيين پرستش آمون بود و کرنک نيز تبديل به مهمترين مکان مذهبی آمون- رع در دوره پادشاهی جديد گرديد. اين مجموعه معبد دارای دو محور اصلی شرق به غرب، در راستای مدار خورشيد در آسمان با مضمون «خورشيد در بهشت» و ديگری، محور جنوب به شمال، در جهت حرکت رود نيل به معنای «قدرت مطلق خدايان و فرعون».

اين بنا که از حدود سال 2000 قبل از ميلاد شروع به ساخت شد، تا سال 220 پيش از ميلاد تکميل و بخشهايی به آن افزوده گرديد. در واقع، در ساخت اين مجموعه معابد، حدود پنجاه نفر از فراعنه مصر شرکت داشتند که از اواخر دوره پادشاهی کهن تا سلسله بطالسه بر اين سرزمين حکمرانی نمودند، اما قسمت عمده معبد کرنک در زمان رامسس دوم احداث گرديد.

خيابانی به طول 113 متر و عرض 15 متر که اسفينکسهايي با سر قوچ (نماد خدای آمون) در دو سمت آن وجود دارد، به نخستين و بزرگترين دروازه دو برجی معبد منتهی می شود. اين دروازه ورودی، 113 متر عرض و 43 متر بلندا دارد و در دوره رامسس دوم احداث گرديده بود.

نکته شايان توجه در اسفينکسهای دو سمت، قرار دادن تنديسهاي کوچکی از رامسس دوم در ميان دو پای جلويي حيوان ترکيبی است؛ چنين کار فروتنانه ای از اين فرعون که همواره خود را "خـدای خدايان" قلمداد می کرد و تنديسهای عظيم الجثه بسياری از وی به يادگار مانده است، منحصر بفرد می باشد.

خيابان مذکور، به خيابانی ديگر از اسفينکسهايي با سر انسانی مي پيوندد که به معبد لوکسور منتهی می شود و در مجموع، 2/3 کيلومتر طول دارد.

معابد کرنک شامل معبد آمون – رع در دوره رامسس سوم، معبد ستی دوم، معبد موسوم به ميليونها سال، تک ستونهای يادمانی توتموس اول و حتشپ سوت و همچنين نه دروازه ورودی است. اين مجموعه، مادر بناهای مذهبی مصر می باشد، چراکه معابد پرستش خدايان سه گانه تبسيها، يعنی آمون- رع، موت (همسر خدای آمون) و خونسو (پسر آمون- رع و موت و رب النوع ماه) است. با استناد به گزارشها، در سده دوازدهم پيش از ميلاد، نزديک به 80 هزار کارگر و برده در اين مکان مشغول به کار بوده اند.

معبد تدفينی رامسيوم :

رامسيوم (Ramesseum) در تبس بين نخستين سال تا دوازدهمين سال سلطنت رامسس دوم بدين منظور ساخته شد که معبد تدفينی وی باشد. هنگامی که اين معبد باشکوه در مقياسی بسيار بزرگ به طول 300 متر و عرض 200 متر توسط معماری به اسم "پنره" (Penre) طرح گشت، خطايي فاحش، کيفيت و ثبات جاودانگی بنا را مخدوش کرد و آن، احداث معبد در مکانی بود که هر ساله طغيان نيل آن را دربر می گرفت. در همان مقطع زمانی که رامسيوم درحال ساخت بود، معبد ستی اول در ابيدوس، رو به ويرانی نهاده بود.

طرح اين بنا به طور کامل، مشابه ديگر معابد است: در جوار رود نيل قرار دارد، دارای دروازه بزرگ دو برجی ورودی، حياطها، تالارهای ستوندار و اتاقهای مقدس تاريک و سرپوشيده ای می باشد.

دو بخش معبد، در قياس با ديگر قسمتها، بسيار جالب توجه هستند. نخست دو تنديس عظيم الجثه سقوط کرده رامسس دوم به ارتفاع 17 متر است که سيمايي دراماتيک به مجموعه داده و ديگری، بخش کارکنان می باشد که در ديگر معابد، قسمت مذکور در فاصله دورتری نسبت به حرم مقدس واقع می شود و يا کلاً توسط عوامل انسانی يا طبيعی از بين می رود، درحاليکه اين بخش در رامسيوم، به طور غير معمولی سالم باقی مانده است.

رامسس دوم خواهان به حد کمال رسيدن معابد خود به منظور تحت تأثير قرار دادن مردم و خدايان و همچنين محفوظ نگاه داشتن پيوند و يگانگی خود با خدايان بود. درحاليکه امروزه، ويرانه های اين بنا در مقابل بازديدکنندگان با وجود تنديسهای درهم شکسته وی بر روی زمين، فاقد آن ابهت و کمال مطلوب رامسس دوم می باشد.

معبد رامسس دوم

 

معماری مصر به 2 گروه تقسیم می شود : 1.معابد مصری-2.مقابر مصری

چون مصری ها عقیده داشتند که زندگی دنیوی اهمیتی ندارد بنابراین به خانه هایشان نیز اهمیت نمی دادند و خانه ها را از مصالح کم دوام وبا معماری ساده می ساختند به همین دلیل معماری آنها به مقابرشان خلاصه می شود اولین مقابر مصری "مصطبه" نامیده می شود.این مصطبه ها حجمی ذوزنقه شکل دارند که همانند سنگ قبرهای امروزی استفاده می شده اند.

 
کم کم با گذشت زمان ارتفاع این مصطبه ها بیشتر وبیشتر شد تا به صورت یک اتاق در آمد که آنرا اتاقک مرده نامیدند.ارتفاع و حجم این اتاقکها با توجه به مقام متوفی تغییر می کرد.

مصطبه

 

 

مصطبه

 

اهرام مصر :

عهد دودمان سوم مصر معمار نابغه ای به نام ایم حوتپ Imhotep برای فرعون مصر، زوسر «جوزر» (حدود ٢٦٤٩ - ٢٦٦٣ ق م) مجتمع عظیمی در سقاره، و گورستان گروهی نزدیک تختگاه مصر؛ ممفیس می سازد. افزون بر این، هرمی پله پله از سنگ بنا ساخت م مرقد و تأسیسات جانبی دیگری در اطراف هرم بدان افزود. هرم عظیم زوسر که به منظور حفاظت از جسد فرعون مصر بنا گردید؛ کهن ترین اثر معماری باقی مانده از مصر باستان است. این معماری خود الگویی گشت تا آیندگان به تقلید و تبعیت از آن، دست به کار ساختمانی عظیمی بزنند که یکی از عجایب هفتگانه جهان شناخته شود.معماری پادشاهی کهن، اهداف و انگیزه های آن دست مایه ای گردید تا مورخان و باستان شناسان بر این دوره پانصدساله و شرایط و اوضاع اجتماعی آن را بر مبنای بناهایی که به هر صورت از سنگ آهک و گرانیت در مقیاس بزرگ برای ساختن ساختمان ها در مقبره ها به کار می رفت، شناسایی کنند.جالب اینکه در این دوره ، معابدی شبیه آنچه در دودمان یکم و دوم پادشاهی متداول بود، به ندرت ساخته می شد .به طوریکه اشاره شد، در پایان دودمان سوم پادشاهی، ساختن اهرام آغاز و به تدریج گسترش پیدا کرد. اما کمال حشمت این معماری تنها مدیون دودمان چهارم پادشاهی است که در آن عهد احداث چنین آرامگاه های پادشاهی با عظمت و پرشکوه، رونقی فراوان یافت.

ساخت اهرام مهمترین و اصلی ترین سازندگی این دوره را تشکیل می دهد؛ این معماری بدیع خود موجد تحولی شگرف گردید و تمدن و فرهنگ فراعنه به یک شکوفایی بی نظیر دست یافت؛ به گونه ای که مشعل هدایتی برای صنعتگران مصری برای یک دوره سه هزار ساله بعدی شد. اهرام مصر نمایانگر اوج دستاوردهای فنی، معماری، طراحی و تزیینات است که تنها در سایه یک سازمانبندی منظم، استادکارانی بی نظیر و هنرمندانی با انگیزه های قوی، و مهم تر از همه امنیت کافی و ثروتی کلان امکان پذیر بود. دوره دودمان چهارم پادشاهی اندکی افزون بر یک سده دوام آورد (٢٤٩٨-٢٦١٣پ م) و شش پادشاه از این دودمان بر مصر فرمانروایی کردند.

هرم غول پيكر مصر از قديمي ترين عجايب هفتگانه است البته اين تنها بنايي است كه در ميان عجايب هفتگانه تا به امروز باقي مانده است.زماني كه اين هرم ساخته شد بلندترين ساختمان جهان در آن زمان محسوب مي شدواين رتبه را تا ٤٠٠٠ سال حفظ كرد.پادشاهان مصر باستان را فراعنه مي ناميدند.يكي از اين پادشاهان خفو بود. در حدود ٢٥٨٠سال قبل از ميلاد مسيح اين هرم بزرگ را براي محل دفن ياهمان آرامگاه فرعون ساخته اند.خفو همان فرمانروايي است كه يوناني ها اوراخئوپس مي ناميدند.وپس از مدتي پسر ونوه ي خفو نيز براي خود هرم هايي را ساختند البته در اطراف ودر مجاورت اين سه هرم چند هرم كوچك نيز بنا شده اند كه اين هرم ها مطعلق به درباريان وملكه ها بوده استمصريان باستان اعتقاد داشته اند كه انسان پس از مرگ دوباره زنده مي شود وبه همين خاطر در اطراف جسد موميايي شده ي مردگان خود موادغذايي ووسايل دفايي و... رابه همراه آن ها دفن مي كردن واهرام مصر نيز براي حفاظت ازجسد خفو و فراعنه ي ديگر ساخته شده است.اهرام مصر از سه هرم بزرگ تشكيل شده است كه دركنار آنها هرم هاي كوچكي نيز وجود دارند.وقتي ما اهرام مصر را از نزديك مي بينيم هرم وسطي از همه بزرگتر به نظر مي رسد ولي اين اشتباه است زيرا كه هرم وسط چون روي زمين مرتفع تري بنا شده است بزرگ تر به نظر مي رسد.ولي در اصل هرم خفو كه سمت چپ هرم وسط قراردارد از همه بزرگتر است .هرم ها درگورستاني قديمي در جيزه واقع شده اند. گروهي از باستان شناسان عقيده دارند كه ٠٠٠/١٠٠ كارگر به مدت بيست وسه سال كاركردند ودر اين هرم بيش از دومليون نيم سنگ به كار رفته كه وزن آن ها از٥/ ٢تن تا چهل تن وزن دارد را بنا كرده اند. يكي از طريقه هايي كه احتمال دارد مصريان باستان سنگ هاي غول پيكر را حمل مي كردند شيوه ي غلطاندن و بلند كردن است يكي از دانشمندان اتريشي به نام آقاي پروفسر دكتر اسكارريدل براي اين معما راه حلي پيشنهاد كرده است او مي گويد كه مصريان براي حمل اين سنگ ها دور هم جمع مي شدند و با نيروي خود و به وسي له ي اهرم هايي اين سنگ ها را مي غلتاندندودر اين باره نظر هاي بسياري وجود دارد بعضي از باستان شناسان عقيده دارند كه اين سنگ ها را با استفاده از سطوح شيبدار ماسه اي به بالاي هرم ها مي بردند.وعده اي از باستان شناسان عقيده دارند كه مصريان از داروهاي نيروزاي قوي استفاده مي كردند وبه وسيله ي آنها اين سنگ ها را به بالا مي بردند.اهرام مصر از هر نظر چه از نظر معماري وموقعيت جغرافيايي در محل مناسبي قرار دارد.

-هرم به گونه اي ساخته شده است كه به چهار جهت اصلي مشرف است.

-خط مداري كه از روي جيزه مي گذرد دقيقا خشكي ها وآب هاي روي كره ي زمين را دقيقا نصف مي كندوهرم در چنين نقطه اي از نصف النهار ساخته شده است.

-فاصله ي ميان مركز زمين تا هرم كاملا برابر است.

-اندازه ي سطحي چهارجانبي حرم دقيقا برابراست با ارتفاع هرم.

-نوك هرم بزرگ دقيقا شمال واطرافش نيز طول استوا را تمثيل مي نمايند.

تمامي اين محاسبات بيان گر آن است كه اهرام مصر با اندازگيري هاي دقيق رياضي ونجومي همراه است كه نشان مي دهد درآن زمان مصريان از نظر معماري بسيار پيشرفته بوده اند .سنگ هايي كه دراين هرم به كار رفته است از خود كشور مصر گرفته نشده اند وطبق نظر بعضي از كارشناسان وباستان شناسان سنگ ها به مدت ده سال توسط كارگران حمل مي شده است وبعد از ده سال تازه به محل بناي اهرام مصر آورده شدند هنوز هيچ كس نمي داند كه اين سنگ ها مطعلق به چه كشوري است و يا مهندس يا معمار اهرام مصر چه كسي بوده است واز چه شيوه اي استفاده شده است. نكته اي كه بايد دراينجا به آن اشاره كرد اين است كه كارگران اهرام مصربر اثاث ياداشت هاي هردوت گويا درعرض بيست سال متمادي حدود صد هزار كارگر در ساخت اهرام مشغول بودند. جالب اينكه هر كارگر روزانه به اندازه ي يكصد گرم پياز مصرف مي كرده اند با اين حساب مشخص مي گردد كه هر روز براي تامين غذاي يكصدهزار كارگر معادل ده هزار كيلو پياز نياز بوده است. اين رقم در ده روز به يكصد هزار كيلو مي رسد.(يكصدتن )ومسلما در ماه نيز به سيصد تن مي رسد . بااين محاسبه مشخص است كه درعرض شش ماه كار متوالي حدود هزاروهشتصدتن پياز مصرف شده است.باتوجه به آن كه درآن زمان پياز ها را با چه زحمات وسختي اي از اقصي نقاط جهان وارد مصر مي كردند البته ما بايد نياز خود مردم مصر رانيز به اين ميزان بيفزاييم. اساس ارزيابي متر مكعب به اندازه ي فاصله ي ميان خورشيد وآلفا قنطوريس بوده واگر ميزان گازهاي حاصل از مصرف پياز را كه مردمان آن زمان دفع مي كردند حساب كنيم به اندازه ي ميزان پارگي به اندازه ي از بين رفتن لايه ي ازن اطراف كره ي زمين است.

اهرام ثلاثه

 

مجسمه ي ابولهل :

يكي از آثار بسيار زيبايي كه در روبه روي هرم بزرگ قرار دارد مجسمه ي ابولهل است اين مجسمه از لحاظ معماري بسيار زيبا مي باشد و طبق مدارك به دست آمده اين مجسمه وظيفه ي محافظت از اهرام مصر وقبر خفو را دارد.فرعون به خاك سپرده مي شود :

مصريان قديم مي پنداشتند كه وقتي كسي مي ميرد بايد از بدن او نگهداري كرد تا روحش بتواند به زندگي پس از مرگ ادامه دهد. ازهمين رو اندام هاي داخلي بدن مردگان مانند قلب وكليه و كبدو... را از بدن خارج مي كردند وآن را با روشي مخصوص به نمك آغشته مي كردند. سپس بدن را با پارچه هاي كتاني نوار پيچ مي كردند بدين ترتيب بدن مرده موميايي مي شد. عاقبت شده به همراه لباس و غذا و وسايل دفايي مورد نياز او به خاك سپرده مي شود.يال هرم خفو ٢٣٠متراست ومساحت قاعده ي آن بزرگتر از مساحت نه زمين فوتبال است.بعد از كشف جسد خفو در زير هرم او يك كشتي پيدا شد كه براي رد شدن خفو از رود نيل قرارداده شده بود بعد از خفو نيز فراعنه اي روي كار آمدند مانند: منقرع (نوه ي خفو).خفرع (پسرخفو)كفرع (پسرخفو).

خفرع (پسرخفو)كفرع (پسرخفو).

مجسمه ابولهول

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 خرداد1387ساعت 21:12  توسط آرزو ميرزايي  | 



 و عشق صداي فاصله هاست، صداي فاصله هايي كه غرق ابهامند.

 

مطالب برگزيده سايت

 

سلام دوستان!

خوشحاليم كه در اين مدت كوتاهي كه اين وب سايت را راه اندازي كرديم با اينهمه لطف از جانب دوستان مواجه شديم.راستش هر گز فكر نمي كردم تا اين حد بتونيم نظر شما عزيزان را جلب كنيم.واقعاً‌ از همه دوستاني كه تو اين مدت به ما لطف داشتند و با ما همراه بودند تشکر می کنیم.خوشحال می شیم دوستان با نظرات و درخواست های خودشون ما را در اداره بهتر این وب سایت یاری بدند.

 

يه تشكر هم از نويسندگان خوب وب سايت داشته باشيم كه انصافاً‌ عليرغم گرفتاري هاي زياد در طول این مدت در خدمت شما عزيزان بودند. دست همشون درد نكنه.

 

اما برترين پست هاي اين وب سايت به روايت آمار بازديد كنندگان عزيز.

  

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

عنوان پست                                        تعداد بازدید                            نویسنده

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

ویلا ساوا                                              ۳۰۲                              شبنم هدایت

معماری مدرن                                        ۱۸۳                             حسین کریمی

معماری نئوکلاسیک                                ۱۶۹                             حسین کریمی

لوکوربوزیه                                             ۱۴۱                              شبنم هدایت

 

هادی میرمیران                                      ۱۳۴                               آرزو میرزایی

پیشگامان معماری مدرن                         ۱۲۵                              حسین کریمی

نقش آب در معماری ایرانی                      ۱۲۲                              حسین کریمی

معماری مدرن(قسمت دوم)                     ۱۱۳                              حسین کریمی

 

معماری سبز(معماری پایدار)                    ۱۰۹                              حسین کریمی

پیشگامان معماری پست مدرن                 ۹۴                               حسین کریمی

پارکینگ زیبا                                          ۸۶                                شبنم هدایت

نورمن فاستر                                         ۸۰                                شبنم هدایت

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 17 خرداد1387ساعت 20:6  توسط حسین کریمی   | 



                  معماری یونان (دوره ی آرکائیک )

دوره های بررسی تاریخ هنر و معماری یونان: هنر و معماری یونان دارای فراز و نشیبهای فراوانی در طول تاریخ بوده است. و بر همین اساس می توان هنر یونان را در چهار دوره معماری را در سه دوره از آن مورد بررسی قرار داد. الف) هنر دوره هندسی: به آثار هنری پیش از دوره آرکائیک اطلاق می گردد. که در آن بر روی سطوح ظروف سفالی از طرحهای منظم هندسی استفاده شده است. ب) هنر و معماری دوره آرکائیک (کهن) 630 تا480 ق . م ج) هنر و معماری دوره کلاسیک 480 تا 330 ق . م د)هنر و معماری دوره هلنی 330 تا 27 ق . م اینک به بررسی معماری یونان در هر یک از دوره های فوق الذکر بویژه سه دوره کهن, کلاسیک و هلنی می پردازیم. 1- معماری دوره کهن (آرکائیک): در این زمان, دوره هندسی جای خود را به مرحله یا «شیوه خاور مآبی»دوره کهن داد. این مرحله, مرحله گذرایی بود و پس از آن عناصر تازه ای از هنر, با هنر اصیل یونانی پیوند خورد و شیوه ای جدید پدید آورد که سبب بنیان و پیشرفت هنر یونان گردید. این دوره را به نام «دوره کهن» نام گذاری کرده اند که از اواخر قرن هفتم پیش از میلاد آغاز شده و تا شروع جنگهای ایران و یونان در زمان خشایار شاه هخامنشی (480 ق م) ادامه داشته است. پیامد روابط جدید با شرق, ظهور پیاپی جانوران و هیولاهای مرکب متعلق به خاور زمین در سطح ظروف یونانی بود, با این مضامین در هنر بین النهرین و مصر آشنا شدیم. شیر, ابولهول, شیربالدار, آدم تنه اسبی(مینوتور). پیکر تراشی: گرایشهای تکامل پیکر تراشی در یونان درست همانند گرایشهایی است که در نقاشی سفالینه هاست. یعنی مرئی و قابل توصیف اند. پیکره های مفرغی پسر و دختر یونانی که در سال680 ق م ساخته شده اند, سرآغاز دوره کهن است. جامه های بلند و مجلل این پیکره ها را می توان دلیلی بر ساخته شدن آنها در ایوانی دانست. زیرا در اینجا بود که دولتهای ثروتمند یونانی, سلیقه و علاقه خاورمآبانه خود را به تزئینات گرانبها و پیکر شکوه در زندگی و هنر گسترش دادند. پیکره سازی یونان فقط مختص پیکر تراشی جدای از معماری نیست, بلکه بخش عظیمی از پیکر تراشی این دوره جزو تزیین ساختمان معابد است، که به صورت نقش برجسته استفاده شده است. بی شک آغاز جنگ های ایران و یونان تاثیری در توسعه هنر دوره کهن داشته است، گرچه از برخی جهات محدودیتهایی داشته، اما با تحولی که به ویژه در شناخت مواد اولیه و استفاده از آن حاصل گردید، موجب تحولات و پیشرفت هنری این زمان شد هنرمند این دوره دقت خود را بیشتر صرف شناخت ماده ای نمود که با آن اثر هنری را پدید آورده است. و براساس سنت حاکم بر جامعه خود را در قید و بند ساختن نمونه ها و انواع محدود هنری گرفتار کرده، و در حقیقت بیشتر به الگو سازی پرداخته است. معماری: در دوره کهن دو مسیر هنری در شهرهای تحت نفوذ یونانیها برقرار بود، یکی از هنر دور یک که مشخص با رسمیت و صلابت و بی پیرایه در سرزمین یونان قرار داشت و دیگری شیوه هنری یونیک که دارای ظرافت بیشتر و خاص خود بود و در ناحیه آتیکا بود و پایتختش آتن واقع در کناره جنوب شرقی سرزمین مرکزی یونان و جزایر اطراف آن در دریای اژه و همچنین بخش غربی آسیای صغیر، آن زمان مجزا بود. آثار معماری این دوره با استفاده از قطعات سنگهای تراشیده شده و بدون ملات ساخته شده اند که در مرحله اولیه در ساخت معابر از چوب برای ستون ها و پوشش سقف ها و آجر برای دیوار و سنگ صرفا برای پی ساختمان استفاده شده است. معابد کوچک و ساده بودند و کم کم فرم اصلی خود را یافتند. از قدیمی ترین معابد این دوره

می توان از «معبد هرا» در «آلیمپ» یاد کرد که به شیوه دوریک و در سال 600 ق م ساخته شده است. ابعاد آن 5/18* 50 متر و بلندی ستونهای آن 40/5 متر است. سقف شیروانی آن سفالی است. در داخل مقصوره دو ردیف ستون قرار دارد، و از خشت و سنگ و بویژه در پی از سنگهای نتراشیده استفاده کرده اند.

    معبد هرا

معبد «آپولو» در شهر «کورینت» یکی از بناهای قدیمی یونانی است که هنوز بعضی از ستونهای آن به جا مانده است . معبد به شیوه دوریک کهن و در قرن ششم ق م ساخته شده است. در این بنا ارتفاع ستونهای دوریک کوتاه و هنوز در مرحله آغازین بوده است بالشتگ سر ستون نیز از این وضعیت تبعیت کرده است.

                                     معبد «آپولو

 با سیلیکای پستئوم: در جنوب ناپل واقع است و در حدود 550 ق. م شده است. این بنا نمونه ای از سبک دوریک کهن به شمار می رود. پژوهندگان اولیه به دلیل تشابهی که بین این ساختمان و با سیلیکای رومی وجود داشته، آن را «باسیلیکا» نامیدند. لذا بنای پستئوم معبدی است، دور ستونی با ستونهای سنگی و خوش ترکیب و مودب و فواصل فشرده، سر ستونهای بزرگ و جسیم و بالش گونه در زیر اسپری عظیم که ستونها را به طرز متناسبی کوتاه نمایان کرده است. ضخامت ستونها و فاصله کم کم احتمالاً دلیلی ساختمانی دارد. معماران در این دوره نمی توانسته اند به مقاومت مصالح مورد استفاده اطمینان داشته باشند. لذا به طور منطقی بر استحکام کارشان افزوده اند، مثلاً در گوشه های بنا سر ستونهای بالشتکی شکل بزرگتر شده و سطح اتکا به نفس فواصلی که توسط سنگهای حمال پل بندی شده، افزایش یافته است.

                        با سیلیکای پستئوم        

گنج خانه سیفونسیها: یکی از بناهای دوره کهن است که به شیوه «ایونیک» و در سال 530 ق.م ساخته شده است. (ش 4) بنا در شهر «دلفی» قرار دارد، با آنکه این بنا هیچ گونه ستون ایونیک ندارد و حمل و نگهداری سقف توسط ستون پیکرها (کاریاتیدها) است ولی جزو سبک ایونیک محسوب می گردد، از ویژگی های متمایز و مشخص کننده دیگر بنا در شیوه ایونیک کتیبه پیوسته ای است که به عنوان بخشی از یک اسپر سنگین دوره کهن است. چون ستون پیکره ها با آن جامه های زیبا و نیمرخهای بسیار مضرشان هیچ گاه نمی توانستند در متن معماری دوریک با آن خطوط خشک و جسیم کم توجه به تزئین بگنجند.

معبد ارتمیس : در شهر «افسوس» آسیای صغیر واقع است در سال 560 تا 550 ق . م ساخته شده است. معبد دارای ابعادی 55*115 متر است و به شیوه ی ایونیک ساخته شده است. چهار گوشیهای تزئینی آن به نقش برجسته هایی از جنگجویان نیزه بدست مزین است. در بخش سنتوری معبد جنگجویان الهه ی «آرتمیس» با سپری در دست نقش شده است. از دیگر معابد این دوره می توان به معبد آپولون شهر دلفی و معبد آفائیا در شهر آیگینا در قرن ششم ق . م اشاره کرد

       معبد ارتمیس

                    معماری یونان (دوره کلاسیک)

دوره كلاسیك، دوران ثبات و شكوفایی تمدن و هنر یونان است. قرن پنجم و چهارم را باید بهترین ایام تحول و تكامل معماری یونان به شمار آورد. این دوره با عظمت، پس از پیروزی های درخشانی آغاز، و با اقدامات كشور گشایانه اسكندر مقدونی پایان پذیرفت. این فصل از حیات یونان نتیجه و مولود دوران باستانی و مقدمه دوران هلنیستی بوده است.هنر دوره كلاسیك كه چكیده تاثیرات اجتماعی و مذهبی یك ملت است در نهایت كمال و پختگی عرضه شده در هنرهای باستانی جای ویژه ای را به خود اختصاص داده است. یونانیان موفقیت و پیروزی های خود را در جنگ ها مرهون خدایان می دانستند و همین مسأله در هنر و معماری سرزمین شان كاملاً محسوس است.مركز فعالیت های هنری عصر كلاسیك در شهر آتن بوده است.
آتنی ها كه گردآوری تكه سنگ های پراكنده آكروپلیس آتن را پس از ویرانی شهر در سال ۴۸۰ ق . م كسر شأن خود می دانستند، به رهبری پریكلس نیرو استقلال جدیدشان را با بازسازی كامل آكروپلیس كه در واقع یكی از بزرگ ترین پروژه های ساختمانی جهان باستان تا پیش از روزگار رومیان بود، به جهانیان نشان دادند.پلوتارك یكی از مورخین یونانی در ۵۰۰ سال پس از بازسازی آكروپلیس می نویسد: «كارهای پرویكلس مخصوصاً از این لحاظ ستودنی اند كه شتابان ساخته شده اند، برای آنكه قدرت های جدید دوام بیاورند زیرا هر كار خاصی كه او انجام می داد بی درنگ حتی در آن زمان كه تازگی داشته عنوان كاری باستانی شناخته می شد و دلیلش زیبایی و ظرافت آن كار بود و با این حال كار مزبور از لحاظ نیرو و تازگیش، امروز نیز چنین است كه گویی تازه انجام شده است. در آن كارها گونه ای شكفتگی و تازگی وجود دارد كه غبار گذشت زمان را از چهره شان می زداید.»معماری دوره كلاسیك به رهبری و پشتیبانی فیدیاس معمار و پیكرتراشی كه در دولت یونان مقام وزیر هنر را داشت، به اوج و رونق خود رسید. با اینكه درباره معماری این دوره نوشته ها بسیار است، ولی باید به چند بنای مهم اشاره كرد. شهر آكروپل یا ارگ آتن كه بر روی تپه ای ساخته شده از اقدامات بزرگ معماری این معمار است.بنا به گزارش سایت آفتاب در كتاب آشنایی با معماری جهان آمده است:معماری این دوره از جنبه های فنی پیشرفت های شایانی كرد
.
سنگ های مورد استفاده دیوارها به طور كامل تراش خورده و با بستهای فلزی با دقت بسیار نسبت به دوره كهن در كنار هم قرار گرفتند نصب سفال های بامپوش نیز بر همین منوال پیشرفت نمود.یكی از مجموعه بناهای باشكوه یونان در عصر كلاسیك آكروپلیس در شهر آتن است. این مجموعه به رهبری «پریكلس» در اواخر قرن پنجم ق . م یعنی هنگامی كه آتن به دوره قدرت رسیده بود احیا گردید. بزرگ ترین كاری بود كه در تاریخ معماری یونان پدید آمد و موجب آن شد كه عالی ترین یادگاری از دوران اعتلای هنر بر جای بماند. همه بناهای آكروپلیس، هنر معماری دوره كلاسیك یونان را در آن هنگام كه به كمال رشد خود رسیده بود به منصه ظهور رسانده است.این مجموعه شامل بناهای: معبد پارتنون،دروازه «پروپالایا»، معبد ارختئوم، معبد آرتمیس، معبد الهه پیروزی «نیكه»، نگارخانه «كالكوئیكی»، محل معبد قدیمی آتنا و چند بنای كوچك است.

 

                        دوره كلاسيك پيشين (پارتنون،ساختمانهاي آکرو پوليس)

■ پارتنون

از بناهايي که در آکروپوليس ساخته شد، پارتنون (معبد مقدس آتنا پارتنوس) نخستين و بزرگترين بنا بود (تصوير 162). معماران آن ايکتينوس و کاليکراتس بودند و پيکره هاي تزييني آن به سرپرستي فيدياس دوست پريکلس و يکي از بزرگترين پيکرتراشان جهان ساخته و نصب شدند. پارتنون از لحاظ نقشه ساختماني (تصوير 161) يک معبد دورستوني است و عرض آن اندکي از يک دوم طولش بيشتر است. مقصوره ي پارتنون به دو بخش تقسيم شده است: در بخش بزرگتر تنديس آتنا پارتنوس از عاج و طلا، به بلندي تقريباً دوازده متر و کار فيدياس پيکرتراش قرار گرفته بود: بخش کوچکتر به عنوان گنج خانه اتحاديه دلوس طراحي شده بود، ولي بخش عمده پولي که اعضاي اژه اي اين اتحاديه به گنج خانه سرازير مي کردند صرف اجراي پروژه هاي ساختماني جاه طلبانه پريکلس مي شد. درون دو اتاق، به طرق متفاوت آراسته شده بود. خود مقصوره دو رديف ستون کوچک براي نگه داشتن سقف دارد، هدف از ساختن اين دو رديف، با آنکه مدتها مورد بحث قرار داشته، به گفته بعضيها ايجاد بالاخانه يا رواقي بوده است تا بازديد کنندگان از آنجا بتوانند تنديس آتنا را ه پي اش هنوز بر هم جا مانده است ببينند. اين گنج خانه چهار ستون تکي به شيوه يونيک داشت – يکي از چندين ويژگي يونيک در ساختماني که بدون آنها دوريک مي شد، ويژگي بعدي کتيبه پيوسته تنديس است که دورادور ديوار بيروني و مقصوره مي چرخد. پارتنون، صرفنظر از اين اجزاي يونيک، عصاره اي از معبد کلاسيک دوريک است و اوج پالايش اين شيوه به شمار مي رود.

                 

          162- ايكتينوس و كاليكراتس، ارتنونٍ، آكروپوليس، آتن 448 – 432 ق م. (نماي غربي).

بناي امروزي پارتنون، يک رستوران است. پارتنون در جريان تاريخ طولانيش دستخوش تحولات بسيار شده است. زماني يک معبد يوناني بود، زماني يک کليساي مسيحي و زماني ديگر يک مسجد عثماني شد. مقصوره ي پارتنون در سال 1687 انبار مهمات تُرکهاي عثماني در جنگ با ونيزيها شده بود. يکي از گلوله هاي ونيزيها به هدف خورد و در نتيجه، مرکز ساختمان را منفجر کرد. در طي يکصد سال گذشته، ستون بنديهاي پارتنون را به حالت نخست بازگردانده اند ولي مرکز آن همچنان به صورت يک ويرانه برجا مانده است.
پارتنون با وجود خرابي و وضع ناگوارش، احتمالاً بيش از هر ساختماني در جهان مورد مطالعه و اندازه گيري دقيق قرار گرفته است. نتيجه اين مطالعه کنجکاوانه کشف اين حقيقت بود که سازندگان پارتنون مي خواسته اند در همه جزييات کارشان به زيباي بي مانندي دست پيدا کنند؛ «ظريفکاريهاي» اين ساختمان، به صورت موضوعي درجه دوم در تاريخ معماري يونان درآمده است. اگر چيزي وجود داشته باشد که بخواهيم از شيوه جدي دوريک انتظار داشته باشد اين است که خطوطش بايد به طرزي خشک و هماهنگ مستقيم و شاقول باشند؛ با اين حال در بناي پارتنون، تعداد خطوط مستقيم بسيار کم است؛ مثلاً سکوي پله دار آن از چنان تحدب ظريفي برخوردار است که انحنايش تقريباً احساس نمي شود، فقط در صورتي که بيننده در يک انتهاي سکو بايستد و از آنجا مستقيماً به انتهاي ديگر نگاه کند، انحناي آن را که در سراسر اسپر تکرار شده است خواهد ديد. ستونها شيب ملايمي به درون دارند و فاصله هاي ميانشان يکنواخت نيست، بلکه در چهار نبش معبد به يکديگر نزديکتر مي شوند. گذشته از اين قطر تمام ستونها ثابت نيست و در دو سوي نبشها قدري بر قطر آنها افزوده مي شود. تحدب خوش تناسب ستونها، که گونه اي شناوري و نرمش کشيده چون عضلات آدمي به نيمرخ آنها مي بخشد، از همان ظرافتي برخوردار است که در انحناي خفيف سکوي پله دار و اسپر ديديم
.
اين انحراف از معيار مکانيکي، شاقول و لبه راست، بي هيچ ترديدي، عمداً صورت گرفته است. نمونه هايي از آن در معابد ديگر نيز يافت شده است؛ ولي تفسيرهايي که از اين ظريفکاريها به عمل آمده، با يکديگر «نمي خوانند». برخي گمان مي کنند که انحرافهاي مزبور جنبه اي صرفاً کارکردي داشته اند و مثلاً انحناي خفيف سکوي پله دار باعث تسهيل زهکشي مي شده يا شايد نوعي پيش بيني براي نشست بخش مياني ساختمان بوده است. برخي ديگر معتقدند که هدف از اين انحرافات از اصول دقيق فني، اصلاح خطاي ديد آدمي بوده است – يعني خطاي ديد ممکن است ستونهاي داراي نيمرخ دقيقاً عمود را متمايل و ناتوان به نظر برساند. مطابق نظر ديگري، ذوق يوناني اين ظريفکاريها را براي تکميل زيبايي ساختمان و يکپارچه نماياندن آن با محيطش لازم تشخيص مي داده است؛ مثلاً حد انحناي رو به پايين سکوي پله دار، زمين است و باعث مي شود که قاعده نماي ساختمان از لحاظ بصري محکم و نيرومند به نظر برسد. حدس منطقي مي تواند چنين باشد که هدف از ساختمان پارتنون آفريدن بنايي در وراي منطق مهندسي بوده است. يعني مي بايست همچون پيکره اي عظيم پنداشته و ارزيابي مي شد که از نرمش، جهش و سرزندگي پيکره آدمي در قالب يک تنديس برخوردار است. بدين ترتيب، جزييات را طوري طراحي مي کردند که با تناسبي ملايم در کنار يکديگر و به طرزي زنده نما در قالب کل ساختمان بگنجند، که اين البته به معني غلبه خط منحني بر خط مستقيم است. اين مخصوصاً از تحدبهاي خوش تناسب ستونهاي پارتنون پيداست و نشان مي دهد که ستونهاي مزبور با بزرگتر شدن خطوط کناري فشرده شان در برابر بار سنگين از خود واکنش نشان مي دهند و کارکردشان را نه به طور مکانيکي بلکه به طور ارگانيک بيان مي کنند
.
بخشهايي از ساختمان رنگ آميزي شده بودند. اين رنگ آميزي، زمينه اي پديد مي آورد که پيکره آتنا در آن روشنتر ديده مي شود و احتمالاً داراي اهميت بيشتري به نظر مي رسيد، حدود بالايي ساختمان را در زمينه آسمان درخشان آتن مشخص مي ساخت به طوري که نسبتهاي اصلي معبد به طرزي شکننده نشان داده مي شدند و کسي نمي توانست آنها را به غلط تفسير کند. رنگ در عين حال باعث متمايز ساختن و مجزا نماياندن بخشهاي مرئي ساختمان از يکديگر مي شد
.

                                             

                                               163- گوشه جنوب شرقي پارنتون

اصرار بر وضوح در استدلال، که به اختراع منطق توسط يونانيان انجاميد، در «استدلالهاي» طرحهاي معماري ايشان نيز با همان قدرت وارد عمل مي شود. متأسفانه آن پيروزي اوليه انديشه يوناني يعني قياس صوري را با سه حکمش که به نتايج درست منطقي مي انجامند، نمي توان مو به مو بر شيوه دوريک منطبق ساخت. همچنانکه بررسي يکي از گوشه هاي پارتنون (تصوير 163) نشان مي دهد، معماري يوناني به اندازه منطق يوناني، «منطقي» يا خردگرايانه نبود. کتيبيه دوريک بر طبق سه قاعده انعطاف ناپذير، سازمان داده مي شد: (1) دقيقاً در بالاي نقطه مرکزي هر ستون بايد چند سه ترکي وجود داشته باشند؛ (2) در بالاي بخش يا نقطه مرکزي فاصله ميان ستونها بايد يک سه ترکي وجود داشته باشد؛ (3) سه ترکي هاي واقع در گوشه هاي کتيبيه بايد چنان به يکديگر برسند که فضايي خالي باقي نماند. ولي «استدلال» معماري، درست از آب در نمي آيد. قياس صوري منطقي ناقص است؛ زيرا قاعده سوم يعني «نتيجه» را نمي توان با قاعده نخست هماهنگ کرد: اگر قرار باشد سه ترکي هاي گوشه ها به يکديگر برسند، نمي توان آنها را درست بر بالاي نقطه مرکزي ستون نبشي قرار داد. اين اشکال، با آنکه چاره اي ندارد، ممکن است به نظر ما، حتي در ساختماني که هدفش رسيدن به کمال در تمام جزييات بود، عيبي کوچک باشد. يونانيها مي خواستند مطمئن باشند و در منطقه، روشي براي منطبق ساختن چندين عبارت بر يک قاعده ابداع کردند تا آنها را معتبر گردانند؛ ولي در معماري دوريک، چيزي برجا مانده بود، يعني چيزي وجود داشت که در جايي نمي گنجيد. اين احتمالاً در نظر يونانيان مانند اعداد سنجش ناپذير يا «اصم» (مانند جذر عدد 2)، چيزي مزاحم بود زيرا هيچ حد يا تعريفي ندارد. (مطابق يک افسانه منحصر به فرد و مهم يوناني، انساني که نخستين بار به رمز اعداد اصم پي بُرد در يک حادثه کشتي شکستگي به هلاکت رسيد «زيرا چيزي که قابل بيان نباشد و بي شکل باشد بايد تا ابد از نظرها پنهان بماند»!) درست مانند رياضي دانان و منطق دانان و به شيوه اي که ايشان با تناقضي گيج کننده در نتيجه گيريهايشان رو به رو مي شدند، معماران و هنرمنداني نيز که هدفشان دست يافتن به کمال بود احتمالاً اين مسأله سه ترکي هاي گوشه اي را مايه مزاحمت و حواس پرتي مي دانسته اند. در عمل، اين اشکال، احتمال دارد که به زوال شيوه دوريک - که در سده چهارم پيش از ميلاد آغاز شد - و به پيدايش شيوه هاي يونيک و کورنتي که با کتيبه هاي پيوسته شان اين اشکال را از ميان برده اند، کمک کرده باشد
.

ساختمانهاي آکرو پوليس

دسته راه پيمايان براي رسيدن به پارتنون، راهش را از سطح پاييني شهر آتن کج مي کرد، از شيب آکروپوليس بالا مي رفت و از دروازه اي فخيم به نام پروپالايا («سردر ورودي») که يکي ديگر از بناهاي پرخرج و با شکوه طرح ساختماني پريکلس بود مي گذشت (تصويرهاي 161 و 169) ساختمان اين سردر ورودي، که در فاصله سالهاي 437 و 432 پيش از ميلاد به دست منسيکلس معمار ساخته شد، بلافاصله پس از تکميل بناي پارتنون آغاز شد ولي هيچگاه به پايان نرسيد، شايد علت آن تا حدودي تحميل هزينه هاي جنگ پلوپونزي بوده باشد. عده اي نيز معتقدند که چون يکي از بالهاي آن را از معبد ارتميس برائورونيا مي گذشت ساختمانش متوقف شد. طرح سردر ورودي، شکل تکامل يافته و ظريف دروازه اي است مشتمل بر بخشي از ديوار شهر و تالار دروازه که در دو جناحش ساختمانهايي شامل يک کتابخانه و شايد نخستين تالار نقاشي يا نگارخانه (پيناکوئيکي) در تاريخ جهان ساخته شده اند. در اينجا اشخاص مي توانستند پس از پيمودن سربالاييهاي تند و پيش از راه افتادن به سوي اماکن مقدس واقع بر قله تل آکرو پوليس در محيطي آراسته و زيبا استراحت و نفسي تازه کنند. در ساختمان سردر ورودي، تغييراتي نسبت به نظم شيوه دوريک ديده مي شود، بدين معني که فاصله بين ستونهاي مرکزي بيشتر شده است تا در راهرو جاي بيشتر و بزرگتري ايجاد شود و همچون بناي پارتنون داراي برخي عناصر يونيک مانند ستونهاي داخلي در امتداد راهرو و بلندتر شدن ارتفاع سقف در موارد لازم براي نگهداري از سقف بناي مرکزي است.

                 

                         169- معبد آتنا آلهه پيروزي ، آكروپوليس، آتن 427 – 424 ق م.

معبد کوچک و زيباي آتنا الهه پيروزي به شيوه يونيک، که در فاصله سالهاي 427 و 425 پيش از ميلاد به سرپرستي کاليکراتس معمار ساخته شد (تصويرهاي 142 ج ، 161 و 170) کهن ترين بناي تماماً يونيک موجود در تل آکروپوليس است. پيش از آن، شيوه دوريک در ساختمان بناي کامل چند گنج خانه در اولمپيا و دلفي در سرزمين اصلي يوناني به کار گرفته شده بود (مثلاً در گنج خانه سيفنوسيها، تصوير 149) و اين گنج خانه ها را جزيره نشينان درياي اژه ساخته بودند نه ساکنان سرزمين اصلي يونان، پس از برقراري حاکميت آتن بر جزاير مزبور بود که راه نفوذ عناصر معماري يونان شرقي و يونيک بدان گشوده شد
.
اين معبد کوچک داراي ستون بندي خلفي و قدامي در نقطه اي قرار گرفته که سابقاً يک دژ دفاعي ميسني در نزديکي سردر ورودي بود و در مقايسه با شيوه جدي دوريک آن، اين ساختمان ظريف و بسيار متناسب، تضادي آشکار داشت و بر تأثيرگذاري هر دو بنا مي افزود

                                    

                        170- ارختئوم آكروپوليس، آتن 421 تا 405 ق م . (نماي جنوبي)

از ديگر بناهاي يونيک در تل آکروپوليس معبد ارختئوم (تصويرهاي 161 و 170) است، که در پايان برنامه ساختماني پريکلس برپا داشته شد. ارختئوم که در فاصله سالهاي 421 و 405 پيش از ميلاد ساخته شد نقشه اي بس عجيب دارد و با هر معبد يوناني ديگر متفاوت است. نام اين معبد از نام ارختئوس قهرمان افسانه اي آتن گرفته شد و خود معبد نيز تا اندازه اي به او اختصاص داشت. ويژگيها و مشخصات غيرعادي بسياري که در اين معبد ديده مي شود تا اندازه اي نتيجه ناهمواري و نامنظمي محل ساختمان و تا اندازه اي نيز نتيجه تعداد زيارتگاههايي است که در درونش گنجانده اند. به گفته پاوسانياس جغرافيادان و مورخ يوناني سده دوم ميلادي، ارختئوم در محل قديمي برگزاري رقابت تن به تن بين پوسيدون و آتنا براي مسلط شدن بر شهر آتن، يعني موضوع مجموعه تنديسهاي سنتوري غربي پارتنون، ساخته شد. در همين نقطه، تخته سنگي وجود داشته که به روايتي نوک نيزه سه شاخه پوسيدن بر آن کوبيده شده بود، چشمه آب شوري بوده که در اثر اصابت نيزه سه شاخه پوسيدن از زمين جوشيده بود و درخت زيتون آتنا نيز در آنجا روييده بود. آرايش متقارن اين بنا نيز که احتمالاً در نقشه اصلي مورد نظر نبوده است، مي تواند بازتابي از يک از هم گسستگي و «فشار» حاصل از شکست قريب الوقوع و نهايي آتن در جنگ پلوپونزي به سال 404 پيش از ميلاد بوده باشد. بدين ترتيب، ارختئوم آنچنان که در نقشه پيش بيني شده بود تکميل نشد و مي توان چنين فرض کرد که در نقشه اصلي پيش بيني شده بود که نماي غربي چنان بسط داده شود تا رواقهاي شمالي و جنوبي بتوانند در مرکز ديوارهاي دراز و خالي از تزئينات واقع شوند. در نماهاي قائم بازسازي شده از اضلاع شرقي و غربي (تصوير 171) مي توان ديد که در سمت شرقي، سطوح متفاوت کتيبه ها به طرز ملايمي تطبيق داده شده اند، حال آنکه در مورد سمت غربي چنين مي نمايد که اينجا را شتابان به پايان برده اند و ديوار را با نيمه ستونهاي چسبيده به آن طوري ساخته اند که فاصله هاي ميان ستونها را بتوانند با شبکه هاي مفرغي ببندند. از اين ستونهاي درگير، به ندرت در معماري رومي رواج و محبوبيت فراوان مي يابد. اگر کسي با پاره اي تصورات خشک درباره شيوه معماري يوناني به اين بنا بنگرد، تأثير و نتيجه کلي ممکن است مأيوس کننده باشد، ليکن قرينه سازي ارختئوم، به عنوان عامل مکمل وحدت متقارن پارتنون بي نهايت مؤثر است همچنان که دختران ايستاده رواق دوشيزگان، ستونهاي دوريک پارتنون را تکميل مي کنند. گذشته از اين، جزئيات حکاکي شده ارختئوم از لحاظ زيبايي مهذبشان، بي نظيرند.

                            معماری یونان (دوره ی هلنی)

برای نخستین بار یک تاریخدان آلمانی در سال 1836 میلادی واژه «هلنیسم» را بکار برد، و پس از آن این نام به دوره ای از تاریخ سیاسی و فرهنگی و هنری یونان که مشخصه آن پدید آمدن دولتها در مناطق امپراتوری یونان پس از مرگ اسکندر بود، اطلاق گردید. این دوره از سال 330 ق م تا 27 ق م تداوم یافت. محدوده ی جغرافیایی هنر هلنی از شمال تا جنوب روسیه، از شرق تا هند و از جنوب مصر و شمال آفریقا و از طرف غرب کناره های مدیترانه، فرانسه و اسپانیا بوده است. شهر تاکسیلا در پاکستان جزو آثار دوره هلنی است. پیروزی اسکندر مقدونی موجب گسترش تمدن و هنر یونان به سایر نقاط گردید . تا آنجا که نیمی از جهان آن روز را زیر سلطه خود قرار داده بود. این گسترش روز افزون موجب گردید که هنر اصیل یونان، تعمیم و اعتبار خود را از دست بدهد و در اغلب موارد منحصراً برای عظمت مادی و شکوه و جلال کاخهای حاکمان مقتدر بکار رود و از طرفی این دوره از نظر هنری و فرهنگی تحت نفوذ عناصر فرهنگی و هنری مشرق زمین قرار گرفت و به این ترتیب هنری متبلور گردید که آنرا «یونانی مابی» (هلنیسم) نام نهاده اند. البته برخی از پژوهندگان معتقدند که هنر دوره هلنی یا یونانی مابی دنباله مستقیم تحولاتی است که نه در زمان اسکندر بلکه پنجاه سال پیش از آن روی داد. پیکره سازی: در دوره ی هلنی یونانی ها در پیکره سازی تجسم آلام جسمی و اضطرابها و جنبش های نامنظم و تشویق آمیز روح و جسم را که از مشرق زمین اقتباس کرده بودند، نشان دادند. مهمترین و بهترین آثار هنری در آسیای صغیر یافت شده است، از نمونه های ارزشمند آن پیکره های نقش بر جسته های نمالی شمالی معبد زئوس در «پرگاموم» است که به بهترین شیوه ساخته و پرداخته شده است. معماری: پس از تسخیر مشرق زمین توسط اسکندر مقدونی، امتزاجی از اندیشه ها، دینها و هنرهای غربی و شرقی پدیدار شد، که موجب تغییر و دگرگونی در معماری یونانی گردید. گوناگونیها، پیچیدگیها و پیشرفتهای چشمگیر فرهنگ هلنی به یک شیوه معماری با مقیاسی بزرگ و تنوعی پر دامنه به مراتب فراتر از آنچه کشور – شهر کلاسیک می توانست بطلبد، نیازمند بود. فعالیـهای ساختمانی از مراکز قدیمی واقع در سرزمین اصلی یونان به شهرهای پر رونق پادشاهان هلنی در آسیای صغیر (ترکیه) که مرکزیت بیشتری برای دنیای هلنی داشتند، انتقال یافت. مقیاس بزرگ و گسترش استادانه فضاهای درونی بناها که این یکی از ویژگیهای معماری هلنی بود، معماری خانگی را گسترش می دهند که پلیس های سنتی این شرایط را ایجاد نمی کردند از بناهای مهم این دوره می توان به

معبد «آپولون» در «دیدوما» نزدیک شهر «میلتوس» در آسیای صغیر (ترکیه) و تئاتر سر گشاده اپیداوروس اشاره کرد. معبد آپولون: این بنا در شهر دیدوما ؛ شهر ایونیک کهن در ساحل غربی آسیای صغیر (ترکیه) واقع اشت. این معبد ایونیک و دور ستونی بر روی پایه ای هفت پله ای در ارتفاع تقریباً 4 متری سطح مقصوره ی آن که عملاً بی سقف و رو به آسمان باز مانده بود ساخته شده است. ابعاد آن 51*108 متر و ارتفاع ستونهای پیرامونش 5/19 متر است. دارای تالاری گود پر از ستون است که مقدم بر یک کفش کن ساخته شده است. و از آنجا که پلکان بزرگی به عرض پانزده متری به سوی حیاط رو باز معبد سرازیر می شود، راه دسترسی بسیار شکوهمندی برای زیارتگاه کوچک آن که دارای ستون بندی خلفی و محل نگهداری از پیکره پرستشی است، فراهم می آید. این طراحی پیچیده فضای درونی تالارهای بزرگ، مستقیماً به شیوه ی رومی پس از خود می انجامد و گسست چشمگیری از معماری کلاسیک یونان به شمار می رود که بر نمای بیرونی ساختمان تقریباً به عنوان یک تندیش تاکید می کرد و درون آن را تقریباً ساده رها می کرد. شهر «پرگاموم» در آسیای صغیر ، با داشتن معابد و پیکره های بسیار شهر بزرگ عصر هلنی محسوب می شود. در این شهر به تقلید آکروپلیس آتن، مجموعه ای بر پا گردید که دارای معابدی برای خدایان یونانی بود.

                                     معبد «آپولون

 معبد زئوس: بنایی است با شکوه و عظمت بسیار که در حدود سال 180 ق م پسر و جانشین «آتالوس» اول به عنوان مذبح با شکوهی به یاد پیروزیهای پدر بر بالای تل مشرف به شهر پرگاموم بنا کرد. خود مذبح در مرکز حیاطی مستطیل شکل قرار دارد و اطرافش را ردیفی از ستونهای ایونیایی واقع بر صفه ای بلند به مساحت حدود 93 متر مربع احاطه کرده است که به جبهه غربی آن با پلکانی وسیع و پر شکوه به سطح زمین متصل می شود. احتمالاً بناهای مذبحی با این عظمت یادگار سنت معماری ایونیایی از دوره ای کهن بوده است. اما مذبح پرگاموم از جهت وسعت و شکوه به سطح زمین متصل می شود. اما مذبح پرگاموم از جهت وسعت و شکوه بر همه آنها برتری دارد و نیز تنها مذبحی است که بقایآی عمده ای از آن بر جا مانده است. برجسته ترین خصوصیت آن کتیبه بزرگی است منقوش بر دیواره صفه که 120 متر درازی و 2 متر بلندی دارد. این نقشها چنان برجسته تراشیده شده اند که تقریباً به کلی جدا از زمینه می ماند.

                                   معبد زئوس

 تئاتر اپیداوروس: نمونه ی دیگری از طراحی ماهرانه فضای رو باز یونانی است این بنا با اینکه در دوره ی هلنی ساخته شده به سبک کلاسیک است. به این دلیل در اینجا نام آن را ذکر نمودیم که تمام واحدهای کار کردی و ترتیب ظاهری تئاترهای بعدی را داراست. ردیفهای متحدالمرکز نشستنگاههای نسبتاً بیشتر از نیم دایره ی تماشاگران در سراشیب یک تپه ساخته شده بود و قطر دایره ی بیرونی اش تقریباً 120 متر است راه پله ها یا راهروی میان پله ها به صورت چندین شعاع از مرکز دایره که محل ارکستر یا اجرای نمایش بود تا محیط دایره کشیده شده اند. و نشستنگاههای سنگی را که با یک راهروی پهن به دو بخش بالایی و پائینی تقسیم شده اند از هم جدا می سازند. محل ارکستر پیش صحنه و صحنه، طوری طراحی شده اند که بیشترین درجه سهولت ممکن برای دیدن اجرای نمایشها و آماده شدن بازیگران فراهم آید. انطباق اندیشمندانه ی فضا بر نیازهای انسان، نه همچون روزگار باستان که برای ستایش از خدایان و ارضای هوسهای شاهان بود، بلکه بخشی از سنت انسان دوستی یونان است.

                تئاتر اپیداوروس

 هلنی ها بر دامنه تصور خویش از طراحی معمارانه افزودند تا شهرهای بزرگ را نیز مانند آنها بسازند. نقشه های منظم خیابانهای شبکه مانند که به دوره کهن در تاریخ یونان مربوط می شوند و شهرهای مهمی مانند پرگاموم در آسیای صغیر اسکندریه در مصر و انطاکیه در سوریه ساخته شدند. در همین دوره بود که می توان از خانه سازی سخن گفت نمونه خانه ای در شهر «پرینه» که با دیوار محصور می شد و آن را از فضای خیابان و کوچه جدا می کرد، کشف شده است.

بر گرفته شده از کتاب: آشنایی با معماری جهان اثر محمد ابراهیم زارعی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 خرداد1387ساعت 23:42  توسط شبنم هدايت  | 



Piazza st. peters rome 1909 

 

سلام مي كنم به همه دوستان عزيز، چه اونايي كه از قبل با ما همراه بودن و هستن و چه اونايي كه جديد اومدن يا اتفاقي اومدن يه سر بزنن و برن.به هر حال ما خوشحاليم كه به ما سر مي زنين.

 

يكي از دوستان راجع به معماري رم مطلب خواستن كه حسب وظيفه يه قطره از دريا نوشتيم ولي بايد بگم معماري رم خيلي فراتر از اين حرف هاست.اميدوارم اين مطلب به دردشون بخوره.

راستي خوشحالم كه پست قبلي كه خانم هدايت زحمت كشيدن و يه مطلب جامع راجع به تخت پولاد اصفهان نوشتن اينقد مورد توجه عزيزان قرار گرفت.چند تا از دوستان ميل زدن و از من تشكر كردن كه بايد بگم من هيچ كارم زحمتشو خانم هدايت كشيدن و چه خوب بود دوستان تو همون بخش نظرات نظرشونا مي نوشتن تا حق به حق دار برسه.

من خودم هم قافل گير شدم وقتي اين پستا ديدم.واقعاً لذت بردم. من از طرف خودم و همه عزيزان از ايشون تشكر مي كنم.

 

 

 

هنر اتروسك هنر رومي
روميان(امپراتوري پسين«معماري»)

 

هرج ومرج در سده سوم – كه در يك آن هجده مدعي تاج و تخت با يكديگر مبارزه‌ مي كردند و چنين به نظر مي رسيد كه امپراتوري روم به چندين كشور كوچك و ناتوان تقسيم خواهد شد ــ در سال 285 ميلادي به دست رهبري توانا به نام ديوكلسين پايان يافت. ديوكلسين مي ديد كه با وجود ادامه حملات آلمانيها و ايرانيها از شمال و شرق كشور و شورشهاي بيشمار در ايالتهاي روم، حكومت بر اين امپراتوري پهناور غير ممكن است. او با تقسيم قدرت در ميان چهار نفر، از جمله خودش به عنوان سكاندار اصلي، نظم سياسي را به امپراتوري بازگرداند. ديوكلسين يك فرمانده همطراز خودش را با لقب مشترك اوگوگوستوس به حكومت برگزيد و آنگاه هريك از اين دو اوگوستوس دستياراني با لقب سزار براي خود برگزيدند كه از لحاظ رتبه، اندكي از ايشان فروتر بودند. يك اوگوستوس و سزار در شرق و اوگوستوس و سزار دوم در غرب، قدرت را به دست گرفتند. با آنكه نظم سياسي تأمين شده بود، سرمشق بدي نيز داده شد و آن تقسيم قدرت در درون امپراتوري بود. در دوره حاكميت كنستانتين كه دستگاه حكومت ديوكلسين را برانداخت و تنها به حكومت پرداخت، سنت تقسيم امپراتوري مانند تقسيم داراييهاي شخصي در ميان فرزندان امپراتور آغاز شد – سنت ويرانگرنه اي كه تا سده هاي ميانه دوام آورد. از اين بدتر و متلاشي كننده تر، تأسيس شهري به نام كنستانتينو پل به معني شهر كنستانتين (قسطنطنيه سابق و استانبول امروزي، در محل شهر باستاني بيزانس در دوره حاكميت يونانيان) به دستور شخص كنستانتين بوده كه به طرز اجتناب ناپذيري به زوال اعتبار شهر رم و انتقال تكيه گاه قدرت امپراتوري به شرق انجاميد. بدين ترتيب، بيزانس نامش را به تمدن پسين امپراتوري روم شرقي داد. پس از سلطنت تئودوسيوس در پايان سده چهارم، امپراتوري روم به طرز برگشت ناپذيري تقسيم شده بود؛ گرچه امپراتوران بخش شرقي در قسطنطنيه، ادعاي حاکميت بر بخش غربي را نيز داشتند، اين ادعاها بيهوده بود زيرا بربرها در سده پنجم در غرب به قدرت رسيدند – اوستروگوتها در ايتاليا، واندالها در آفريقا، ويزيگوتها در اسپانيا، فرانکها و بورگونيها در گُل، انگلها و ساکسونها در بريتانيا، اين خرده پادشاهيهاي رومي – ژرمني جانشين قدرت متمرکز و جهانگير رم شدند و اسلاف ملتهاي امروزي اروپا گرديدند. نيمه شرقي امپراتوري روم با نام امپراتوري بيزانس، نزديک به هزار سال يعني تا فتح قسطنطنيه به دست ترکها در سال 1453 دوام آورد..

 

معماري

تحولات معماري، به طرز نيرومندي، آغاز زوال قدرت امپراتوري روم را مجسم مي کنند. در روزگار حاکميت اوگوستوس و ترايانوس، «ديوارهاي» امپراتوري، قدرت لژيونها در مرزهاي دور افتاده آن بودند، در پشت ديوار ساحلي لژيونها، امپراتوري مي توانست در امان باشد. ليکن در اواخر سده سوم، آورليانوس امپراتور روم در اثر شرايط و اوضاع زمانه مجبور شد دورتادور شهر رم را ديوار بکشد و آن را به يک دژ مستحکم تبديل کند؛ رم همان شد که در آغاز بود: شهري محصور در ديوارها که تدريجاً از قدرتش کاسته مي شد و به صورت شبح امپراتوري در مي آمد. ديو کليسن نيز در احساس عدم امنيت آورلياس سهيم بود، زيرا بر خلاف تيبريوس در سده نخست پيش از ميلاد، نتوانست به بهشت بي دفاع کاپري باز گردد بلکه در حدود 300 ميلادي، کاخ مستحکمي بر ساحل دالماسي در اسپالاتو (اسپليت امروزي در يوگسلاوي) براي خود ساخت (تصوير 260) اين مجتمع، با مساحتي نزديک به 40 هزار متر مربع، نقشه اي همانند شهرهاي مستعمره روم دارد. نقشه مزبور تقريباً با نقشه شهر تيمگاه (تصوير 232) که مانند يک اردوگاه نظامي ساخته شده بود يکي است. اين رابطه را مي توان در ايوان ستوندار جلوي در ورودي کاخ که با فوروم تيمگاه مطابقت دارد، مشاهده کرد.

 

نقشه شهر تيمگاد

232-نقشه شهر تيمگاد ، شمال افريقا ، پي ريزي حدود 100 ب م.

 

كاخ ديوكليسين

260- كاخ ديوكليسين ، اسپالاتو ( اسپليت امروزي)، 300 – 305 ، ب م (بازسازي توسط ا. هبرارد)

 

حياط ستون دار

261-حياط ستوندار ، كاخ ديوكلسين

 

معماري قوسي

262-تكوين و تكامل معماري قوسي از بطن معماري تير افقي.(به تقليد از كيميال و ادگل)

 

 باسيليكاي كنستانتين

 263- باسليكاي كنستانتين، رم ، حدود 310 – 320 ب م

 

طرح باز سازي شده باسيليكاي كنستانتين 

264-طرح بازسازي شده باسليكاي كنستانتين

 

 

يکي از ويژگيهاي بسيار مهم براي تاريخ معماري سده هاي ميانه در حياط ستوندار کاخ ديو کلسين ظاهر مي شود (تصوير 261). سنتوري انتهايي با زدن طاقي که اسپر را بر خود نگه داشته، از وسط گسسته است، يا شايد بهتر است آن را همچون اسپري توصيف کنيم که ناگهان در نماي سنتوري به صورت طاق در مي آيد. ويژگي سنتوري شکسته، بيشتر ظاهر شده بود: بيشتر در ايالتهاي شرقي امپراتوري – مانند سر دريانماي معابد بزرگ بعلبک سوريه. اين يک تدبير کاملاً غيرکلاسيک و به سختي قابل تصور در ساختماني چون پارتنون است و نماينده مرحله اي انتقالي بين اسپر کلاسيک، متکي به ستون و افقي و برجهيدن مستقيم طاقها از سر ستونها به شمار مي رود، همچنان که ستون بنديهاي جناحي همين ايوان ستوندار چنين است. در اينجا ما با روند تغيير از معماري تير عمودي و افقي متعلق به يونان و روم باستان (و پيش از آن) به معماري طاق – ستوني سده هاي ميانه روبرو هستيم. پيش درآمدهاي اين ويژگي نوين، قبلاً در چشم خورده بود ولي طاق بندي اسپالاتو نخستين جايي است که ويژگي مزبور به شکل و با مقياس بزرگ ظاهر مي شود. مشاهده ظهور تدريجي اين ويژگي از شيوه طاق زني رومي (تصوير 262) و عدم تمايل معمار رومي به دست کشيدن از تقسيم بندي سه بخشي اسپر حتي وقتي اسپر به يک تکه قالبسنگ گونه تبديل شده بود – مانند سر ستون به دست آمده از حمامهاي کاراکالا – بسيار جالب است. بعدها معماران بيزانسي، اسپر – قالبسنگ را حفظ مي کننند، ولي ويژگيهاي کلاسيک کهن را از آن مي زدايند و شکل هندسي يک قالبسنگ پهلو تخت و «پاطاقي» ذوزنقه وار به آن مي دهند ( تصوير 289).

 

 

289- تابوت اسقف اعظم تئودور، سده هفتم ب م. مرمر. كليساي سانتا آپوليناره در شهر كلاسه، راونا

 

  

با آنکه کنستانتين مرکز امپراتوري را به شهر جديد در محل شهر باستاني بيزانس انتقال داد، ولي پيش از ترک نهايي رم چندين طرح مهم ساختماني را به پايان رساند. يکي از اين طرحها باسيلکاي پهناوري بود که در فاصله سالهاي 306 و 310 ميلادي توسط ماکسنتيوس رقيب کنستانتين آغاز گرديد و پس از سال 313 ميلادي توسط کنستانتين به پايان رسانده شد (تصويرهاي 263 و 264). آنچه از اين ساختمان باقي مانده سه بند طاق گهواره اي از جناح شمالي و ديوارهاي بتوني با نماي آجري و ضخامت 6 متر براي نگه داشتن طاق قاب بندي شده آن است. اندرون اين ساختمان همچون اندرون حمامهاي کارآکالا، به طرز سخاوتمندانه اي با مرمر و گچ بريهاي زيبا تزيين شده بود. ويرانه هاي به جا مانده، به دليل اندازه و حجمشان بسيار چشمگيرند ولي در همان حال فقط بخشي از بناي اصلي اند، که ابعادش 65×90 متر بود و يک تالار مرکزي با طاق متقاطع به ارتفاع 34 متر داشت. در طرح بازسازي شده اين بنا (تصوير 264) يک طاق متقاطع (بر بالاي تالار مرکزي) ديده مي شود که روشنايي درون تالار را از دريچه هاي انتهايي طاقهاي چهاربخشي که به تقليد از شيوه رديف پنجره هاي زير گنبدي باز گذاشته شده بودند تأمين مي کرد. ديوارهاي پشت بند براي تقويت طاق (در جايي که خطوط تقاطع به پايه هاي نگهدارنده عمدي مي پيوندند) ساخته شده که بخشي از فشارهاي حاصل از سنگيني طاق راهروهاي جانبي را هدايت و به ديوارهاي بيروني منتقل مي کنند. بقاياي سنگها پاطاقي طاق مرکزي و ديوارهاي پشت بند در تصوير 263 ديده مي شوند. اين روش ساختماني، پيش درآمدي است بر پشت بندهاي بازويي که معماران گوتيک ابداع کردند. با سيليکاي کنستانتين به عنوان آخرين ساختمان بزرگ متعلق به جهان باستان، يادبودي از نبوغ و نيروي ابتکار معماران رومي است. اين بنا که نمونه اي از کاربست معماري براي فضاسازي است، به مقياس عظيم و امپراتورانه طراحي شده است – پرگنجايش، پر نور، فاقد رديف ستونهاي نگهدارنده در تالار مرکزي و ساخته شده ازمصالحي بسيار شکل پذير، متنوع، و نسوز. از اين لحاظ، با نيازها و مقتضيات معماري در دوره هاي اوج تمدن سازگار است؛ تا هشتصد سال بعد، پاسخي چنين جانانه به اين نيازها داده نشد.

 

حالا  بد نيست راجع به يكي از بناهاي خيلي معروف رم هم بگيم كه يكي از بزرگترين گنبد هاي جهانا داره و جزو  شگفتي هاي دنياي معماريه.

 

پانتئون

 

يکي از پرآوزه ترين و پر نفوذترين بناها در تاريخ معماري، معبد پانتئون است .اين معبد در حدود 125 ميلادي ساخته شد. پانتئون معبدي گرد و گنبد دار است، در جلويش رواقي مستطيلي دارد که به نظر مي رسد آنچنان که بايد و شايد با ساخت گردوار اوليه آن تناسبي ندارد و احتمالاً بعدها برآن افزوده شده است.


تأثير اوليه حاصل از مشاهده اين بنا احتمالاً با تأثير امروزيش متفاوت بوده است، زيرا پانتئون در آغاز يک بناي مستقل نبود بلکه به يک باسيليکاي قديمي تر متصل بود و امتداد آن يالهاي جانبي پانتئون را مي پوشانده است.گذشته از اين، در جلوي رواق معبد يک حياط ستون بندي شده قرار داشت که بخشي از رواق نيز جزو آن بود و در آغاز تنها بخش قابل رؤيت ساختمان از روبرو بود. اين حياط که در دوره هادريانوس ساخته شد، احتمالاً از طرحهاي همين امپراتور تنوع طلب بوده است. بناي پانتئون از گونه اي سادگي پرهيبت در مقياس بزرگ برخوردار است. برفراز اندرون مدورش گنبدي نيمکره وار به قطر 43 متر زده اند که فاصله نوک گنبد از کف پانتئون نيز 43 متر است

 

پانتئون

بدين ترتيب، طرح پانتئون بر تقاطع دو دايرهيکي عمودي، ديگري افقيقابل تصور به صورت مقاطعي از يک کره «فضا» که در درون بنا محاط شده اند استوار گشته است .


گنبد پانتئون، پوسته اي بتوني دارد که تدريجاً در سمت قاعده بر ضخامتش افزوده مي شود تا در جاي لازم بر قدرت آن بيفزايد. در مرکز گنبد، سوراخي گرد (به نام «چشمه نور» يا «نورگير») به قطر 9 متر تعبيه شده که شيشه اي ندارد، رو به آسمان باز شده و تنها منبع نور براي تأمين روشنايي اندرون بنا است

ديوارهاي نگه دارنده گنبد بسيار ضخيمند و در سطحشان فرونشستگيهاي مستطيل و نيمدايره يک در ميان ايجاد شده است، که بر بالاي هر کدام طاقي هلالي زده شده تا فشار حاصل از گنبد را به جرزهاي عظيم سنگي منتقل کنند. گنبد پانتئون از درون قاب بندي شده تا آنکه هم جلوه هندسي زيبايي از مربعهاي کوچک در درون دايره اي عظيم را پيدا کند هم از فشار و سنگيني کل گنبد بکاهد بي آنکه صدمه اي به قدرتش زده باشد.


کف پانتئون، مختصر تحدبي دارد و زهکشهايش به صورت خطوطي کم عمق در مرکز (مستقيماً در زير نورگير) ايجاد شده اند تا هر آبي را که از آن بالا مي ريزد به سوي خود سرازير گرداند.

ديوارها و احجام در معماري مصر و بين النهرين به قدري اهميت دارند که آنچه ديده مي شود همينها هستند، فضا فقط به شکل «منفي» وجود دارد يعني تصادفاً بين احجام ظاهر مي شود. اين گونه معماري را معماري احجام مي نامند. معماري يوناني نيز مخصوصاً به احجام، نسبتهاي ميان احجام و شکل دادن به عناصر حجمي توجه داشت، با صفت معماري استخوان بندي يا ساختاري متمايز شده است.

 

نخستين بار روميان هستند که معماري را به شکل واحدهايي از فضا در تصور مي آورند که با استفاده از ديوار بستهايي قابل شکل دادن هستند.


ادرون پانتئون، مطابق اين علاقه معماران رومي، يک کل واحد، همشکل و متکي به خود است که احجام يا ديوارهاي نگه دارنده هيچ گسستي در آن پديد نمي آورند، کلي است که بازديد کننده را در خود جا مي دهد بي آنکه او را محبوس کند، جهان کوچکي است که از طريق نورگيرش به سوي ابرهاي گريزپا، آسمان آبي، خورشيد، طبيعت کيهاني و خدايان راه مي يابد. گريختن از سر و صدا و گرماي سوزان يک روز تابستاني رم و پناه آوردن به محيط خنک و عظمت آرام پانتئون، تجربه اي است که تقريباً در وصف نمي گنجد و هر کسي بايد خود شخصاً آن را بيازمايد. از همه چيز که بگذريم، اين کار يک تجربه معماري نيز هست

نبايد از ياد برد که نيروي ابتکار روميان در ساختن فضاهاي بزرگ دروني به شناخت و اطلاعات مهندسي ايشان از خواص احجام و ايستايي احجام خنثي بستگي داشت. قوس، طاق و گنبد، واحدهايي ساختماني بودند که روميان با مهارتي بي مانند در جهان باستان و کم نظير در جهان معاصر، ابداع و تکميل کردند .

سبکهنگامی که یونانی ها از سرستون های کرنتین و یونیک استفاده می‌کردند، رومی ها قرنیس‌ها و کتیبه هایی را برای سبک کرنتین طراحی کردند، در طراحی پانتئون سبک کرنتین برجسته و بسیار واضح است. و در هیچ یک از معماری های دوران کلاسیک هیچ عنصر دیگری نتوانسته است این تعادل هندسی را به زیبایی برقرار کند. هر فضایی که کاملاً به سبک کرنتین ساخته شده است، به عنوان فضایی پراهمیت و بزرگ شناخته شده است

پانتئون

کمپوزیسیون


تمام لایه های ساختاری (structur) سبک، و عناصر مختلف و منفردی که پانتئون را تشکیل می‌دهند به گونه ای مناسب و زیبا و راضی کننده با یکدیگر ترکیب شده‌اند. در پانتئون شاهد این مسئله هستیم که یک کمپورسیون کلاسیک به طور همزمان در سه بعد و در مقیاس های متفاوت با یکدیگر ، کار کرده و هماهنگی به وجود آورده است. به طور مثال دیوارها، که با چارچوب استادانه‌ای برپا شده‌اند، شامل ستون‌ها، نعل درگاهها، طاقچه‌ها، درب‌ها و سطح دیواری که بین این عناصر قرار گرفته، خودشان به انواع مختلفی تقسیم شده‌اند. فضای باز و فضای بسته بین این عناصر و رابطه بین آن‌ها به درستی طراحی شده است. این اتاق یک پازل سه بعدی است که قسمت های مختلف آن، رابطه پیچیده با یکدیگر دارند، و پاسخگوی نیازهای عملکردی، منطق ساختاری (ساختمانی) و زیبا شناسی می‌باشند. کمپوزیسیون این بنا، مرتبه ای، ظریف، زیبا است. روی هم رفته، آن چه باعث اثرگذاری این بنا می‌شود، هماهنگی بین عناصر است. عناصر تنها گردهم جمع آوری نشده‌اند بلکه به آن‌ها به عنوان اجزای سازنده یک بدن نگاه شده است تا اجزای سازنده یک ماشین

پانتئون

 

نور و رنگ

پانتئون نمونه کاملی از استفاده استعاری و واقعی نور در کنار فرم ها است. نور خورشید از پنجره گرد به داخل می‌تابد و سطح روشنی را روی زمین و دیوار به وجود می‌آورد. نور این پنجره گرد و طاقچه های دیوارها، نقاشی و طرح زیبا و فریبنده‌ای را به وجود می‌آورد. در روزهای ابری نیز، نوری که از گنبد بالا به درون می‌تابد، زیبایی توصیف نشدنی را به وجود می‌آورد.

 

تأثیری که نور در این محیط دارد قابل توصیف نیست ولی ما را به این سمت هدایت می‌کند که تأثیر نور ( تأثیر مجازی آن) را در یک محیط درک کنیم. هنگامی که در فضای پانتئون قرار می‌گیرم به وضوح حقیقت، عقل و خرد و جاودانگی را درک می‌کنیم.

 

بازدید کنندگان از پانتئون زیبایی این بنای کلاسیک را به وضوح در احساس، نور، فرم ها و مصالح این بنا درک می‌کنند. پوشش داخلی این بنا با سنگ‌های مرمر رنگارنگ و براق و طرح های طلائی آن، شکوه و جلال دوره Roman را نشان می‌دهد

 

پانتئون 

 

میراث پانتئون


با وجود اینکه در قرن 15 دوره رومان تمام شد اما این سبک در دوره بیزانتین ادامه داشت اما در دوره معماری اروپای غربی از بین رفت. در دوره رنسانس ایتالیا این سبک دوباره احیا شد و به کار گرفته شد. در دوره رنسانس سعی معماران این بود که از سبک‌های گذشته استفاده کرده با این تفاوت که نوآوری هایی را نیز با آن همراه کنند


با توجه به بناهایی که در این دوره ساخته شد و با توجه به شرح و توضیحاتی که در مورد آن‌ها نوشته شد، احیای معماری کلاسیک به سرعت به فرانسه، انگلستان، سرتاسر اروپا و در نهایت به جهان جدید وارد شد. این سبک سنتی تا نیمه قرن 18 که ادامه داشت و خود را با فرهنگ ها، مصالح ، آب و هوا، نوع‌های متفاوت و ... هماهنگ کرده بود.

 

پانتئون

 

 

اينا هم يه سري عكس زيبا از بنا هاي فوق العاده زيبا

 

 

St Peter's Square, Vatican City - April 2007

St Peter's Square, Vatican City - April 2007

 

طاق کنستانتین در شهر رم یادبود پیروزی بزرگ کنستانتین امپراتور رم

طاق کنستانتین در شهر رم یادبود پیروزی بزرگ کنستانتین امپراتور رم

 

بنای یادبود ویکتور ایمانوئل شهر رم

بنای یادبود ویکتور ایمانوئل شهر رم

 

رودخانه تیبر و نمای دیگری از واتیکان

رودخانه تیبر و نمای دیگری از واتیکان

 

پله های اسپانیایی

پله های اسپانیایی محل دیگری برای سیر و سیاحت توریست ها در رم ساخته شده در قرن 18

 

چشمه ی دعا

چشمه ی دعا نیز از مکان های دیدنی شهر رم است که بازدید کنندگان بیشماری دارد

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 11 خرداد1387ساعت 11:40  توسط حسین کریمی   | 



                                     مجموعه تخت فولاد اصفهان

 

تكيه ميرفندرسكي

تكيه ميرفندرسكي در شمال غربي گورستان تخت فولاد از تكاياي ممتاز و منحصر به فرد اين قبرستان مي باشد. اصل وجود تكيه از اوايل صفويه و شايد به قرون هشتم و نهم مقارن با تكيه باباركن الدين برسد كه اساس اوليه آن به صورت مقبره و خانقاه درويشان بوده كه شاردن هم به آن اشاره دارد. شهرت اين تكيه به واسطه وجود مزار عارف و فيلسوف برجسته زمان شاه عباس اول مير ابوالقاسم فندرسكي متوفي 1050 هـ .ق مي باشد.
مجموعه اين تكيه شامل يك صحن مستطيلي چهار ايوانه با محور شرقي، غربي و حجره هايي در اطراف و سردري زيبا در جبهه جنوبي با قطاربندي هاي زيبايي كه به رنگ اخرايي قلم گيري شده است.
سبك معماري تكيه صفوي مي باشد شامل طاق و چشمه و فضاهاي محصور كننده.
در جبهه غربي اتاقي با ارسي سه دري و گوشواره هايي در طرفين قرار داشته كه در اواخر عهد قاجار با تيغة آجري مسدود شده است. اين اتاق ظاهراً محل عبادت و خلوت نشيني مير فندرسكي بوده كه قبر وي نيز به صورت سكويي مرمرين مقابل آن در صحن تكيه واقع شده است. بر ديوار اين اتاق كتيبه اي به خط مير عماد حسني استاد برجسته خوشنويسي متوفي 1020هـ .ق به زيبايي گچبري شده كه غزلي از حافظ مي باشد با مطلع« روضه خلد برين خلوت درويشان است».
اين تكيه تغييرات و الحاقاتي داشته از جمله در جبهه جنوبي كه به صورت تكيه اي مجزا مدفن بختياريها مي باشد.
از عناصر ارزشمند معماري و هنري اين تكيه، سقاخانه اي در جبهه جنوبي با مشبك آجري لعابدار كه در طول زمان تخريب شده بود و به تازگي مرمت شده است و همچنين سنگابي مكعب شكل از عهد صفوي مي باشند. درختي كهنسال كه خشكيده شده نشانگر فضايي مصفا به صورت باغي مشجر و زيبا با حوضي بزرگ در وسط كه از نهر 250 مشروب مي شده، است كه بخشي از آن در نيمه غربي صحن تكيه باقي مانده است.
بزرگاني در اين تكيه آرميده اند از جمله:
-عباس بهشتيان محقق و مؤلف گرانمايه متوفي 1408هـ .ق
-سيد روح ا... كشفي اديب و شاعر، متوفي 1382هـ .ق
-ميرزا تقي خان حكيم باشي« سرتيپ» اديب محقق و روزنامه نگار متوفي 1303هـ .ق
-ميرزا محمد حسين عنقا شاعر و هنرمند خوشنويس، متوفي 1308هـ .ق

تكيه ميرفندرسكي

تكيه صاحب روضات

تكيه صاحب روضات كه به تكيه چهارسوقي هم معروف است در قسمت جنوب غربي گورستان تخت فولاد است. از شمال به مسجد مصلي و در جهت شرقي به تكيه سيد رضي منتهي مي شود. با توجه به وجود سنگ قبري از عهد صفوي به سال 1094 هـ .ق متعلق به ملا حسن ديلماني، قدمت تكيه به دوره صفوي مي رسد. در سال 1313ق كه علامه آقا سيد محمد باقر موسوي خوانساري چهارسوقي ( صاحب روضات) از اخلاف ملا حسن ديلماني وفات يافت و در اين تكيه به خاك سپرده شد به همت سليمان خان ركن الملك شيرازي و تلاش فرزندانش بقعه اي آجري بر سر قبر او بنا شد و بعد از آن فرزندان و نوادگانش در همان تكيه مدفون شدند. در ضلع جنوبي تكيه مسجدي جهت برپايي مراسم عزاداري و اقامة نماز بنا گرديد و در طي پنجاه سال اخير در اطراف صحن تكيه اطاق هايي ساخته شد كه در سال 1379 به منظور هم سطح سازي و محوطه سازي تكيه، اين اتاق ها از سوي دفتر مجموعه تاريخي، فرهنگي و مذهبي تخت فولاد برچيده شد. مهمترين امتياز اين تكيه وجود قبور بسياري از بزرگان و مشاهير است از جمله:
1-آقا ميرزا سيد محمد باقر موسوي چهارسوقي مورخ و عالم رجال و مجتهد برجسته صاحب "روضات الجنات" .
2-ميرزا عطاء ا... چهارسوقي فرزند صاحب روضات عالم و فقيه زاهد صاحب "مفتاح الروضات".
3-ملا محراب گيلاني عالم و عارف وارسته
4-ميرزا حسين كشيكچي «هالو» از ياران امام زمان
5-عباسعلي خرم لنباني اديب و شاعر
تكيه صاحب روضات

تکیه ریزی

تکیه ریزی در منتها الیه جنوبی تخت فولاد قرار گرفته و احداث خیابان سعادت آباد که از میان تخت فولاد عبور کرده موجب افتراق این تکیه با تخت فولاد شده است .
این تکیه توسط حاج محمد حسین کازرونی بر سر مزار شیخ مرتضی ریزی فقیه عالیقدر متوفی 1329 هـ.ق احداث گردیده است واز جمله تکایای قاجاری به شمار می آید .
تکیه مشتمل بر صحن مربع گونه می باشد با حجراتی در اطراف و بقعه ای در وسط که حجره های اطراف همگی برچیده شده اند . بقعه با پلانی هشت ضلعی بر روی سکویی قرار گرفته که هشت وجه به صورت مشبک آجری ساخته شده است و مسقف به گنبدی آجری که از بیرون و درون با کاشی های سبز رنگ زینت یافته است .
پس از احداث این تکیه تجار و اعیان در پیرامون آن اتاقها و حیاط هایی احداث نمودند که در حال حاضر همگی تخریب شده و تنها در ضلع جنوبی پشت دیوار تکیه ، تکیه حاج فاتح الملک قرار دارد .
در این تکیه بزرگانی آرمیده اند از جمله :
آخوند ملا محمد حسین فشارکی عالم و فقیه عالیقدر متوفی 1353 هـ.ق
ملا محمد جواد آدینه ای فیلسوف و حکیم گرانمایه متوفی 1339 هـ.ق
ملا لطف الله شمس الواعظین عالم جلیل و واعظ خبیر متوفی 1356 هـ.ق
محمد حسین میرزا خاقانی « فصیح » ادیب و شاعر توانا متوفی 1333 هـ.ق
میر محمد مهدی خلیقی پور هنرمند خطاط متوفی 1371 هـ.ق
تکیه ریزی
 
 
تكيه بروجردي
تكيه بروجردي در جنوب اراضي تخت فولاد و در شرق تكيه ريزي قرار دارد. اين تكيه پس از وفات فقيه و مجتهد عاليقدر حاج ميرزا ابولحسن برجردي طباطبايي به سال 1348 ه.ق ايجاد گرديد.
اين تكيه صحن بزرگي داشته و در چهار طرف آن اتاق هايي توسط متمولين و تجار ساخته شده است كه همگي تخريب شدند.بقعه آجري به سبك قاجاري با پلان هشت ضلعي در وسط تكيه قرار دارد،كه با مشبك هاي آجري محصور شده است.
برخي مدفونين در اين تكيه عبارتند از:
1-شيخ احمد بيدآبادي فقيه و مجتهد برجسته متوفي 1357 ه.ق
2-سيد صدر الدين طاهلي كوپايي حكيم،مفسر و اديب عاليقدر متوفي 1372 ه.ق
3-حاج شيخ ابوالقاسم زفره اي«حاج آخوند»عالم و جامع علوم معقول و منقول متوفي 1352 ه.ق
4-ميرزا محمد تقي اديب طوسي فاضل و اديب و روزنامه نگار متوفي 1362 ه.ق
5-بانو ربابه الهي شهركي عالم فاضله متوفي 1400 ه.ق
6-سيد محمد صمصام از سادات كريم النفس متوفي 1359 ش
تكيه امين التجار
تكيه امين التجار در حاشيه خيابان سعادت آباد و جبهه غربي تكيه آقا محمد بيدآبادي از جمله تكاياي اواخر دورة قاجار مي باشد كه توسط سيد محمد علي امين التجار ( متوفي 1326هـ .ق) پدر بانو مجتهده امين ايجاد گرديده است. اين تكيه از تكاياي خصوصي تخت فولاد به شمار مي آيد و وسعت كمي دارد.
اهميت تكيه امين التجار( تكيه امين) به واسطه وجود قبر عالمة پارسا بانو مجتهده نصرت بيگم امين مي باشد. اين يگانه دهر كه از بزرگان علم و عرفان زمان خود بود، اول رمضان 1403هـ .ق مطابق23 خرداد1362ش چشم از جهان فرو بست و در آرامگاه خانوادگي شان( تكيه امين التجار) در تخت فولاد اصفهان به خاك سپرده شد. بر سر مزار اين عالمه بي همتا بقعه اي شكوهمند بنا گرديده است آجري با سردري مزين به كتيبه اي كاشيكاري مشتمل بر آيات قرآن و داخل بقعه نيز از تزئينات كاشيكاري برخوردار مي باشد. سبك بنا كه تلفيقي از معماري مدرن و سنتي مي باشد، نماد حجاب و پوشش زن مسلمان است.
از ديگر آرميدگان در اين تكيه:
1-حاج ميرزا حبيب ا... امين التجار متوفي 1369هـ .ق كه از سياست مداران و بزرگان اصفهان بوده و پنج دوره نمايندگي مردم اصفهان را در مجلس
عهده دار بوده است.
2-حاجيه خانم عفت الزمان افتخار امين متوفي 1397هـ .ق از زنان عالمه و دانشمند قرن چهاردهم و از شاگردان بانو امين صاحب كتاب « چهل حديث امين
تكيه امين التجار
 
 
تكيه آقا حسين خوانساري
تكيه آقا حسين خوانساري ( قبه العلماء) در قسمت جنوب غربي گورستان تخت فولاد از زيباترين و بهترين تكاياي تخت فولاد مي باشد كه از جهت شرقي به تكيه مادر شاهزاده ( شيخ محمد تقي رازي) و جهت غربي و ورودي آن به طرف خيابان فرعي مصلي مي باشد. اين تكيه به سال 1099 هـ .ق كه آقا حسين خوانساري وفات يافت و در آنجا دفن شد، ايجاد گرديد و به فرمان شاه سليمان صفوي بقعه اي شكوهمند بر سر مزار اين فقيه و عالم بلند مرتبه بنا شد كه داراي سردر مقرنس كاري و گنبدي كاشي كاري شده مي باشد و از زيباترين و نفيس ترين نمونه هاي معماري و هنري دوران شاه سليمان به شمار مي رود. در دوره قاجار اين تكيه و بقعه توسط حاج محمد تقي تاجر نقشينه مرمت شد و تزئيناتي نيز در داخل بقعه همچون نقاشي هايي با موضوعات مذهبي در همين زمان انجام گرفته است. از ديگر عناصر هنري سنگ قبوري مرمرين كه به خط ثلث و نستعليق عالي حجاري شده اند.
به علت كثرت علماي مدفون در بقعه، آن را قبه العلماء يا گنبد العلماء هم مي نامند . از جمله بزرگان مدفون در اين تكيه:
1-آقا حسين خوانساري از مفاخر فقه و حكمت در عصر صفوي
2-آقا جمال الدين خوانساري فقيه و عالم برجسته عصر صفوي
3-ملا محمد باقر فشاركي
4-زين العابدين اشرف الكتاب خوشنويس عصر قاجار
5-مير عبدالعال نجات اديب و شاعر
 
تكيه آقا حسين خوانساري
 
تكيه بيد آبادي
مقبره آقا محمد بيدآبادي از جمله بقاع و تكاياي جنوب غربي گورستان تخت فولاد كه در اصل صحن شرقي تكيه خوانساري مي باشد. پس از وفات آقا محمد بيدآبادي حكيم و عارف و فقيه برجسته اصفهان در به سال1198هـ .ق بنا به وصيت خودش در نزديك قبر مير معصوم خاتون آبادي كه قبر پدرش هم در آنجا قرار داشت به خاك سپرده شد. اين عارف بلند نظر كه بي اعتناي به ذخارف و ظواهر دنيوي بود وصيت نمود كه بقعه و آرامگاهي بر سر مزارش بنا نگردد.
اما پس از 120 سال از رحلت وي در فاصله هاي 24-1319 به دستور ميرزا سليمان خان ركن الملك شيرازي بقعه اي چهارگوش و آجري بر سر مزارش بنا گرديد. اين بقعه با گذشت زمان دچار تخريب و فرسودگي شده بود.
در سال 1382هـ .ش از طرف مجموعه تاريخي، فرهنگي و مذهبي تخت فولاد تجديد بنا و مرمت شد. كتيبه سنگ مزار آقا محمد بيدآبادي كه به خط زيباي آقا محمد كاظم واله از جاذبه هاي هنري اين تكيه مي باشد.
اين بقعه محل دفن بزرگاني مي باشد همچون:
1-آقا محمد بيدآبادي عارف، فقيه و فيلسوف
2-ملا محمد رفيع گيلاني فقيه و عالم پدر آقا محمد بيد آبادي
3-شيخ عبدالوهاب قاضي از سلسله مشايخ بيدآبادي
4-شيخ محمود مفيد عالم و فقيه و مدرس فلسفه و حكمت و...
تكيه بيد آبادي
تكيه شيخ محمد تقي رازي(مادر شاهزاده)
از جمله تكاياي ارزشمند و تاريخي تخت فولاد تكيه شيخ محمد تقي رازي يا مادر شاهزاده مي باشد كه در بخش جنوب غربي تخت فولاد و شمال تكيه خوانساري قرار گرفته است.
اصل تكيه به پيش از دوره قاجار مي رسد كه اسباب مرمت و تزئين و ساخت بقعه توسط آقا شيخ محمد تقي رازي فقيه و مجتهد عاليقدر متوفي 1248 ه.ق به خواست و وصيت مريم بيگم دايه سيف الدوله قاجار متوفي 1246 ه.ق انجام گرفت.
سبك معماري تكيه صفوي مي باشد و مشتمل بر صحني مربع شكل چهار ايوانه است و جبهه شمالي كه سردر زيباي ورودي را نيز شامل مي شود مهمترين جبهه بنا مي باشد.
سر در كه به صورت نيم هشتي به طرف بيرون كشيده شده مزين به مقرنس هايي زيبا و ظريف گچي و گره هاي آجري و معقلي زيبا است.
در جبهه غربي تنها ايواني عنصر معماري است كه در زير آن فضايي مي باشد سرداب گونه كه چله خانه مي نامندش. كه قبر آقا ميرزا جواد حسين آبادي فقيه و محقق متوفي 1312 ه.ق مي باشد.
بقعه در مركز صحن با پلان هشت ضلعي با هشت ستون سنگي حجاري شده و سقف آن گنبدي است مقرنس كاري شده،پيرامون بقعه با مشبك هاي آجري گرفته شده كه نور از اين مشبك ها به وجهي نيكو بر روي سنگهاي زيباي قبور مي تابد.
وجود الواح قبور ارزشمند به خط استادان بنام خوشنويسي از ديگر جاذبه هاي اين تكيه است. اين تكيه مدفن بزرگاني چون
1-شيخ محمد تقي رازي مدرس و مجتهد برجسته دوره قاجار و جد خاندان نجفي متوفي 1248 ه.ق
2-آقا سيدزين العابدين خوانساري عالم فاضل متوفي 1275 ه.ق
3-ميرزا ابولحسن سلطان الاطباء طبيب حاذق متوفي 1269 ه.ق
4-حاج سيد محمد جواد صدر عاملي عالم و فقيه عارف متوفي 1347 ه.ق
5-زهرا بيگم عاملي بانويي عالم و دانشمند
6-حاج محمد صادق تخت فولادي عارف رباني متوفي 1290 ه.ق
تكيه شيخ محمد تقي رازي(مادر شاهزاده)
 
تكيه باباركن الدين
آرامگاه باباركن الدين با گنبدي تركين و فيروزه اي در حاشيه خيابان سعادت آباد با چشم اندازي زيبا، از عناصر شاخص معماري تخت فولاد به شمار مي آيد كه بر ساير ابنيه موجود در تخت فولاد اشراف دارد.
بناي تكيه به عهد ايلخانان بر مي گردد كه محل عبادت و رياضت باباركن الدين عارف نامدار عصر ايلخاني بوده كه پس از وفات به سال769هـ .ق در همان جا به خاك سپرده شده است و بقعه اي بر سر مزارش بنا گرديده كه در عهد صفوي تجديد بنا و مرمت شده است.
سبك معماري بنا رازي و از نوع مرسوم عهد ايلخاني مي باشد. بقعه با پلاني 5 ضلعي كه صحني مخمس با پنج ايوان همسان را شامل مي شود كه ايوان شرقي محل قبر باباركن الدين مي باشد. سقف بنا گنبدي دو پوش مي باشد كه پوش داخلي آجري مدور و پوش خارجي به صورت رك دوازده ترك كه با كاشي هاي فيروزه اي، سياه و سفيد پوشيده و مزين به نقوش و طرح هاي اسليمي مي باشد.
سردر ورودي تكيه كه در پيشخوان شمالي قرار گرفته داراي كتيبه اي است به خط ثلث محمد صالح مولوي اصفهاني. نماي بيروني بقعه كه به علت اضافه شدن پيشخوان شمالي، هفت ضلعي مي باشد به صورت طاق نماهايي با لچكي هاي منقوش و كاشي كاري شده چشم را مي نوازد. اتاق هايي در طرفين پيشخوان ورودي و سنگابي مكعب شكل در مقابل اتاق ضلع شرقي قرار دارد.
بنايي آجري به سبك معماري صفوي در جبهه شمالي تكيه كه برخي آن را چله خانه
مي نامند از ديگر جاذبه هاي ان تكيه مي باشند.
اين تكيه مدفن بزرگاني است همچون:
-مسعود بن عبدا... بيضاوي، عارف برجسته قرن هشتم متوفي 769 هـ .ق
-ميرزا حسن خان جابري انصاري مورخ، محقق و اديب متوفي 1376هـ .ق
-ملا محمد علي نوري مازندراني عالم و عارف جليل القدر، متوفي 1253هـ .ق
-ملا حسن نائيني آرندي عارف كامل و عالم رباني متوفي 1270هـ .ق
-جواد مجدزاده صهباي كرماني اديب و فرهنگي، متوفي 1364هـ .ق

 
تكيه خاتون آبادي
از جمله تكاياي ارزشمند بازمانده از عصر صفوي تكيه خاتون آبادي مي باشد كه خصلت مسجد و مدرسه را هم داراست.
اين تكيه توسط مير محمد اسماعيل خاتون آبادي از بزرگ ترين علماء و حكماي عهد صفوي بنا گرديد. وي در اين تكيه اقامت نموده و به تدوين و تأليف تفسير بزرگ قران پرداخت و پس از وفات به سال 1116هـ .ق در همان حجره اي كه مدرسش بود، دفن گرديد.
ضلع غربي اين تكيه از چند طبقه تشكيل شده: طبقه زيرين به صورت سردابي محل قبر حاج ميرزا حسين نايب الصدر از فقها و مجتهدين عاليقدر متوفي 1326هـ .ق و طبقه همكف به صورت صحني با حجره هايي در اطراف كه اتاق اصلي و محل قبر خاتون آبادي در جبهه غربي قرار دارد. طبقه فوقاني قبر به صورت اتاقي بزرگ و و مصفا و سه ايوانه كه بر بالاي حجره اصلي و مرقد خاتون آبادي قرار گرفته و گنبد بقعه نيز بر روي همين اتاق واقع شده است. اين گنبد كه از نوع گنبدهاي پيازي شكل مي باشد كاشيكاري زيبايي دارد و تداعي كنندة گنبد زيباي مدرسه چهارباغ است. در ضلع جنوبي، مسجد تكيه به صورت شبستاني با محراب مقرنس كاري شده، قرار گرفته است.
اين تكيه از ضلع جنوب شرقي از طريق دالاني به تكيه آغاباشي كه از تكاياي عهد قاجار و مدفن دراويش پاقلعه اي كه از اعقاب خاتون آبادي هستند، راه دارد.
از ديگر مدفونين اين تكيه:
- مير محمد باقر خاتون ابادي ملاباشي، از مجتهدان طراز اول زمان شاه سلطان حسين و متوفي 1127هـ .ق.
                                    تكيه خاتون آبادي
تكيه سيدالعراقين
تكيه سيدالعراقين واقع در ضلع شرقي تكيه خاتون آبادي در محور تاريخي مير فندرسكي-واله از تكاياي زيبا و مصفاي تخت فولاد مي باشد كه در دوره معاصر ايجاد شده است.
اين تكيه پس از وفات فقيه و مجتهد و مدرس برجسته مير سيد عبدالحسين خاتون آبادي ملقب به سيدالعراقين در سال 1350 ه.ق احداث شد و آرامگاهي در وسط تكيه بر سر مزار اين عالم برجسته بنا گرديد . بقعه داراي پلان هشت ضلعي است كه چهار وجه آن با مشبك آجري و چهار وجه به طور كامل با آجر ساخته شده و سقف آن با معماري زيبا شامل يك گنبد مركزي و چند طاق چشمه ضربي مي باشد.
اين تكيه از لحاظ بناها و حجره ها ي موجود پر تراكم ترين تكيه تخت فولاد به شمار مي رود كه بخش اعظم اين اتاق ها از بين رفته و در حال حاضر نيز چند بنا و بقعه در آن به چشم مي خورد.از جمله آرامگاه استاد جلال تاج اصفهاني كه به صورت چهار طاقي با گنبدي زيبا مي باشد و آرامگاه خاندان نيك پي در جبهه جنوبي تكيه با دو گنبد زيبا يكي هرمي شكل و پوشيده از كاشي هاي مزين به نقوش اسليمي و ديگري مدور آجري كه در حال حاضر اين بنا مرمت شده وبه گنجينه سنگ نبشته هاي تخت فولاد تبديل شده است .
از مدفونين در اين تكيه :
مير محمد صادق خاتون آبادي فقيه و مجتهد عاليقدر متوفي 1348 ه.ق
شيخ محمدرضا حسام الواعظين اديب،واعظ و هنرمند خطاط متوفي 1381 ه.ق
عباس خان شيدا شاعر واديب متوفي1369 ه.ق
                                       تكيه سيدالعراقين
 
تكيه تويسركاني
تكيه تويسركاني از جمله تكاياي دوره قاجاريه مي باشد كه در جبهه غربي كاروانسراي ملك روبه روي گنبد ركن الملك واقع شده و اولين تكيه اي است كه در محور واله-ميرفندرسكي قرار گرفته است.
اين تكيه براي ميرزا عبدالغفار تويسركاني از علما و مدرسين برجسته اصفهان در قرن سيزدهم هجري متوفي 1319 ه.ق بنا گرديده است. تكيه بصورت صحني مربع مستطيلي بوده با حجره هايي در اطراف و بقعه اي در وسط كه در حال حاضر حجرات تكيه تخريب شده اند.ورودي آن به صورت هشتي در جانب شمال شرقي رو به كوچه واله قرار داشته است.بقعه به سبك متعارف قاجار با پلان هشت ضلعي ساخته شده و دهانه هاي آن را با مشبك آجري گرفته اند و گنبدي كوتاه سقف آن را پوشانده است و كف آن با كاشي هاي فيروزه اي پوشيده شده است.
حوض كه از جمله عناصر معماري تخت فولاد به شمار مي رود در جبهه شمالي تكيه قرار گرفته است.
اين تكيه مدفن عالمان و هنرمندان برجسته اي همچون:
-آيت الله مير سيد علي نجف آبادي از مدرسين برجسته اصفهان متوفي 1362 ه.ق
-حاج سيد محمد علي مباركه اي عالم،خطيب و اديب عاليقدر متوفي 1365 ه.ق
-حاج ميرزا حبيب الله نير،اديب و شاعر معروف متوفي 1379 ه.ق
-ميرزا عبدالحسين قدسي شاعر اديب و هنرمند خوشنويس متوفي 1366 ه.ق
-ميرزا حسن قدسي،اديب عالم و استاد خوشنويسي متوفي 1377 ه.ق
                    
 
تكيه آباده اي
تكيه حاج محمد جعفر آباده اي از جمله تكاياي دوره قاجار مي باشد كه در سمت راست خيابان فيض، چسبيده به ضلع جنوبي مسجد ركن الملك واقع شده است.
محل تكيه جزو باغ بزرگ واله بود كه ركن الملك اين قسمت را از بازماندگان وي خريداري نمود و به سال1324هـ .ق دستور ساخت بقعه اي براي محمد جعفر آباده اي فقيه و مجتهد برجسته (متوفي 1280هـ .ق) كه در آن محل مدفون بود را صادر كرد.
اين تكيه شامل بقعه اي در وسط و دو صحن شرقي و غربي است و حجراتي كه در اطراف صحن ها ايجاد شده است. تكيه آباده اي از نمونه هاي عالي معماري دوره قاجار است.
سردر ورودي تكيه مزين به كتيبه اي است به خط ميرزا فتح ا... جلالي و اشعار طغرل اصفهاني و وجود نمونه هاي بي نظير هنر كاشيكاري، خوشنويسي و آجركاري از جلوه هاي هنري اين تكيه مي باشد.
تكيه آباده اي مدفن معاريف و بزرگان فقه و وعظ و خطابه مي باشد.
از جمله:
-حاج محمد جعفر آباده اي مجتهد عاليقدر صاحب آثاري همچون« فقه جعفري و نقود المسائل و...»
-ميرزا محمود صدر المحدثين از وعاظ معروف و از آزاديخواهان عصر مشروطه متوفي1332
-شيخ محمد حسن يزدي عالم و از وعاظ بي نظير صاحب كتاب« سيف الواعظين و الذاكرين» متوفي1286
-ميرزا اسدا... اشتري، اديب و محقق فرزانه متوفي 1395هـ .ق
                                          تكيه آباده اي
 
مسجد ركن الملك
مسجد ركن الملك از جمله بناهاي ارزشمند تخت فولاد مي باشد كه به دست ميرزا سليمان خان ركن الملك شيرازي از رجال سياسي و خوشنام عهد قاجار در فاصله سالهاي 1318 تا 1325 ه.ق در كنار باغ والهيه سمت غربي ابتداي دروازه تخت فولاد بنا گرديد.
اين مسجد بزرگ و زيبا از دو بخش تشكيل شده است:
بخش اول مشتمل بر صحني چهار ايوانه است با شبستاني در شمال غربي و گنبد خانه اي در جنوب غربي و ايواني مقابل گنبدخانه كه جبهه شمال شرقي صحن را تشكيل مي دهد.
گنبد كه از نوع دو پوش مي باشد با كاشي هاي خشتي لاجوردي مزين به نقوش اسليمي پوشيده است.
بخش دوم شامل صحني كوچكتر كه سر دري زيبا دارد با كاشي هاي رنگ به رنگ و نقوش و كتيبه هاي زيبا كه نظر هر بيننده اي را جلب مي كند. آب انبار مشهور ركن الملك نيز در كنار همين صحن قرار گرفته است.
در بين دو صحن بقعه اي به صورت اتاقي كوچك قرار دارد كه آرامگاه ركن الملك شيرازي متوفي 1331 ه.ق مي باشد و بر سردر آن تصويري از ركن الملك نقاشي و كاشيكاري شده است.
مسجد ركن الملك را مي توان نخستين عمارت با شكوه تخت فولاد محسوب كرد.
                 مسجد ركن الملك
 
                           
                               
تكيه واله
اين تكيه از جمله زيباترين تكاياي تخت فولاد محسوب مي شود كه بر بخشي از باغ نگارستان يكي از چهارباغ صفوي بنا گرديده است. اين تكيه توسط محمد حسين خان صدر حاكم اصفهان براي آقا محمد كاظم واله شاعر و خوشنويس بزرگ آن زمان كه بسيار مورد علاقه محمد حسين خان بود بنا گرديد و باغ والهيه نام گرفت. آقا محمد كاظم پس از بناي اين باغ روزگار خود را در آن سپري نمود و اينجا محفلي براي شاعران و هنرمندان بود.
آقا محمد كاظم واله بنايي زيبا در وسط باغ جهت آرامگاه خود ايجاد نمود كه به صورت سكويي هشت ضلعي بود با هشت ستون سنگي با نقوش اسليمي كه به ظرافت تراشيده شده بود و گنبدي آجري كه در حوالي سال 1350 شمسي به كاشي فيروزه اي مزين شد.
واله اصفهاني سنگ قبري زيبا به خط تعليق براي خود آماده نمود كه پس از مرگ بر روي مزارش قرار گرفت.
در گلويي داخلي گنبد اشعاري از طلعت اصفهاني كه در رثاي واله سروده شده به خط استاد حبيب ا... فضائلي گچبري شده است.
در جبهه غربي باغ، مجموعه اتاق هايي به سبك معماري قاجاري ساخته شده كه محل اقامت و عبادت واله بوده است.
 
تكيه فاضل سراب
نخستين تكيه در محدوده شمالي تخت فولاد تكيه فاضل سراب است كه در باغ انارستان از باغات چهارگانه صفوي قرار داشته و مدفن عالم فقيه علامه محمد بن الفتاح تنكابني متوفي 1124هـ .ق مي باشد. اين تكيه شامل صحني با حجره ها و اتاق هايي در پيرامون و بقعه اي در وسط كه اتاق ها در اثر گذر زمان تخريب شده اند .بقعه بنايي آجري مي باشد با پلان هشت ضلعي كه بر روي سكويي ساخته شده و از هر سو دهانه هاي آن باز مي باشد و گنبدي عرقچين كه از نمونه هاي جالب معماري بقعه هاي موجود در تخت فولاد مي باشد، بر روي بنا قرار گرفته است.
ورودي تكيه سردري زيبا داشت كه تخريب شده بود و اخيراً توسط مجموعه تخت فولاد مرمت و تجديد بنا شد. به واسطه وجود مزار علما و بزرگان محله جوباره كه از اعقاب خاندان فاضل سراب مي باشند، به تكيه جوباره اي نيز معروف است.
از جمله مدفونين در اين تكيه:
-ميرزا محمد مهدي جوباره ي فقيه و عالم، متوفي 1325هـ .ق
-ميرزا محمد مهدي خان مازندراني «شحنه»، اديب شاعر متوفي 1247هـ .ق
-سيد عطاء ا... درب امامي عالم و فقيه، متوفي1395 هـ .ق
-استاد حسين خطايي مينياتوريست و نقاش، متوفي 1395 هـ .ق
-ميرزا حسن آتش شاعر و اديب، متوفي1349 هـ .ق
 
                           
 
 
 

تکیه شهشهانی

تکیه شهشهانی از جمله تکایای اواخر دوره قاجار است که در ابتدای جانب شمال شرقی تخت فولاد قرار گرفته و بنا به گزارش منابع، اولین تکیه پس از دروازه تخت فولاد ، تکیه شهشهانی می باشد .
این تکیه به لحاظ نوع معماری از نمونه های منحصر به فرد معماری آرامگاهی تخت فولاد به شمار می رود .
پلان خارجی تکیه چهارگوش و صحن وداخل به صورت هشت ضلعی منظمی طراحی شده است .
هشت حجره در هشت وجه تکیه قرار داشته که در ارتباطی تنگاتنگ با بقعه که در مرکز تکیه قرار داشت ، بودند . بقعه نیز پلانی هشت ضلعی داشت و از هر وجه به یکی از حجرات راه داشت .
تکیه از طریق هشتی با فضای خارج ارتباط برقرار می کرد . در حال حاضر تنها بقعه ، بر جای مانده و حجرات و حصار وهشتی همگی تخریب شده اند .
این تکیه پس از وفات آقا میر سید محمد شهشهانی به سال 1278 هـ.ق شکل گرفت و بزرگان دیگری هم در آنجا مدفون شده اند از جمله :

1-حاج میرزا بدیع موسوی درب امامی عالم ادیب و فقیه مجتهد متوفی 1318 هـ.ق
2-میرزا عبد الحسین صنیع همایون هنرمند نقاش و استاد قلمدان سازی متوفی 1341 هـ.ق
3-ملا مهدی شاه طوری فقیه و عالم فاضل متوفی 1319 هـ.ق
                                        
 
تكيه جهانگير خان قشقايي
تكيه جهانگيرخان قشقايي از جمله تكاياي دوره قاجار در محدوده لسان الارض مي باشد.اين تكيه پس از وفات فقيه عاليقدر آقا سيد محمد ترك خويي به سال 1266 ه.ق و دفن وي در اين بخش از تخت فولاد شكل گرفت و پس از دفن حكيم جهانگير خان قشقايي به سال 1378 ه.ق،اهميت فراوان يافته و مورد توجه علماء و مردم قرار گرفت.
در اين تكيه بقعه و آرامگاهي وجود نداشت و قبر حكيم جهانگير خان بر روي سكويي برجسته در جبهه شرقي تكيه واقع شده بود كه در سال 1378 ه.ش به منظور تجليل از مقام والاي اين حكيم و عارف بلند مرتبه آرامگاهي آجري با پلان هشت ضلعي به سبك مدرن بر سر مزارش بنا گرديد. سر در بقعه مزين به كتيبه اي به خط بنايي بر زمينه كاشي لاجوردي است كه نام و تاريخ وفات جهانگير خان قشقايي را بر آن حك نموده اند.در انتهاي ضلع شرقي تكيه بقعه اي كوچك با ستون هاي سنگي و گنبدي زيبا قرار دارد كه آرامگاه روزنامه نگار و اديب گرانمايه احمد عرفان متوفي 1371 ه.ق مي باشد.
از ديگر مدفونين اين تكيه :
سيد محمد جواد مسائلي فقيه و عالم فاضل متوفي 1340 ه.ق
سيد محمد نجم اصفهاني عالم و مفسر قرآن متوفي 1347 ه.ق
نورالله نور شرق اديب فاضل و روزنامه نگار متوفي 1331 ه.ق
سيد محمد گلستانه استاد و هنرمند خوشنويس متوفي 1351 ه.ق
 
تكيه ابولمعالي كلباسي
تكيه كلباسي واقع در شمال شرقي گورستان تخت فولاد از تكاياي دوره قاجار مي باشد كه بعد از فوت حاج ميرزا ابوالمعالي كلباسي از علماي عاليقدر اصفهان، به سال 1315هـ .ق توسط حاج ميرزا احمد ملا باشي شاگرد و داماد وي ايجاد گرديد و بقعه اي آجري به سبك معمول دوره قاجار با پلان هشت ضلعي بنا گرديد. اين بقعه داراي مشبك آجري مي باشد كه در ساخت آن ها نهايت دقت و ظرافت اعمال گرديده است. تكيه شامل بقعه اي در وسط و اطاق هايي بر گرداگرد بود كه بعد از سال 1378ش در ساماندهي و محوطه سازي آن توسط مجموعه ، فرهنگي تاريخي و مذهبي تخت فولاد، اتاق ها برچيده شد و بقعه هم مرمت گرديد.
لازم به ذكر است به علت اينكه قبر حاج محمد حسين خراساني كرباسي جد مرحوم كلباسي در تخت فولاد (شمال غرب تكيه خواجويي) قرار داشت وي نيز در نزديكي قبر جدش به خاك سپرده شد.
تكيه كلباسي از جمله تكايايي است كه محل آرام گرفتن بسياري از علما مي باشد همچون:
ميرزا ابوالمعالي كلباسي متوفي 1315 ق فقيه و عالم برجسته/ ميرزا ابوالهدي كلباسي متوفي 1356 ق از فقها و علماي برجسته/ ميرزا عبدالرحيم كلباسي و... .
حاج شيخ محمد حسين اشني، شيخ نور الدين اشني، سيد حسن كاشاني سلطان الواعظين، استاد علي بديع الصنايع و... .
                             تكيه ابولمعالي كلباسي
 
تكيه فاضل هندي
از جمله تكاياي اواخر عهد صفوي كه در بخش جنوب غربي لسان الارض واقع شده و در حال حاضر در حاشيه شرقي خيابان فيض قرار دارد، تكيه فاضلان يا فاضل هندي مي باشد.
پس از درگذشت عالم و فقيه برجسته عهد صفوي بهاء الدين محمد فاضل اصفهاني به سال1131هـ .ق و دفن وي در اين قسمت، تكيه ايجاد گرديد كه به علت آشوب و هرج و مرج حاكم بر اصفهان در پايان حكومت صفويان و شرايط نامساعد سياسي آن زمان، آرامگاهي براي اين عالم نامدار ساخته نشد و پس از آن اين محل آرامگاه بسياري از عالمان و بزرگان بود از جمله ملا محمد نائيني معروف به فاضل نائيني كه پس از دفن وي، اين تكيه فاضلان نام گرفت.
در سال1375هـ .ش به همت مجموعه تاريخي، فرهنگي و مذهبي تخت فولاد بقعه اي چهارگوش با گنبدي عرقچي بر روي سكويي، بر سر مزار اين فقيه بي همتا بنا گرديد. گنبد اين بنا پوشيده از كاشيهايي به رنگ فيروزه كه با نقوش هندسي و كاشي هاي رنگي تزئين شده است و جلوه اي خاص در تخت فولاد دارد. در پيرامون ستون هاي گنبد، آياتي در تقدس علم و علما به خط زيباي استاد حبيب ا... فضائلي بر زمينه كاشي لاجوردي نقش بسته است. اين تكيه مدفن بزرگاني همچون:
-ملا محمد نائيني، عالم و فقيه متوفي 1263هـ .ق
-آقا سيد محمدرضا خراساني، متوفي 1397هـ .ق ، عالم محقق و رئيس حوزه علميه اصفهان
-مير محمدحسين حسيني ميرمحمد صادقي، متوفي 1288هـ .ق عالم و فقيه كامل
-آقا سيدزين العابدين طباطبايي ابرقويي، متوفي1372هـ .ق عالم و عارف وارسته
-سيدعلي جهاد اكبر، متوفي 1369هـ .ق مدير روزنامه جهاد اكبر
                            
 
تکیه درویش عبدالمجيد
در محوطه جنوب تکیه میر و مقابل جلوخان ورودی آن آرامگاه درویش عبدالمجید طالقانی نابغه خطاطان شکسته نویس و ادیب و عارف متوفی 1185 هـ.ق قرار دارد . مقبره این هنرمند نامی تا اوایل قرن چهاردهم شمسی در زیر خاک مدفون بود تا آنکه توسط استاد جلال الدین همایی از زیر خاک بیرون کشیده شد . پیرامون قبر درویش عبدالمجید هیچ قبر قدیمی به چشم نمی خورد و قبورهمگي متعلق به قرن چهادرهم هجری می باشند . البته احتمال بر این است که برخی از شاگردان و مریدان او در اطراف وی مدفون باشند ولی مدرکی در این خصوص در دست نیست . قدمت تکیه به دوره زندیه مي رسد .
از دیگر مدفونین بنام در این تکیه محمد امین می باشد که از چهره های ناشناخته علم عرفان در قرن یازدهم هجری بوده است .

تكيه ملا اسماعيل خواجويي
از جمله تكايايي كه در قسمت لسان الارض واقع شده تكيه ملا اسماعيل خواجويي مي باشد كه به واسطة وجود تعداد بيشماري از عالمان حوزه حكمت و فلسفه، از اهميت بالايي برخوردار مي باشد.
اين تكيه پس از وفات ملا اسماعيل خواجويي از بزرگ ترين علما و حكماي عصر افشاريه كه بيشترين آثار و رسالات علمي را بين علماي مدفون در تخت فولاد دارد، به سال 1173هـ .ق و دفن وي در اين بخش از تخت فولاد ايجاد شد. اين تكيه بقعه و آرامگاه مخصوص نداشت البته پيرامون مزار خواجويي چهار طاقي هايي وجود داشته از جمله چهار طاقي مربوط به كتابفروش خوانساري كه از بين رفته اند.
در سال 1378هـ .ش پس از ساماندهي و محوطه سازي تكيه خواجويي توسط مجموعه تاريخي، فرهنگي و مذهبي تخت فولاد بقعه اي آجري بر سر مزار مولي اسماعيل خواجويي بنا گرديد.
از جمله بزرگان مدفون در اين تكيه:
-ملا علي اكبر اژه اي عالم و فقيه برجسته متوفي 1232هـ .ق
-حاج محمد حسن خراساني كلباسي متوفي 1190هـ .ق از فقهاي برجسته
-ميرزا محمد شمس الكتاب متوفي 1367هـ .ق خوشنويس و هنرمند
-ملا محمد ابراهيم جدلي متوفي 1199هـ .ق از علماي بزرگ و برجسته و استاد ملا علي نوري
                     تكيه ملا اسماعيل خواجويي
 
معمارى تكيه كازروني
طرح بقعه در سال 1336ه.ق. توسط تاجر خوشنام و نيكوكار حاج محمّدحسين كازرونى ريخته شد و با معمارى آقا سيّد ميرزا درب‏امامى اجرا و احداث گرديد و بعد از دفن مرحوم گزى يعنى سه سال بعد در اين بقعه، بناى تكيه و بقعه به اتمام رسيد.

بقعه
بقعه شامل يك پلان هشت‏ضلعى است كه بر روى سكويى به ارتفاع 55 سانتى‏متر در وسط تكيه قرار گرفته است. بناى بقعه به صورت هشت‏ضلعى متساوى با پنجره‏هاى مشبك آجرى مى‏باشد كه عرض هريك برابر با 325 سانتى‏متر است واندازه‏ى هريك از اضلاع هشت‏ضلعى ايوان بقعه 520 سانتى‏متر و ارتفاع ديوارهاى بقعه از كف ايوان بقعه تا لب بام 455سانتى‏متر است. در ورودى بقعه نيز در سمت شمالى آن واقع شده است كه اندازه‏ى اين در 130 سانتى‏متر عرض و 270 سانتى‏مترطول مى‏باشد.در داخل بقعه 7 شاه‏نشين متساوى وجود دارد كه در هريك از آنها قبورى قرارگرفته‏اند، عرض شاه‏نشين‏ها 170 سانتى‏متر و ارتفاع آنها 350


بقعه تكيه كازرونى
ديوارهاى اين شاه‏نشين وظيفه‏ى مهمّ تحمّل بار گنبد را انجام مى‏دهند. ارتباط ديوارها با گنبد اين بقعه توسط كاربندى‏ها صورت مى‏گيرد كه اين نوع پوشش نيز به نوبه‏ى خود وظيفه تحمّل بار سنگين گنبد را نيز به عهده دارد. تنها تزيين روى گنبد وكاربندى‏ها عبارتند از: چند رديف كاشى فيروزه‏اى بر روى آن است كه در يك رديف از ابتداى زير گنبد شروع و تا نقطه مركزى گنبد ادامه مى‏يابد، عنصر اصلى تزيين گنبد آجرهاى سنّتى با ملاط گچ است. ارتفاع بقعه از كف تا زير گنبد 6 متر است. از مشاهير مدفون در اين بقعه مى‏توان ميرزا محمدهاشم كلباسى، ميرزا محمدمهدىكازرونى، فرزند حاج محمدحسين، سيّد مرتضى خراسانى، سيّد سيّد محمدباقردرچه‏اى، سيّد مهدىدرچه‏اى، شيخ عبدالكريم گزى، شيخ محمدحسن عالم نجف‏آبادى، و شيخ اسماعيل معزّى را نام برد. اتاق حاج ملاّ حسين‏علىصدّيقين در ضلع جنوبى بقعه، اتاقى با پلان مستطيلى شكل وجود دارد كه بالاترينموقعيت مكانى را در اين اتاق به خود اختصاص داده است. اتاق بدون هيچ‏گونه تزيينات هنرى داراى چند كتيبه از جمله آيه‏الكرسى، زيارت عاشورا، زيارت وارث، زيارت اهل قبور مى‏باشد كه بر ديوارهاى آن نقش بسته است. تعداد سيزده قبر در ايناتاق قرار دارد كه برخى مشاهير آن عبارتند از:
سيّد محمود موسوى درب‏امامىدرب‏امامى ، شيخ محمدباقرصدّيقين، ، شيخ ملاّ حسين‏على
صديقين، شيخ محمدباقرفقيه‏ايمانى، ، شيخ هبه‏اللّه هرندى، و حسين منتصرميرزا.

آرامگاه آيت الله صديقين و بزرگان مدفون در جوارش
اتاق صديق‏الاطبأء
در كنار اتاق مرحوم صديقين، حجره‏ى دكتر سيّد محمدصادق صديق‏الاطبأء15 قرار گرفته است، تعداد پنج سنگ قبر در آن قرار دارد كه همگى متعلّق به خاندان صديق‏الاطبأء(صديق لقمانى) بوده و در بيرون از اتاق نيز چندين نفر از اين خاندان(در صحن تكيه) مدفونند.

اتاق خاندان بنكدار اتاق خاندان بنكدار
در ضلع غربى تكيه، اتاق بزرگى وجود دارد كه اُرُسى آن نظر بيننده را به خود جلب مى‏كند و داراى دو هشتى ورودى است كه گنبد مركزى آن در آستانه ورودى اتاق قرار دارد، فضاى داخلى اتاق عبارت است از يك اتاق بزرگ با گنبد مركزى و
اندرونى كنار آن كه شش قبر از خاندان بنكدار در خود جاى داده است.
 
+ نوشته شده در  جمعه 3 خرداد1387ساعت 13:56  توسط شبنم هدايت  |