سلام دوستان !
اگه يادتون باشه راجع به معماري غرب صحبت مي كرديم وراجع به معماري مدرن نوشتيم.قرار بود بعد از معماري مدرن بريم سر پست مدرن. حالا ميخواهيم به قولمون عمل كنيم.البته شرمنده كه دير شد ولي خوب گرفتاري هاي آخر ساله ديگه.
راستي منتظر مطالب بيشتر راجع به پست مدرن باشين. راجع به پست مدرن صحبت خيلي زياده كه تو فرصت هاي بعدي حتماً بيشتر صحبت مي كنيم.
معماري بعد از مدرن
پست مدرنيته:
منظور پست مدرن در فارسي به فرا مدرن وپسامدرن معني شده است كه شرايط بعد از مدرن ويا مرحله اي تاريخي بعد از مدرن است .
بعضي پست مدرن را دوره فرا صنعتي تلقي كرده اند وعده اي هم ان را دوره هاي متفاوت از مدرن مي دانند .
از ديدگاه پست مدرن مشكلات امروز جوامع مانند مدرن كم بها شدن حيثيت انسان است .
نظريات پست مدرنيسم ونقد ان ازمدرنيسم در موارد ذيل قابل بررسي است :
الف : عقلانيت ب : ايئد ئولوژي ج : كثرت گرايي د : تاريخ
و : رسانه ها ه : زبان ي : تكنولوژي
پست مدرنیسم پیکره پیچیده و در هم تنیده و متنوعی از اندیشه ها ، آرا و نظریاتی استکه در اواخر دهه 1960 م . سر برآورد و بعدا اندیشه های دیکانستراکشن D econstruction و مکاتب فکری غرب از جمله فمینیسم و پسا استعمارگرایی و غیره جز واژه پست مدرن فلسفی مطرح شدند.پست مدرنیسم در سراسر اروپا و ایالات متحده به ویژه در محافل آکادمیک و در میان دانشگاهیان ، معماران ، هنرمندان و حتی مجریان برنامه ها و تبلیغات و رسانه های گروهی و مطبوعات اشاعه و گسترش یافت . واژه پست مدرن گفتمان های فراوان و متعددی را در پی داشته است ، روندی که همچنان ادامه دارد .
هابرماس معتقد است که ، کاربرد " پسا" بیشتر تداوم جریانی را ثابت می کند ، نه پایانش را. همانطور که مقصود جامعه شناسان از واژه پسا صنعتی را نشان می دهد و نه پایانش را .در تفکر پست مدرن تاکید بر وجه محلی یا بومی در مقابل قطب بندی جهانی و فردی ، عینی و ذهنی پیشی می گیرد و بر اساس همین دیدگاه است که بر بازی زبانی نامتجانس و ناهمگن ، امور نامتوافق ، بی ثباتی ها و ناپایداری ها ، گسست ها وتضادها تاکید دارد . تفکر پست مدرن هر گفتگو را به جای آنکه مکالمه یا دیالوگی بیندو شریک بداند ، آنرا نوعی بازی و رویارویی بین دو رقیب می داند . در این تفکراجتماع همگانی و جهانی به هیچ وجه یک آرمان با ایده آل محسوب نمی شود . تلاش مداوم هستند این است که " بس کنید دیگر ، بگذارید همینطور بماند ." یا " دست از معنی سازی بردارید "
در تفکر پست مدرن هنر صرفا یک تجربه زیبا شناختی نیست ، بلکه روش شناخت جهان است.ویژگی شاخص هنر پست مدرن تاکید بر کلیشه ، تقلید هزل آمیز ازسبک های مختلف و اختلاط و امتزاج رنگ های مختلف ( کولاژ) Collage است . هنر دردنیای پست مدرن نه تعلق به چارچوب ارجاعی و معیار داوری خاصی است و نه به پروژه یااتوپیای خاصی تعلق دارد . ایهاب حسن نظریه پرداز پست مدرن با ترسیم و ارائه جدول یا تمایزات بین دو جنبش مدرنیسم و پست مدرنیسم به طراحی و نقشه پردازی درباره محدوده ها و مرزهای اندیشه پست مدرن اقدام کرده است.
2) معماري پست مدرن
از دهه شصت ميلادي موضوع پست مدرن در معماري به صورت يك سبك مهم مطرح شد وانتقادات زير بنايي به انديشه منطق گرا وتكنو مدار معماري مدرن وارد گرديد . اغاز گر اين جنبش كسي نبود مگر يكي از شاگردان لويي كان به نام رابرت ونچوري .
در جواب شعار ميس كه گفته است "كمتر بيشتر است" وي بيان ميكند "كه كه كمتر كسل كننده است ".از نظر ونچوري معماري تنها تكنيك نيست بلكه مسائل بسيار پيچيده ومتضاد در ساختمان وجود دارد كه نمي توان ان ها را ناديده گرفت .
چارلز مور ديگر معمار پست مدرن در جواب شعار ميس مي گويد " بيشتر بيشتر است" .
از نظر ونچوري ساختمان ها نمي توانند همه داراي يك فرم وفلسفه باشند .ونچوري سبك بين الملل را كاملا مردود مي داند وبه جاي ان معتقد به زمينه گرايي است .
از نظر معماران پست مدرن عوامل زير در نظر گرفته مي شود:
الف)خصوصيات فرهنگي وتاريخي افرادي كه از ان استفاده مي كنند
ب)خصوصيات شهري وخيابان وكوچه وبازار
ج)شرايط اقليمي مانند رطوبت وسرما وگرما
د)نحوه زندگي روزمره اهالي ساختمان پيش زمينه هاي ان ها در رابطه با فرم هاي زيستي در اكثر كارهاي پست مدرن مشاهده مي شود كه ان ها سعي دارند تا از نشانه ها ونماد هايي استفاده كنند كه در هر منطقه مشخص كننده نوع كاربري ان ساختمان است .
خانه مادر ونچوري اولين ساختمان ساخته شده به سبك پست مدرن ونماد اين معماري است.
ونچوري در طرح خود از از نمادهايي همچون بام شيبدار وپنجره وقوس سر در ورودي و لوله دودكش استفاده كرد كه نماد ونشانه هاي يك خانه در غرب به شمار مي رفت .
اگرچه نماي اين ساختمان به صورت متقارن طراحي شده ولي به دليل پيچيدگي وملزومات خاص در چيدمان اتاق ها در نماي ساختمان پنجره ها به صورت نامتقارن طراحي شده اند.
به معماري پست مدرن معماري پاپ يا معماري مردمي هم مي گويند .
چارلز جنكز يكي از معماران نام دار اين سبك مي گويد :ساختمان پست مدرن داراي دو گانگي در قواعد ومفاهيم است يكي براي قشر روشن فكر وديگري براي عامه مردم .
يكي از طرح هاي محوري پست مدرن" ميدان ايتاليا " توسط چارلز مور معمار فقيد بود.
مور در طرح خود توجهي به بافت اطراف سايت نداشت بلكه در اين طرح مجسمه وفواره و اب را به صورت يك مجموعه به هم تنيده به نمايش گذارده شده بود .
معماري پست مدرن بيش از پنجاه سال رودر روي معماري مدرن مقاومت كرد .معماري پست مدرن تاثير بسيار گسترده اي در سطح جهاني داشت وتا نيمه دهه هشتاد ميلادي به عنوان معماري اوانگار و فراگير مطرح بود.
در ايران نيز سبك پست مدرن پس از انقلاب مطرح شد ولي عمدتا انچه در شهرهاي بزرگ ايرا ن به خصوص در تهران ساخته شد تقليد از معماري غرب بود .
در ايران معماراني هم چون كلانتري وصفا منش كه معماري دوره قاجار را عمدتا الگو قرار داده بودند به معماري پست مدرن ومباني ان نزديك شدند.
در اخر بايد متذكر شد كه هر كجا از معماري پست مدرن صحبت مي شود منظور پست مدرن خاكستري است ومعماري پست مدرن سفيد به لحاظ تشابه زياد با معماري مدرن بيشتر به نام نئو مدرن يا معماري جديد خوانده مي شود.
2-2)معماري هاي تك واكو تك
در سال 1971 دو معمار جوان ايتاليايي به نام هاي ريچارد و رنزو اغازگر سبكي در اروپا بودند كه به نام هاي هاي تك با تكنولوژي بسيار پيشرفته معروف گرديد لذا در دهه هفتاد ماشين وفن اوري به عنوان يك موضوع محوري در معماري مطرح گرديد .
معماران اين سبك تكنولوژي را دستاورد بزرگ مدرنيته ومهم ترين عامل توسعه وپيشرفت در قرن بيستم مي دانستند .نظريات ومباني هاي تك ومعماري مدرن در اصول بسيار به يكديگر نزديك است ومي توان گفت كه معماري هاي تك فرزند معماري مدرن است .ولي در ظاهر شكل تفاوت هايي بين اين دو مكتب ديده مي شود وبه طور كلي مي توان گفت كه سادگي وبي پيرايي فقط در معماري مدرن وجود دارد ودر"هاي تك" ملاحظه نمي شود و اگر معماري مدرن در طرح هاي خود درون ماشين را به نمايش مي گذارد در معماري هاي تك داخل ماشين را نشان ميدهد.
اصول فكري طراحي اين سبك را در ده مورد مي توان خلاصه كرد:
1) بينش پوزيتيويسم وخوش بيني به علم وپيشرفت علمي
2) نمايش تكنولوژي به عنوان عصاره عصر جديد
3) نمايش پروسه ساخت
4) شفاف نمودن ونمايش حركت در ساختمان
5) نمايش ساختار واجزا درون بنا در نما
6) استفاده از رنگ هاي روشن وساده
7) سازه وساختار به عنوان تزيينات
8) استفادهه از اجزائ كششي سبك
9) جدا كردن بخش هاي سرويس دهنده ازسرويس شونده
10) طراحي بام به عنوان نماي پنجم
در اكثر ساختمان ها بام ساختمان به عنوان سطح فراموش شده فرض مي شود ولي در ساختمان هاي هاي تك بام سطح پنجم بنا است و پشت بام در معرض ديد گذاشته مي شود.
از ديگر معماران اين سبك مي توان از نورمن فاستر ونيكولاس گريمشاهو سانتيا گوكالاتراوا نام برد.
برخلاف تصور عمومي معماران هاي تك به تاريخ علاقه داشتند و خود را جداي از ان نمي دانستند .
ولي برداشت انها نسبت به تاريخ به كلي متفاوت از ديدگاه معماران پست مدرن بود.
نكته جالب توجه اين كه در حال حاضر مرتفع ترين ساختمان وبزرگترين فرودگاه جهان توسط يكي از شاخص ترين معماران اين سبك يعني فاستر طراحي شده است . برج هزاره توكيو با 840متر ارتفاع و170طبقه به عنوان مرتفع ترين ساختمان كنوني جهان شناخته شده ا ست .
اين برج در خليج توكيو در فاصله دو كيلومتري ساحل احداث خواهد شد.اين برج به شكل يك مخروط طراحي شده است وبادبندها همانند يك پوسته ممتد كل سطح خارجي را مي پوشاند.
فرودگاه هنگ كنگ در يك جزيره مصنوعي ساخته شده است در طراحي اين فرودگاه فاستر قالب هاي سه بعدي فلزي به صورت طاق گهوارهاي با قطر دهانه 36 متر براي پوشش سقف در نظر گرفته است .
ديگر منتقدان اين سبك گروه هاي طرفدار محيط زيست مثل احزاب سبز دز اروپا بودند كه اين گروه معتقد به اين بودند كه اتكاي زياد بر تكنولوژي باعث به هم خوردن تعادل زيستي در كره زمين مي شود . بنابراين معماران هاي تك با استفاده از تكنولوژي وبا استفاده از عوامل طبيعي مثل باد و باران وگياهان سعي در تنظيم شرايط محيطي ساختمان كردند لذا معماري جديدي به نام "اكو تك " شكل گرفت كه تكنولوژي در مقلبل طبيعت قرار نداشت بلكه در كنار وبه موازات طبيعت براي بهره برداري هر چه بيشتر از امكانات محيطي وتامين اسايش انسان در بر داشت .
معماران "هاي تك "از پوسته ساختمان به عنوان پوست دوم نام مي بردند .منظور از پوست اول پوست بدن انسان است . در كارهاي فاستر پوست دوم مانند پوست اول به صورت هوشمند طراحي شده است .همان گونه كه پوست انسان در مقابل سرما وگرما از خود عكس العمل نشان مي دهد پوسته بعضي از ساختمانهاي اين دو معمار نيز در فصل هاي مختلف عكس العمل هاي مناسب در مقابل شرايط محيطي از خود نشان مي دهد.
برج هزاره در توكيو
جهت مناسب و زاويه تابش افتاب دو عامل مهم در طرح ريچارد
3-2)معماري نئو كلاسيك
فلسفه وتمدن كلاسيك يونان و روم باستان شالوده فكري واجتماعي تمدن مغرب زمين را تشكيل مي دهد وطي دو هزار سال گذشته همواره فلسفه كلاسيك در بينش ذهني وكالبد فيزيكي تمدن غرب مشهود بوده است معماري غرب نيز از اين امر مستثنا نبوده ومعماري كلاسيك پيوسته در كليه دوران هاي تاريخي مغرب زمين مطرح بوده است.
معماران نئوكلاسيك همچون معماران پست مدرن توجه به گذشته دارند ولي يك اختلاف عمده بين اين دو ديدگاه نسبت به تاريخ وجود دارد .معماري پست مدرن در پي هويت انسان است ولي معماران نئوكلاسيك معتقدند كه نظم هاي كلاسيك الهاماتي اسماني ومقدس هستند .
معماران نئوكلاسيك سبك مدرن را سبكي قابل قبول نمي دانند چنان چه كولين تري گفته "مدرنيسم پرهيزازهر روشي است كه كاركرد داشته است ."
اگر خواسته باشيم در يك جمله اين سبك را تعريف كنيم مي توان گفت كه ساختمان نئوكلاسيك پوسته اي كلاسيك بر روي امكانات مدرن است.
لئون كرير معمار اهل لوكوزامبورگ است كه از معماران مهم اين سبك به شمار مي رود.
راب كرير برادر لئون كه او نيز از معماران سبك نئوكلاسيك محسوب مي شود براين نظر است كه شهر هاي انسان مدار سنتي در اروپا در اثر دو واقعه در قرن بيستم از بين رفتند وجاي ان ها را شهرهاي امروزي گرفتند كه هيچ سنخيتي با انسان وخصوصيات روحي او ندارند.
يكي از پروژه هاي جالب توجه به سبك نئوكلاسيك مجتمع مسكوني رودخانه ريچموند است.
اين مجتمع طوري طراحي شده است كه شامل مغازه ها ورستوران هاي متععدد است .
ظاهر ساختمان نشان مي دهد كه ساختمان متعلق به قرن هيجدهم باشد ولي تمام امكانات دوره مدرن در ان در نظر گرفته شده است .
از ديگر معماران صاحب اين سبك مي توان از ديميتري پاپاداكيس رابرت ادام و رابرت استرن نام برد.
در ايران اولين سبك معماري كه مورد توجه قرار گرفت سبك نئوكلاسيك بود كه در زمان ناصرالدين شاه به كار رفت وتا كنون خانه ها وكليساها وپاساژهاي زيادي در ايران كه تناسبات زيادي با نئوكلاسيك ديده مي شود وجود دارد .
مجتمع ريچمود در لندن (طراح:كولين تري)
4-2)معماري ديكانستراكشن
ديكانستراكشن در فارسي به ساختار زدايي وشالوده شكني معني مي شود . در نيمه اول قرن بيستم مهم ترين مكتبي كه ادامه دهنده فلسفه مدرن بود فلسفه اصالت وجود بود .از نيمه دوم قرن اخير فلسفه مدرن ومكتب اصالت وجود وخرد باوري و از طرف مكتب ديگري به نام ساختار گرايي مورد پرسش قرار گرفت. مكتب ديكانستراكشن يكي از شاخه هاي مهم فلسفه پست مدرن محسوب مي شود .اما بايد اذعان نمود كه تعريف مشخصي از ديكانستراكشن وجود ندارد.
شخصي كه مباحث فلسفي را وارد عرصه معماري كرد كسي نبود جز پيتر ايزنمن كه خود معمار معاصر امريكايي است . ايزنمن با مقالات وسخنراني هاي خود فلسفه ديكانستراكشن را به يكي از مباحث جدي در دهه هشتاد ميلادي در اورد .
ايزنمن معتقد است كه مدرنيس ها مدعي هستند كه مدينه فاضله را بايد در اينده جست وجو كرد .
پست مدرنيست ها نيز به دنبال اين مدينه فاضله در گذشته هستند ولي معماران امروز بايد اين مدينه را در شرايط امروز پيداكنند .در اين مورد وي از واژه presentness به معناي "اكنونيت" استفاده كرده وگفته است كه معماري در هر زمان ومكان بايد اكنونيت داشته باشد ومتعلق به زمان ومكان حاضر باشد.
براي رسيدن به شرايط فوق بايد قوانين گذشته معماري را برهم زد واز ان جايي كه اين قوانين قرار دادي هستند ونه طبيعي لذا بر هم زدن ان ها ممكن است.
پيتر ايزنمن بر اين باور است كه در زندگي امروز ما دو گانگي هايي مانند وضوح وابهام
زشتي وزيبايي و....... وجود دارد كه نمي توان از يكي براي استتار ديگري استفاده كرد بلكه اين تقابل ودو گانگي ها مي بايست در ساحت معماري به عنوان تجلي گاه شرايط زندگي امروز ما به نمايش گذاشته شود. يكي از اولين وشاخص ترين ساختمان هاي سبك ديكانستراكشن مركز هنرهاي بصري وكنسر در امريكا است. سايت اين ساختمان در قسمت ورودي اصلي دانشگاه ايالتي اهايو در سمت شرق دانشگاه قرار دارد .عملكرد بنا نمايش اثار هنرمندان ودانشجويان دانشگاه در ان است. هر يك از اين معماران ساختمان خود را بين دروازه ورودي وساختمان هاي موجود در سايت قرار دادند .ولي در كمال تعجب ساختمان طراحي شده توسط ايزنمن به گونه اي بود كه فضاي باريك بين دو ساختمان موجود در سايت را شكافته بود ودر بين ان قرار گرفته بود. از ان زمان سبك وي در معماري به عنوان سبكي نو در معماري شناخته شد . از ديگر معماران معروف اين سبك مي توان به فرانك گهري و زاها حديد و برناد چومي نام برد. معماري ديكانستراكشن به عنوان يك سبك فراگير وجهاني عمر نسبتا كوتاهي داشت واز يك دهه بيشتر عمر نكرد .اين سبك زمينه اي به عنوان يك رويكرد براي معماري فولدينگ و معماري پيدايش كيهاني در امد. در حوزه معماري ايرا ن چند ساختمان به اين سبك اجرا شد ولي طرح اصلي اين ساختمان ها مشخص نبود ومعلوم نبود كه به دنبال چه هدف وانگيزه اي هستند.

5-2)معماري فولدينگ
معماري فولدينگ يكي از سبك هاي مطرح در دهه پاياني قرن گذشته بود . فلسفه فولدينگ براي نخستين بار توسط فيلسوف فرانسوي به نام ژيل دلوز مطرح شد.
فلسفه دلوز يك فلسفه افلاطون ستيز و دكارت ستيز است .فلسفه فولدينگ منطق ارسطويي را نيز زير سوال مي برد از نظر اين فلسفه هيچ ارجحيتي در جهان وجود ندارد .
فولدينگ يعني "چين ولايه" يعني لايه هاي هزار تو يعني هر لايه در كنار لايه ديگر همه چيز در كنار هم است وهيچ انديشه اي بر ديگري ارجحيت ندارد وتفسيري بالاتر وفراتر از ديگري نيست.
به عبارتي فولدينگ مي خواهد منطق دو ارزشي را ديكانستراكت كند و كثرت وتباين را جايگزين ان كند .فولدينگ هم مانند ديكانستراكشن در پي از بين بردن مبناهاي فكري تمدن غرب وبالاخص منطق مطلق و رياضي گونه مدرن است.
بحث فولدينگ در معماري از اوايل دهه 1990 مطرح شد وبه تدريج اكثر معماران نامدار سبك ديكانستراكشن مانند پيتر ايزنمن وزاها حديدو... نيز به اين سبك گرايش پيدا كردند .
اين معماران در كارهاي خود پيچيدگي را با وحدت يا تقلبل نشان نمي دهند بلكه به صورت نرم وانعطاف پذير پيچيدگي ها وگوناگوني هاي مختلف را درهم مي اميزند واين كار باعث از بين رفتن تفاوت ها نمي شود بلكه اين عوامل و نيروها به صورت نرم و انعطاف پذير درمي ايند .
خاستگاه فلسفه فولدينگ در فرانسه ومعماري فولدينگ درامريكا بود .
معماري فولدينگ معماري" نئو باروك" هم خوانده مي شود .در معماري باروك سبك هاي يوناني و رومي وشرقي روي يكديگر تا مي شوند وكالبد بنا وسطح مواج ديوارها نسبت به شرايط انعطاف پذيرترند. به عبارتي فولدينگ عمود گرايي وسلسله مراتب را رد مي كند وبه جاي ان افق گرايي را مطرح مي كند.از نظر فولدينگ همه چيز همسطح يكديگر است .
پيتر ايزنمن به عنوان باني طرح فلسفه فولدينگ در حوزه معماري واژه " فرم ضعيف " را مطرح كرده است .فرمي كه قابل انعطاف است وخود را با شرايط محيطي وفق مي دهد .همان طور كه ژله با شكل ظرف خود تطبيق مي يابد .لذا فرم ها يا لايه هاي معماري فولدينگ در مجاورهم وبه صورت انعطاف پذير ودر انطباق با شرايط كالبدي واجتماعي تاريخي در سايت قرار ميگيرند.
معماري ارگانيك نام ديگري است كه مي توان به معماري فولدينگ داد زيرا ساختمان هاي ساخته شده به اين سبك با توحه به شرايط محيطي شكل مي گيرند وگسترش مي يابند .
تا كنون در ايران هيچ ساختماني به سبك فولدينگ ساخته نشده است ولي مثال نزديك به ان را مي توان به راسته هاي بازار قديم بيان كرد.
6-2)معماري كيهاني – غير خطي
معماران سبك ديكانستراكشن كه در اوايل دهه نود ميلادي به سمت مكتب فولدينگ گرايش پيدا كرد ند براين نظريه خود را پايبند نديدند. انها در روند شكل گيري موضوعات علمي وفلسفي جديدتر حركت علمي و فلسفي جديدي كه از اواخر دهه 1970 بامبحث ديكانستراكشن شروع شده بود را ادامه دادند .
چارلز ديكنز شخصي بود كه اين نظريات را وارد حوزه معماري كرد .از نظر چارلز جنكز معماري بايد معلول باشد .معلول ديدگاه انسان از خود واز جهان پيرامون خود معماري بايد معلول شرايط امروز باشد. به عقيده جنكنز اگر در جهان سنت فرم تابع سنت ودر جهان مدرن فرم تابع عملكرد بوده است" در جهان كنوني فرم تابع ديدگاه جهاني بايد باشد".
اگر ميس وندرو شعار كمتر بيشتر است را در معماري مدرن مطرح كرد جنكنز بر اساس نظريه پيچيدگي و شعار بيشتر متفاوت است را تكرار كرد.
يكي از ساختمان هاي جالب توجه كه در اين سبك ساخته شد طرح فرانك گهري براي موزه گوگنهايم در شهر بيلبائو است . گهري بر خلاف اكثر معماران زياد اهل بحث وتبيين مباني نظري نيست .
معماري گهري از يك معماري دو بعدي كه سطوح را در مقابل و در تقابل با يكديگر نشان مي داد به سمت يك معماري سيال وسه بعدي گرايش پيدا كرده است وبهترين نمونه كار او در اين زمينه موزه گوگنهايم است .
پلان ساختمان به صورت گلي است در حال باز شدن وشكوفا شدن . احجام سه بعدي منحني شكل كه با ورقهاي فلزي تيتانيم پوشيده شده همچون گلبرگهاي يك گل از مر كز ساختمان به سمت بيرون گسترش يافته اند .در اين ساختمان معماري امواج چرخش واستمرار نرم ومشابهت خودي با استادي تمام وبه صورت خلاقانه اي طراحي شده است .
يكي از ايراد هايي كه جنكز به اين ساختمان گرفته است يك اندازه بودن صفحات تيتانيوم بر روي سطوح با انحناي متفاوت ساختمان است.
جنكز ضوابط اين معماري را در هشت مورد خلاصه كرده است:
1) ساختمان مجاور طبيعت با استفاده از گفتمان طبيعي
2) نمايش مبدا كيهاني سازمان دهي خودي وظاهر شدن وپرش به يك سطح بالاتر ويا پايين تر
3) عمق سازمان دهي وپيچيدگي ومرز اشفتگي
4) تجليل از گوناگوني و تنوع و دگرگوني
5) ايجاد گوناگوني از طريق روش هاي تكه چسباني (كولاژ)
6) تصديق زمان وبرنامه اجباري و چرخه طبيعي و كثرت گرايي
7) بيان موضوعات به صورت نشانه هاي دو گانه يعني نشانه هاي زيبايي و نشانه هاي ايده ها
8) توجه به علم خصوصا علم معاصر در مورد مباحث نشانه هاي كيهاني

موزه گوگنهايم (طراح: فرانك گهري)
نتيجه گيري:
در طي چند دهه اخير شاهد ورود و ظهور سبك ها ونظريه هاي جديد در معماري غرب بوده ايم . در پي وقوع انقلاب صنعتي در نيمه قرن 18 به تدريج ساختمان هاي ساخته شده با مصالح جديد احداث گرديد . شروع قرن بيستم اغازي بود بر پايان چندين سده معماري .معماري مدرن به ناگاه از اوايل دهه1960 ميلادي به زير سوال رفت .رابرت ونچوري وچارلز جنكز با انتقاد بنيادين خود از معماري مدرن پايه اين مكتب را سست كردند .معماري پست مدرن از دهه هفتاد ميلادي به عنوان يك سبك جهاني مطرح شد ودر كنار ان معماري هاي تك واكوتك با تاكيد بر عصر جديد به عنوان عصر تكنولوژي ظهور كرد .معماران هاي تك همانند معماران مدرن توجه خود را به تكنولوژي عملكرد وكار ارايي وبينش پوزيتيويست معطوف داشتند .از اواخر دهه هفتاد ميلادي معماري ديگري به نام نئوكلاسيك نمود پيدا كرد .ولي معماري نئو كلاسيك پايان تكثر در معماري سه دهه اخر قرن گذشته نبود. پيتر ايزمن معمار امريكايي در سال 1982 سبك جديدي به نام ديكانستراكشن به وجود اورد.
وي با طرح نظرات فيلسوف فرانسوي "ژاك دريدا"وارد حوزه معماري شد در كارهاي معماران اين سبك عدم تقارن ودوگانگي وعدم سود مندي مطرح شد.ولي ايزمن به اتفاق معماران ديگر اين سبك همچون گهري وديگران از اوايل دهه نود سبك معماري ديگري به نام فولدينگ را مطرح نمودند ودر اين سبك نظرات فيلسوف ديگري به نام ژيل دلوز وارد حيطه معماري شد .نظريه فولدينگ هم مانند ديكانستراكشن معتقد به كثرت گرايي در تفسير است.چند لايگي وانعطاف پذيري در ساختمان هاي سبك فولدينگ نمودي بارز وشاخص است. ودر نهايت در سال هاي پاياني قرن گذشته نظريه پيدايش كيهاني در معماري توسط چارلز جنكز عنوان شد ونظريه هاي جديد علمي وفلسفي همچون عدم قطعيت واشفتگي ازمظاهر اين سبك بود.
بازم شبنم زحمت عكساي اين پستا كشيدن
دستشون درد نكنه.![]()

سلام دوستان!
خوشحالم كه از مطالب نوشته شده استقبال مي كنيد و به ما انگيزه ميدين.
از دوستاني هم كه با نظراتشون به ما انگيزه مضاعف مي دن ممنونيم. از آرزو هم به خاطر اين مطلب قشنگ تشكر ويژه مي كنم.
يكي از دوستان خواسته بود راجع به ابر خشت بيشتر بدونه. من با اجازه از آرزو اين مطلب را اضافه كردم، به اين اميد كه اين دوستمون هم راضي باشن.

ابر خشت
«نادر خليلي» شيوه اي جديد را براي ساختن خانه هاي مقاوم در برابر زلزله ابداع كرده است، شيوه اي كه با وجود آن كه او مجاناً نحوه پياده كردن آن را آموزش مي دهد و مي تواند باعث نجات زندگي هاي بسياري شود با مقاومت هاي بسياري روبه رو بوده است.اين مهندس ايراني در اين شيوه كه آن را «ابرخشت» ناميده است از وسايلي به سادگي كيسه هاي شن و سيم خاردار استفاده مي كند، ضد زلزله بودن اين شيوه به وسيله مقامات سختگير ناظر بر امور ساختماني بر روي گسل واقع در كاليفرنيا تاييد شده است.
مهندس خليلي اميدوار است كه اين تكنيك را در كشورهايي مانند زادگاهش ايران كه زلزله خيز است به مرحله اجرا بگذارد. اما يك دهه تلاش او براي اجراي اين شيوه در مقياسي گسترده با موفقيت چنداني روبه رو نبوده است.به گفته او مشكل به مقاومت بوروكرات ها مربوط مي شود كه ايده يك ساختمان ضد زلزله را كه از فولاد و بتون ساخته نشده باشد، نمي پذيرند. خليلي مي گويد: «آنها تنها چيزهايي را مي پذيرند كه از غرب تقليد شده باشد.»
ابرخشت، از شيوه باستاني ساختن خانه از خاك استفاده مي كند، اما اصلاحاتي در آن به عمل مي آورد. در اين روش خاكي كه از محل ساختمان سازي به دست مي آيد با كمي آب و سيمان مخلوط مي شود و به درون كيسه هاي لوله اي شكل فشرده مي شود و با چيدن اين كيسه ها روي هم ديوار بالا برده مي شود. در بين لايه هاي اين كيسه ها سيم خاردار قرار مي گيرد تا كيسه ها را به هم متصل كند و تقويت ديوار را باعث شود.در ساده ترين شكل اين روش، كيسه ها در دايره اي با قطر چهارمتر قرار مي گيرند و سپس به سمت راس قطر رديف ها كاهش مي يابد. حاصل كار يك گنبد روي پاي خود است كه شكل سنتي ساختمان در خاورميانه و ناحيه مديترانه است. با اين روش مي توان ساختمان هاي يك اتاقه يا خانه هاي پيچيده تر چند اتاقه ساخت.
خليلي يادآور مي شود كه شكل گنبد آن قدر پايداري ذاتي دارد كه تقريباً در همه دنيا شكل ساختارهاي جا دهنده راكتورهاي هسته اي، گنبدي است. كارشناسان سازمان ملل از جمله افرادي هستند كه تحت تاثير اين تكنيك قرار گرفته اند. «نسرين عظيمي»، رئيس موسسه آموزش و پژوهش سازمان ملل متحد در سال ۱۹۹۹ در مصاحبه اي با رويتر گرفته بود: «اين شيوه از آن چيزهاي ساده اي است كه پذيرش آن كند است. چرا كه سود زيادي براي پيمانكاران به بار نمي آورد، بايد در جهت آگاه كردن تعداد هر چه بيشتر مردم از اين نوع شيوه ساختمان سازي تلاش كرد. اخيراً هم «عمر باخت» رئيس «بخش پاسخ هاي فوري» در برنامه توسعه سازمان ملل، تكنيك «ابرخشت» را «گنجينه اي شگفت آور... اما پنهان» ناميد.
خليلي به دنبال زلزله اخير در بم بيش از پيش مصمم شده است كه دولت ها و مقامات، سازمان هاي امدادي را كنار بگذارد و مستقيماً عقايدشان را براي مردمي كه در معرض خطر هستند مطرح كند.خليلي كه از ۲۵ سال پيش در آمريكا زندگي مي كند، شيوه ابرخشت را در موسسه غيرانتفاعي اش با نام «كال ارث» ((WWW.Calearth.org در هسپرياي كاليفرنيا در بيابان «موجاوه» در ۸۰ كيلومتري شرق لس آنجلس ابداع كرده است.او مي گويد: «هدف من به كارگيري آموزش از راه دور از طريق اينترنت است. اگر يك مركز منطقه اي در جايي در ايران به وجود آيد. ما مي توانيم مستقيماً از موسسه «كال ارث» كلاس هاي آموزشي اين شيوه را براي آن ها پخش كنيم.»
به نظر او: «مي توان بوركراسي را كنار گذاشت و مستقيماً با مردم ارتباط برقرار كرد... ما مي توانيم اين آموزش ها را به بخشي از امدادگران خارجي كه قرار است به بم اعزام شوند هم ارائه دهيم.» خليلي مي گويد: «ايران داراي حدود ۳۰ هزار روستا و شهرك ساخته شده از خشت هاي گلي ماند بم است كه در معض خطر مشابهي هستند.»او معتقد است كه ساختن خانه هاي مقاوم در برابر زلزله از بتون و فولاد در اين مقياس گسترده عملي نيست و تنها راه اين است كه «فناوري نوين را با شيوه هاي سنتي خانه سازي تركيب كنيم تا بناهايي بهتر و محكم تر ساخته شود.»

خليلي اين ايده را براي ساخت سازه هاي مسكوني ماه و مريخ پيشنهاد داد كه در كانون توجه پژوهشگران ناسا قرار گرفته است. در حالي كه ده ها دانشمند و پژوهشگر ايراني در پيشرفته ترين مراكز تحقيقاتي آمريكا در سطوح مختلف مديريتي و اجرايي طرح هاي اكتشافي فضايي مشاركتي جدي دارند، اين معمار با سابقه ايراني از بيست سال پيش در زمينه طراحي و احداث واحدهاي مسكوني در كره ماه و مريخ فعاليت دارد. طرح هاي پيشنهادي وي كه نمونه هايي از آن در مناطق بياباني آمريكا نيز ساخته شده، مورد توجه جدي مسئولان ناسا قرار گرفته و بارها در نشست ها و كنفرانس هاي تخصصي اين سازمان ارائه شده است. اين پژوهشگر ايراني به همراه محققان چند مركز فضايي از جمله موسسه مطالعات فضايي پرينستون در گروه پروژه پردازش قابليت هاي ماه عضويت دارد. نادر خليلي، معمار ايراني مقيم كاليفرنيا و پايه گذار تكنيك خاك و آتش در تبيين شرايط خاص ماه و مريخ و ويژگي هاي معماري در اين محيط ها گفت: مهمترين تفاوت ماه و مريخ با نواحي كويري زمين اين است كه در آنجا نه تنها آب كه حتي آتش نيز وجود ندارد. طرح پيشنهادي من براي ساختمان سازي در كرات ديگر كه از معماري سنتي مناطق كويري ايران الهام گرفته شده از الگوهاي ابرخشت (super Adobe) و سازه هاي خشتي (Geltaftan) پيروي مي كند كه براي احداث ساختمانهاي مستحكم در مناطق كويري زمين پيشنهاد كرده ام.
وي خاطر نشان كرد: روش «گل تافتن» روشي است كه در آن خانه هاي خشتي و گلي طاق و گنبد دار كه ميليون ها نمونه از آن در ايران وجود دارند از داخل به وسيله آتش گداخته مي شوند. ما از چند سال پيش از اين روش ابداعي در موسسه خود (موسسه هنر و معماري خاك كاليفرنيا) استفاده مي كنيم كه خانه هاي ساخته شده به اين روش به «خانه هاي سراميكي» مشهورند. خليلي درباره منبع تامين آتش مورد نياز براي ساخت اين سازه ها در ماه و مريخ گفت: براي تامين حرارت مورد نياز مي توان نور خورشيد را از طريق ذره بين هايي در محل هاي مورد نظر متمركز كرد. از آنجا كه خاك آن مناطق ماهيت شيشه اي دارد، ديواره گنبدهاي ساخته شده بسيار زودتر از زمين ذوب مي شوند. وي افزود: روش ديگر كه حتي نيازي به ساخت خشت هاي گلي ندارد، استفاده از ابرخشت است. در اين سيستم كه حاصل ۲۳ سال تحقيق و تجربه براي ابداع ساده ترين و سريع ترين و ارزان ترين روش احداث بناست به جاي خشت هاي گلي از كيسه هايي كه حدود ۳۰ متر طول و ۴۰ سانتي متر عرض دارند، استفاده مي شود.
خليلي خاطر نشان كرد: اين كيسه ها كه داخل آنها با خاك پر مي شود به صورت لايه لايه بر روي يكديگر قرار مي گيرند و به وسيله رديف هايي از سيم خاردار كه به صورت كمربندي هايي آنها را در بر مي گيرد به يكديگر متصل مي شوند. به اين ترتيب، گنبدي تخم مرغي ساخته مي شود كه بيش از ۹۰ درصد آن از مصالح محلي است.
پايه گذار سيستم معماري ابرخشت تصريح كرد: با توجه به سنگيني و مشكلات انتقال سيم هاي خاردار به فضا مي توان در ساخت و تثبيت اين سازه هاي گنبدي از كيسه هاي چسبان ويژه استفاده كرد.با توجه به اين كه در ماه و مريخ با پديده هايي نظير زلزله يا توفان شديد مواجه نيستيم اين سازه ها از استحكام و پايداري بسيار خوبي برخوردارند البته اين ساختما ن هاي تخم مرغي به دليل ساختار و شكل خاصشان، سازه هايي اصولا مقاومند كه مي توانند به عنوان بناهاي پايدار درمقابل زلزله به كار روند.
خليلي در پايان با اشاره به استقبال دانشمندان ناسا از اين طرح ها خاطر نشان كرد: مزيت ديگر اين طرح ها كه از معماري مناطق كويري ايران اقتباس شده، توجه به عنصر سايه مي باشد كه با توجه به آفتاب داغ مريخ از اهميت فوق العاده اي برخوردار است. مهمترين ويژگي اين طرح استفاده از حداقل مصالح در آنهاست كه به دليل هزينه هاي بسيار سنگين انتقال هر كيلوگرم بار به فضا مولفه اي بسيار تعيين كننده است.

نادر خلیلی

نادر خلیلی, نامی آشنا است.یعنی آنها که با معماری سر و کاری داشتهاند او را خوب می شناسند؛ شخصیتی درویش مسلك كه ترجیح میدهد به جای وارد شدن در رقابتهای رایج (بخوانید دنیای بازیهای كودكانه بازار معماری)، در تلاش منفرد خود برای تجلی بخشیدن به ایدههایش به سر ببرد
خلیلی ۲۷ سال است كه با معماری خاك و خشت ایران درگیر بوده، به جرات میتوان گفت كه در معرفی این نوع از معماری، مهمترین نقش را داشته است.اخیرا بیشتر خبرگزاریها و نشریات مطرح درباره خلیلی و نظرات او حرف میزدند؛ او برنده یكی از پرافتخارترین جایزههای معماری جهان و پرافتخارترین جایزه معماری در جهان اسلام، جایزه معماری آقاخان است
خلیلی در بیش از ۲۰ سال حضور مداوم خود در ایالات متحده، در بنیادها و مؤسسات مختلف همواره دغدغه معماری خاك را داشته و در یك كلام عشق خود را به عظمت بازگشت به عناصر دیرآشنای فرهنگ شرقی - ایرانی <آب و باد و خاك و آتش> به اثبات رسانیده است؛ او هم شرق و هم غرب را خوب میشناسد
حضور خلیلی در ایران را میتوان دوران آموختن از آموزههای معماری بومی ایران دانست؛ آنچه كه موجبات تعهد همیشگیاش به عناصر اربعه (آب، باد، خاك، آتش) به عنوان اصول لایتغیر معماری مخصوص او بوده و به دنیای معماری ارائه شده است. طبع لطیف خلیلی (به شهادت ترجمه و تفسیرهایش از اشعار حضرت مولانا) در تلفیق با نوع نگاه او به معماری، او را مبدع سنتی نو در <معماری خاك> كردهاست كه هر چند به ظاهر با تجلیات فنآورانه عصر حاضر سنخیت ندارد، ولی در معنا، ترجمان روزآمد جستاری است كه او به عنوان راه حلی فرهنگی- ساختاری برای عرصههایی خاص از ساختوساز ارائه می دهد
(۹ بهمن ۱۳۸۲ در روزنامه همشهری به چاپ رسید) بعد از فاجعه بم با ناگفگتگویی با خلیلی انجام شد و مطلب با عنوان <ما بم را باز سازی می كنیم>! به چاپ رسید، آنچنان به كار او امید بسته بودم كه گمان داشتیم هرچند بسیاری را در بم از دست دادیم و آثاری درخور از معماری ایران را نیز هم، ولی روند بازسازی آن، حد اقل در قسمتی بار دیگر شور و نشاط ایرانی بودن را در میثاقی نو زنده خواهد كرد
یشنهاد جالب خلیلی در روزنامه ایندیپندنت:<۱۰۰۰ سرباز و ۱۰۰ دانشجوی معماری در اختیار من قرار دهید، ما بم را دوباره خواهیم ساخت...> نه تنها از جانب مسئولین وقت در یك ساله اخیر جدی گرفته نشد، بلكه پیگیریهای صادقانه و نامههای او نیز به سازمانهای ذیربط بیجواب ماند
ویی مسئولین ترجیح دادند شانس حضور از یك ایرانی را كه به صرف خدمت به یك ایرانی دیگر بدون هیچ چشمداشتی حاضر به حضور و همكاری بود از او بگیرند و كلاف سردرگمی را كه هم اكنون هر روز شاهد افزایش گره های آن هستیم به وجود آورند. لابد روش خلیلی برای مردم هند و آفریقا و آمریكای جنوبی و هر جای دیگر این جهان خوب باشد و آنچنان كه یكی از معاونین (از ایشان نام نبرم بهتر است!) محترم مركز تحقیقات ساختمان و مسكن در نامه ای به رد روش <ابرخشت> میپردازد، <ابتدایی و در شرایط فعلی چندان در خور توجه> نیست! نكته در این است كه هیئت داوران یكی از معتبر ترین جوایز معماری جهان و بالاترین جایزه برای فعالیت های معماری موثر در جهان اسلام با نویسنده آن نامه رسمی (دوست معاونمان را میگویم) هم عقیده نبوده اند و نادر خلیلی و سیستم <ابرخشت> او را نه ابتدایی بلكه درخور دریافت جایزه <آقاخان> دانستند
ابرخشت> به راستی بسیار ساده است! همه چیز تقریباً در محل تأمین میشود و نیروی متخصص هم لازم نیست؛ مصالح خاك است و كیسه شن و سیم خاردار. كیسههایی كه طویلتر از كیسههای معمولی (مثلاً كیسه برنج قبل از بریده شدن) هستند با خاك پر میشوند، البته سیمهای خاردار در بین این نوارهای فتیلهای كیسه شن، نقش اتصالات را بر عهده دارند و نیروهای كششی و جانبی را خنثی میكنند
نادر خلیلی معمار ایرانیتبار مقیم آمریکا4 شنبه هفته پیش درگذشت؛ پروفسور نادرخلیلی که تحصیلات اصلی خود را در ترکیه به انجام رساندهبود، ۳۵ سال پیش سفر را با یاماها ۱۲۵ خود در بیایانهای مرکز ایران آغاز کرد و در صحراهای کالیفرنیا به پایان برد. خلیلی سرشار از ابتکار برای خانه سازی در کره ماه نقشه کشید، کتاب «تنها دویدن» را نوشت و روش گلتافتن و ابرخشت را ابداع کرد و جوایز بسیاری چون جایزه آقاخان را از آن خود کرد و پنجم ماه مارس جاری سرآغاز سفر ابدیش بود.
سلام دوستان
متاسفانه امروز از درگذشت معمار خوبه کشورمون جناب آقای
( نادر خلیلی ) با خبر شدیمایشون یکی از معماران معروف ایرانی بودند که متاسفانه به ایشون در ایران اهمیت زیادی داده نمیشد .
ایشون در آمریکا زندگی میکردند و همون جا فوت کردند
کارهای ایشون بر اساس 4 عنصر اصلی یعنی(آب، باد، خاک و آتش ) است.و همچنین بر اساس شعر های مولانا آثار معماری خلق کرده است.
معماری با خاک ایشون برای همه شناخته شده است.
کتابی به نام(تنها دویدن) از ایشون به چاپ رسیده که حاصل 2 سال گشتنشون در بیابان های ایران بوده.
سایت اختصاصی ایشون هم میزنم که اگه خواستین سر بزنین
روحشون قرین رحمت الهی باشه انشا...
www.calearth.org
نظری اجمالی به معماری ايران در عهد باستان اين ويژگی را آشکار می سازد که معماری ايرانی بر سه اصل استحکام ، آسايش و انبساط پايه گذاری گرديده است .(( معماری ايران در طی تاريخ طولانی خود دارای اصالت طرح و سادگی تؤام با آرايش و تزئين بوده است )) .بـا ايـن برداشت آرتـورپوپ ـ مستشرق و ايران شناس نامی آمريکا به فرهنگ معماری ايران روی می آورد . او می گويد : (( اصالت اشکال زندگی ايران بدين گونه نمايان می شود که در ابنيه مسکونی از خودنمائی و برون آرائی به دور بوده است )) و با اين يقين معماری را به عنوان يکی از پربارترين شاخه های درخت تنومند فرهنگ و هنر ايران معرفی می کند .تحسين (( پوپ )) صدائی ست که تاريخ آنرا تکرار و تأييد می کند ، تالارها و شبستانها و ستونهای تخت جمشيد ـ اين ارکستر سنگی عظيمی ـ آيا يک ضيافت رنگين برای چشمها نيست ؟ هزاران مسجد و بقعه و مقبره و بنای تاريخی در هرگونه فلات گستره ما ، آيا شاه غزلهای پر از سحر و افسون معماری نيستند ؟(( پوپ )) اين سحر و افسون را می شناسد که می گويد (( گوناگونی بناهای ايرانی )) از کلبه دهقانی و چاپخانه و آلاچيق هاست ، تا زيباترين بناهائی که تاکنون جهان به خود ديده است .هنر در ايران به قدمت تاريخ است و معماری از کهن ترين هنرهاست . رونق واعتلای معماری در ايران باستان گواه آنست که اين سرزمين از کانونهای نخستين شهرسازی و نيز سدسازی ومهندسی بوده است . و اين گواهی را بناهائی که از ميان ازمنه و اعصار با سيمای غبار آلود سر بيرون کشيده اند و سدهای باستانی و شهرها و دهکده های شاهی تأييد می کنند .آثاری که جسته و گريخته از خلال نوشته های باستان شناسان به دست می آيد ، روشنگر آنستکه هنر و صنعت 5000 سال قبل از ميلاد در اين مرز و بوم ريشه و نشان دارد .تمامی گستره ايران ـ به ويژه روستاهای آن اينک چون کتاب زنده ای از تاريخ معماری و هنر است . هر برگ از برگ های اين کتاب قطور گنجينه جاودانه ای از معماری ما را در بر گرفته و در لحظاتی کوتاه دروازه چندين هزار سال تاريخ را بروی تماشاگر می گشايد .
کمتر روستائی در ايران وجود دارد که در آن معابد باستانی ناهيد يا قلعه گبری و قلعه سلال يا ( صلصال ) با طاق های ضربی و يا هلالی به چشم نيايد و در آن از بقعه ها و امامزاده ها و يا قلعه های معروف به دخترکه مضمونی افسانه ای تاريخی را در خويش نهفته اند اثری نباشد . قلعة مرو و قلعة اصفهان که سرگذشت آنها تا اعماق افسانه ها ريشه دوانده است ، قصر کياکسار پادشاه ماد در همدان ، کاخ پازارگاد ، تخت جمشيد يا پارسه ، آثار شوش ، ايوان مداين يا طاق کسری در تيسفون ( نزديک بغداد کنونی در محلی به نام سلطان پاک ) ، آثار آتشکده های باستانی چون آتشکده کرکوی سيستان ، نشانه های طبقات و استعمال نـخستين آجـرها در تـپه سـيلک کاشان ، مناره ها ، سدهای باستانی ، آثار تمدن باستانی (( موهن جودارو )) در بـلوچستان و سـند ، بازمـانده سـاختمانهای کهن در مرو ، تـجليات قريحه ايرانی در آثار بابل ، خرابه قصر هاتره ( المحضر ) در ساحل دجله ، ويرانه های معبد کنگاور ( ناهيد ) ، يادگار خسرو پرويز در قصر شيرين ، طاق بستان کرمانشاهان ، ساختمان الجايتو ( سلطان محمد خدابنده ) ، مقبره بايزيد بسطامی و خيام و عطار ، کاخ چهل ستون و عالی قاپو ، مساجد اعجاب انگيزی که قلل هنر و استعدادند ، چون مساجد شاه و مسجد شيخ لطف الله و مسجد جامع اصفهان و نيز آثار معماری زنديه و قاجاريه تا عصر حاضر و صدها و هزاران نشانه و يادگار و اثر ديگر ، همه و همه جلوه هائی از بهار هنر ايران و معماری ديرينه سال و پر غنای آنست ... معماران و هنرپروران شهرساز ايرانی در ازمنه گذشته از برجسته ترين کارشناسان عصر خود بودند . تاريخ نام بسياری از معماران برگزيده را به ياد ندارد ، اگر چه آثار گرانقدر آنها بهترين شناسنامه در شناسائی خصايل هنری و انديشگی آنهاست . در ميان اين گروه بسيار معماران شهره ايران باستان ، بايد از (( سئنا )) نام برد ، که تا مرزهای نبوغ پيش تاخت و نيز از (( برازه حکيم )) که در زمان اردشير ساسانی می زيست و سدساز و معمار و شهرساز بی همتائی بود . هم اوست که سدی را که اسکندر بر شهر فيروزآباد فارس بسته بود و بر آثر آن ساليان متمادی شهر را آب فرا گرفته بود شکست و فيروزآباد تازه ای بنا کرد که دستاوردها و خطوط اصلی معماری ايران را ترسيم می کرد .نمونه هائی از آفرينشگريها و نيز خدمات چنين معماران و مهندسان در کتاب (( فارس نامه )) ابن بلخی و آثار عجم ( فرصت شيرازی ) و (( مرآت البلدان )) و فارس نامه ناصری ( حاج ميرزا حسن فسائی ) و ساير کتب قديمی ما آمده است . در زمان هخامنشيان و ساسانيان عده زيادی از معماران و حجاران و سدسازان به آبادی اين مرز و بوم همت گماشتند و ثمره اين همکاری به خلاقيتی انجاميد که در پرتو آن تخت جمشيد در فارس و سدهای بسياری به وجود آمد . پاره ای از اين سدها هنوز برجاست .
پس از اسلام فرهنگ و هنر ايران با عوامل تازه ای ترکيب يافت . برخورد و آميزش عنصر ايرانی با جريانهای فرهنگ و هنر و انديشه اسلامی سيمای تازه ای به هنر ايران داد ، بی آنکه هويت و روح آنرا تغيير دهد . معماری در ايران پس از اسلام از رنگارنگی پربار و طراحی و ظرافت و دقت نظر کم نظيری برخوردار شد و اوج اين بازآفرينی در عصر هنروران صفوی شکفت . از معماران و هنر پروران عهد صفويه بايد شيخ بهائی را نام برد که آثار جاويدان معماری او در اصفهان شهرت جهانی دارد . به طور کلی صدها معمار و مهندس گمنام و يا معروف ايرانی وجود دارند که در ساخت ابنيه باستانی و سدها و آثار گرانمايه ، قريحه و استعدادی شگرف از خويش بروز داده اند . نام بسياری از اينان در کتيبه ساختمان های باستانی محفوظ است و بايد تحقيق کاملی در اين زمينه صورت پذيرد . معماری ايران ، شناسنامه معتبر مردم در اين سرزمين از دورترين ازمنه قديم است . طبيعت اقليمی ايران در اين زمينه تأثيرگذار فرهنگهائی که با فاتحين و مغلوبين به اين خطه راه گشودند ، در اين معماری به بارزترين اشکال خود جلوه کرده است . آداب و رسوم ، مراسم مذهبی ، روحيه ، اخلاقيات ، انديشه و عقيده نسلها در معماری ايران انعکاس واضحی دارد . نه تنها در بناهای عظيم ، در ابنيه آثار کوچک هم اين انعکاس را می توانيم دريابيم . آتشکده و دهکده های شاهی که در گذشته در سراسر اين خطه جابجا روئيده بود و اينک به جا مانده است ، باری از فرهنگ معماری ايران باستان را در خويش نهفته اند .آتشکده ها و دهکده های شاهی را در ايران باستان بر روی تپه ها بنا می کردند . در دهکده های شاهی معابد ويژه پرستش مهر و ناهيد ( فرشته آب ) وجود داشت . نقاطی را که هم اکنون به پل دختر يا قلعه دختر نسبت می دهند ، همان پرستشگاههای باستانی ناهيد يا فرشته آب است . از معابد مهر ( ميترا ) که قبل از زرتشت در ايران رواج داشته است ، نمونه های چندی باقی است . معبد (( مصيصر )) در شمال غربی ايران که در کوه تراشيده شده است و همچنين صخره (( بی فخريکار )) در جنوب درياچه رضائيه از جمله اين نمونه ها هستند . مهرپرستان باستانی قبل از ورود به معبد در جائی دست خود را به آب می زدند و آن را ( مهر آب ) می ناميدند ـ که شايد لغت محراب دوره اسلامی از آن سرچشمه گرفته باشد ـ معماری ايران حاصل قرنها تطور و ثمرة انديشه و قريحه هنری نياکان ما و الهاماتشان از سنت ها و دستاوردهای ديگر ملل است . با آنکه در هر دوره سيمای معماری ايرانی تغيير و تبديل هائی را پذيرفته است ، روح يگانه و ذات نيرومند آن همواره زنده و بالنده باقی مانده و همپای زمان ظرفيت های خويش را عوض کرده است . مروری در خطوط اصلی معماری ايران از آغاز تاريخ مدون ما ، در واقع گشاينده شاهراهی به قلب تمدن ديرينه سال اين سرزمين است . نخستين سلسله حکومت ايران سلسله ماد بود که بخشی از هستی خود را در بنا و آثاری که آفريده ، به وام نهاد .
سنگ شير همدان ، دکان داود در سرپل ذهاب ، دخمة صحنه در کرمانشاه ، دخمة موسوم به طاق فـرهاد در لرستان ، دخمة ده نو اسحق وند نزديک کرمانشاه از برگزيده ترين آثار اين دوره است . (( پولی يبوس )) در توصيفی که از کاخ باستانی همدان کرده ، يادآور شده است که ستون های اين کاخ از چوب سدر و سرو ساخته شده و روی اين ستونها از لوحه های سيمين و زرين پوشانده شده بود (( دمرگان پرود )) و (( شی پيه )) معتقدند که اين نشانه ها به آثار تخت جمشيد کم و بيش شباهت دارند . قرنها پيش از آنکه بابل و يونان و روم وارد صحنه تاريخ شوند ، تمدنهای عظيمی در سرزمين پهناور ايران وجود داشته است .
شاهنشاهان هخامنشی در عرصه وسيع سرزمين خود از مهارت واستادی هنر مندان ممالک زير فرمان خويش به نحو احسن بهره می گرفتند و از اين جهت در آثار معماری و صنعت ايران در دوره هخامنشی تأثير ساير ملل نيز ديده می شود چنانکه داريوش می گويد در بنای قصر او صنعتگران بابلی ، مادی ، ليدی و مصری خدمت می کرده اند و مصالح ساختمان ها از فواصل دوردست می آمده است . استفاده از تجربيات و سنن ملل تابعه ، نه به صورت تقليدی و پيروی ، بلکه به گونه بازآفرينی و الهام پذيری خلاقه ، مختص دوره هخامنشی نيست . مادها نيز پيش از آن از تجربه و مهارت (( اوراتوئی )) ها استفاده بسيار بردند . معماری دوره هخامنشيان ادامه يک هنر ملی بود . اصالت اين هنر در قصر کياکسار پادشاه ماد ( در همدان ) جلوه کرد و کورش در ادامه آن پس از شکست مادها قصری در پازارگاه يا (( مادر سليمان )) در هشتاد کيلومتری شمال تخت جمشيد بنا کرد که گرچه مانند تخت جمشيد دارای ستونهای متعدد و آن عظمت خيره کننده نبود ، ولی می توان گفت که در حقيقت بنای استخر ( تخت جمشيد ) تکامل آن بنای کهن است . تخت جمشيد که به جرأت می توان گفت يکی از بزرگترين و وسيع ترين بناهائی است که قبل از معمول شدن آهن ساخته شده است ، دارای سقف و ستون های چوبی بسيار بوده است . سقف ساختمان از چوب سدر لبنان و بلوط ساخته شده و بر ستون های حاشيه دار که سر ستون هائی آراسته آنها را تزئين می کرد تکيه داشته است .
ستونهای چوبی و تزئينات چوبی سقف كه نمونه ای از زيباترين مظاهر و رنگ های تيره چوبهای سدر و گردو و بلوط و سرو و رنگهای روشن تر عاج بوده است . (( گوردون جايلد )) می گويد : آثار معماری دوره هخامنشی به طوری متناسب و شبيه است كه پس از دوره سومريها در اين منطقه از آسيا نـظير ندارد . به خلاف نقش های بی جان و نازيبای بابلی و آشوری ، حجاريهای ايران همه زنده و جالب اند . تخت جمشيد از مهمترين آثار هخامنشيان است . در ساختن اين بنای عظيم اكثر پادشاهان هخامنشی هر يك به گونه ای دخالت داشته اند . در اين شهره ترين يادگار ايران باستان چوب به عنوان يكی از مصالح اساسی به كار رفته شده است . چوب ساختمان از لبنان ، عاج از هندوستان و سنگ ستونها از يونان و زينت ديوارها از اتيوپی ( حبشه) تحصيل شده است . از دوره اشكانيان آثار پراكنده ای در ايران و خارج وجود دارد كه مهمترين آنها عبارتند از خرابه قصر (( هاتره )) ( الحضر ) در ساحل دجله اين بنا اساساً اثر ذوق ايرانی است ، ولی تأثير معماری رومی در طرز ساختن سقف و گچ بريهای آن مشهود است . خرابه معبد ناهيد در (( كنگاور )) نيز از آثار به جا مانده اين دوره است .از دوره اشكانيان در معماری رسمی ايران ساختن گنبد متداول گشت . از همان روزگار گنبدها روی چهار طاق گوشه بنا می شد و تفاوت آن با گنبدهای رومی اين بود كه گنبدهای رومی روی گوشواره بنا می گشت . در دورة ساسانيان معماری سرشت اصيل تری دارد . قصر شيرين كه خسرو پرويز بنا كرد ، كم و بيش به پيروی از ساختمانهای هخامنشيان ساخته شده است . طاق كسری ( ايوان مداين ) در نزديك دجله در شهر تيسفون از آثار شناخته شده اين دوره است . اين بنا از آجرهای نظامی سفيد و بزرگ ساخته شده است . بروی تالار بزرگی كه موسوم به ايران است ، هشت تالار كوچك گشوده می شد . طاقها به طور كلی شكل نيم دايره داشت و طاق بارگاه به شكل هلالی ساخته شده و وسعت شگرف آن ديدة هر بـيننده ای را خيـره می سازد . در حـاليكه عناصر و خـطوط اصـلی اين بـنا از قريحه ايرانی مايه می گيرد ، دور نيست كه الهامی از معماری رومی در پاره ای از قسمت های آن انعكاس يافته باشد . پس از آنكه اسلام ايران را فرا گرفت ، معماری ملت ما خود را با لوازم آئين جديد سازگار ساخت . چـنين است كـه پـاره ای از باسـتان شـناسان و مـورخان را عقيده بر آنست كه بر جهای آتش ساسانی ، ساختن مناره را كه برای دعوت مسلمانان به نماز به كار می رفت ، الهام داده است . عوامل معماری ساسانی با اختلافات كم و بيش ـ اما به وضوح ـ در دوره های اسلامی خود را تحميل كرد . تزئينات رايج در معماری كهن ايرانی با همه ويژگيهای خود از گچ بری و آرايش با كاشی لعابدار و غيره به معماری اسلامی ايران انتقال يافته است . نقش اسليمی های مساجد ايرانی همان پيچك های ساسانی است كه نمونه آن را در طاق بستان می يابيم ، ولی در هر حال اين نقوش و عوامل در اثر پديدار شدن يك امپراتوری اسلامی و ورود تمدنهای گوناگون در لوای يك آئين واحد ، بهره گيريهای مقابلی را سبب شده و تغيير شكل يافته است كه در خور مطالعه است .از آغـاز گرويدن ايران به اسلام بسياری از سنتهای ايرانی از جمله سنت معماری آن همگام با تأثيرات (( بـيزانس )) مـيان حـكمرانان اسلامی متداول گشت ، چنانكه بسياری از قصور خلقای اموی از جمله قصر الحير و خفاجا و مشاطه خيلی بيش از آنچه از هنر (( بيزانس )) متأثر باشد از اسلوب ايرانی الهام گرفته است و زينت های آن از ايرانی پيروی كرده است …
هنر هر قوم بازگوكنندة نحوة انديشه و جهان بينی و معتقدات و سنت های آن قوم است . هر چه بنيادهای فرهنگی ملتی استوارتر و ريشه دارتر باشد تجليات هنری آن ملت هم در طی تاريخ تكامل آن يكنواخت تر و از نوسانات و تحولات و گسستگی ها بيشتر بركنار ميباشد . هنر معماری بی شك يكی از بارزترين مظاهر تمدن هر قوم و ملت است و بهترين بازگوكنندة نحوة برخورد آن ملت با مسائل مربوط به حيات و بينش وی از جهان خلقت است . همينكه از حدود يك چهار ديواری كه سقفی را تحمل ميكند و تنها برای پناه دادن انسان از گرما و سرما و باد و باران و برف است فراتر رفتيم و وارد مرحله ای گشتيم كه در ساختمانها جز هدفهای سادة اوليه به مسائل ديگری چون تقسيم فضاها بر بنياد نيازمنديهای گوناگون فردی و اجتماعی و خلق اشكاليكه با ذوق زيباجوئی ما سروكار دارد پرداختيم و در يك ساختمان بدنبال تحقق هدفهائی بالاتر از مصون بودن از سرما و گرما و ديگر عوامل طبيعت رفتيم آنگاه به دنيای هنر قدم گذاشته ايم و در اين گفتار ما از آغاز چنين دورانی در معماری ايران سخن می گوئيم .به اين ترتيب نه از شهريكه بوسيله ايرانيان در هزار دوم پيش از ميلاد بر روی بناهای كهن تر در سيلك ساخته شده گفتگو خواهيم كرد نه از ساختمانها و مساكنی كه پيش از اين تاريخ در مراكزی چون شوش و گيلان و حصار و صدها حوزة باستانی ديگر ايران بنياد گشته است بحث خواهيم نمود . زيرا با آنكه آثار معماری اين مناطق از نظر شناخت و مطالعه باستانشناسی ايران و نمايش قدمت فوق العاده تمدن در كشور ما حائز كمال اهميت است ولی از آنجا كه در اين روزگاران معماری ايرانی هنوز مراحل تكامل خود را نپيموده بود و شكل های خاص خود را ابداع نكرده بود نميتوان بدرستی پيوندهای آنرا با دورانهای شكوفان فرهنگ و تمدن ايرانی كه در طی آن شاهكارهای اصيل بوجود آمده است بازيافت. زيرا اغلب آثار كهن معماری در اثر فرسايش چيزی باقی نمانده است .
كهن ترين نمونه قابل ذكر از ميان بناهای باستانی كه در كشور ما شناخته شده است معبد عيلامی چغازنبيل واقع در خوزستان است . اين پرستشگاه با شكوه كه در سيزده قرن پيش از ميلاد بنياد گشته است نمونه بسيار باشكوهی از يك معماری تكامل يافته بشمار ميرود . ساختمان اين معبد كه دارای شكلی چهارگوشه است دارای پنج طبقه است كه هر يك از آنها نسبت به بخش زيرين خود كوچكتر ساخته شده است و در نتيجه به ساختمان شكل هرمی داده است . برروی آخرين طبقه ساختمان مركز اصلی معبد بنياد گرديده و ديگر طبقات تأسيسات وابسته بدانرا تشكيل ميداده است . مصالح اصلـی ساختمـانی معبـد عبارتست از آجرهای پختـه بسيـار مرغوب كه با ملاط محكمی بهم پيوسته شده اند و در درون ديوارها و موارديكه منظور پركردن صفه های بنا بوده است از خشت استفاده شده است . آنچه در اين بنای باشكوه از نظر بحث ما قابل اهميت است وجود طاقهای متعدد ضربی با طرح نيمدايره است كه آنچنان با مهارت ساخته شده كه پس از گذشت بيش از سه هزار سال هنوز بوضع شگفت انگيزی سالم مانده است . اين طاقها كه بر روی دالانها طويل و بر فراز پلكانهای داخلی معبد بنياد گشته حكايت از پيشرفت فوق العاده فن ساختمان در دورانهائی چنين كهن در كشور ما مينمايد . بر رويهم اين معبد عظيم كه در شمار بزرگترين زيگوراتهای جهان محسوب ميگردد بهترين نمونه هنر معماری بربنياد طاق قوسی را در دنيای باستان نشان می دهد .همانطور كه ميدانيم آنچه از نظر فنی اساس ساختمانهای سنتی بشمار ميآيد و شيوة آنرا مشخص ميسازد موضوع برپاكردن طاق بر روی ديوارها يا عوامل ديگر تحمل كنندة بار آنست كه در اين ميان ديوار و جرز و ستون و غيره اگر فقط برای تحمل وزن سقف ساختمان بوجود نيامده باشد لااقل يكی از مهمترين هدف در بكار بردن آنها همان تأمين پايه های طاق ميباشد .
منتظر مطالب بعدی باشید....
سلام دوستان !
مطلبی که این بار تهیه کردم تجزیه تحلیل مختصری از ویلا ساوا اثر
لوکوربوزیه هست .
ویلا ساوا
ویلا ساوا ایده رهایی از خاک لوکوربوزیه را به نمایش می گذارد و به اواجازه میدهد تا مسکن ایده ال دهه۳۰-۱۹۲۰ را طراحی نماید.او ایده های بیان شده در مدل سیتروهان را تکمیل نمود و در مجموعه خانه های این دهه مورد استفاده قرار داد.ویلا ساوا به منظور پذیرش نور همچنین آنتنی بشقابی بر فراز چشم انداز جای گرفته است.استفاده از رامپ ،پله مدور و پنجره نواری و بهره گیری از زبان احجام و سطوح نقاشیهای پورسیم اورا به یاد می آورد.پارتنون می باشد.ویلا ساوا شبیه یک ویلای رنسانس دارای فرم مرکزی است و مانند معابد در یک دور نمای وسیع و بر فراز پیلوتی (نمونه معاصر ستون های کلاسیک) قرار گرفته است. ویلا علاوه بر دارا بودن مفاهیم معاصر و تاریخی نمادی از سیستم تفکر قدم به قدم لوکور بوزیه است. در مرحله اول او هر بنا جزئی از شهر تخیلی خود می داندو ثانیا می کوشد تا نشان دهد که چگونه معماری فیزیک و فرهنگ زندگی را غنا میبخشد .واسطه ظهور تفکر او یک فرم هندسی کنترل شده و دارای ارتباطات منحصر به فرد با طبیعت است.
حجم ورودی
پوسته منحنی و شفاف معرف محدوده دسترسی از نظر شکل و تراکم با قطعه مکعبی در تضاد است دیواره شیشه ای و شفاف این محدوده اولیه محرک انسان برای نفوذ به بنا است. دیواره شیشه ای در میان قابها ی ساختاری ستون ها جای گرفته است و توسط یک تیر شکافته شده است این تیر روی محور اصلی ساختمان قرار گرفته است ومحل ورودی را مشخص می کند . قدرت و جهت این تیر توسط دو تیر نمایان موازی که ستون ها طرفین ورودی را به یکدیگر می پیوندند تقویت شده است قرار گیری ورودی در ابتدای رامپ که با اوج گرفتن خود یک گردش معمارانه را به آرامی اشکار میسازد حالتی رسمی وتشریفاتی به ورودی میدهد. در سمت چپ رامپ یک پله چرخان ساده قرار گرفته است که نشانه چرخش و حرکت عمودی در درون فضاست و در امتداد حرکت منحنی جداره شیشه ای شکل گرفته است.
پیانو سلطنتی
محدوده زندگی به صورت یک حجم پیانو مانند درون قطعه مکعب مستطیل شکل جای گرفته است رامپ مربع را به دو بخش عمومی و خصوصی مجزا تقسیم کرده است در محدوده عمومی جعبه شیشه ای سالن با فضای باز تراس ترکیب شده است.
لوکوربوزیه این نفوذ فضایی را با به کار بردن احجام کدر سطوح مات یا شفاف کنترل میکند تا دیدهای مشخصی را در جهات مختلف تعریف نماید جداره های شیشه ای رامپ وپنجره های نواری قرار گرفته در طول تراس امکان دید های مشخصی را به خارج و داخل بنا فراهم می سازد.این تجارب بصری و سیع با بهره گیری از اجتماع احجام و سطوح بیان کننده میزان محصوریت فضاها و بعد جدید ناشی از حضور سطوح شیبدار رامپ تغییر مکان از درون به برون نمایش میگذارد و یک زبان متنوع معمارانه را بوجود می آورد.
رامپ ماشین معماری گردشگاهی است .جاگیری مرکزی مسیر حرکتی تجارب متفاوتی را ازاین معماری به نمایش میگذارد . بعنوان مثال آغاز حرکت از محدوده محصور گارا و منتهی شدن آن به فضای وسیع تراس بام یاد آور ارتباط میان طبقات مختلف ویلا است.
جداره روی بام
نقطه پایان معماری گردشگاهی در پشت بام قرار دارد جاییکه لوکوربوزیه نوع جدیدی از تراس بام را خلق میکند .تراس توسط یک صفحه (اخرین عنصر طراحی) محصورمی شود .صفحه یک علامت پیچیده دارای حس رهایی و جلوه ای از ایده آزادی موجود در کل بنا است.این صفحه مبین شخصیت و پیام ویلا و به مثابه کتیبه یک معبد یونانی است. سطوح معقر/محدب صفحه علاوه بر محصور نمودن فضا معرف بنا در چشم انداز پیرامون هستند.فرم توسط شبکه سازماندهی کل طراحی کنترل شده و در یک انتهای آن حجم هندسی محصور کننده پله مدور منتهی به بام قرار گرفته است. بسته به جهت دید صفحه نهایی بصورت صفحه یا حجم دیده می شود ( شبیه جعبه پیانوشکل فضای عمومی که همچون یک حجم در بر گیرنده فضا درک می گردد) مگر زمانی که درون تراس قرار گرفته ایم که صفحه و حجم در بر گیرنده پله مدور یک مجموعه همگن را بوجود می آورند.
سیستم هندسی
سیستم هندسی اولیه یک شبکه عمود بر هم فاقد جهت بود که لوکوربوزیه با بهره گیری از آن محدوده نشیمن را طراحی کرده است .این مکعب یک خط مبنای منظم پدید میآورد که به تحقثق موضوع اصلی طراحی یعنی ارتباط فرم و محیط پیرامون کمک نماید .صفحه تراس بام و حجم ورودی بیان کننده تنش میان منحنی ها و سیستم عمود بر هم هستند.هریک از فضاها اجزای هدفمندی دارند که به نیاز های عملکردی و نمادین طراحی پاسخ میدهند .بیشترین تنش در تقسیمات فضایی /سلولی طبقه اول و در پویایی قدرتمند فرم حاصل از مدول بندی و غنای آشکار سطوح است. این پویایی فزاینده توسط سیستم شبکه خطوط عمود بر هم کنترل شده است خصوصا توسط نیروهای دوگانه ناشی از تاثیرات فرمهای اصلی بر سیستم:اولین نیرو توسط محور اصلی محدوده حجمی طبقه اول اعمال شده است .محدوده نشیمن اثر پذیری بیشتری را نشان می دهد و حجم پیانو شکل آن تابعیت از این نیروی برتر آرام و تنها را به نمایش میگذارد.شبکه خطوط عمود بر هم سازه با روری سیستم دومینو را در تغییر ابعاد سطوح و قطعات با هدف پاسخگویی به نیازهای خاص پلان نشان میدهد.
حرکت
همچون تمامی کارهای لوکوربوزیه در طول دهه1920 مسیر حرکتی مفهومی خاص دارد و بین تجارب بصری مختلف و پیوسته موجود در ویلا ارتباط برقرار میکند .طبیعت پیوسته این حوادث یک زنجیره ارتباطی را میان عناصر طراحی برقرار می سازد .توجه لوکوربوزیه به ارتباط متقابل میان عناصرو مسیر حرکتی قابل مشاهده است. در طول تجارب بصری پیوسته در می یابیم که مسیر حرکتی یک عنصر خطی دارای پویایی واحساس تداوم است که با تقارن و ایستایی قطعه معلق (تصویر عمومی قابل درک از ویلا) تضاد دارد.بر خلاف سازماندهی ویلا مسیر یک بعد زمانی است که قدرت آن با تسلسل حرکتی حاصل از تجارب بصری فرم و فضا افزایش یافته است. حس پویایی توسط مسیر منحنی سواره پیرامون حجم ورودی کشف و توسط حرکت نمادین رامپ تقویت میگردد .این عنصر نمادین و مهم قدرت اصلی را افزایش میدهد . طبقات را می شکافد و همچون پله برقی بیننده را در قلب طرح به چرخش و حرکت وا می دارد. بر اثر فشردگی فرم درک زنجیره تجارب بصری از محدوده حرکتی خارجی (مسیر سواره پیرامون حجم ورودی) آغاز می شود .محل قرار گیری در ورودی از مسیرحرکتی موجود در داخل ویلا پیروی می کند و ارتباط میان دو فضای داخلی و خارجی را بر قرار می سازد . کشش جهت دار ممتد و قدرتمند رامپ علاوه بر نفی مفهوم استراحت و سکون در فضای ورودی حالت پویای فضا و پیوستگی زنجیره تجارب بصری را حفظ میکند.فضاهای محصور و مکعب مستطیل شکل محدوده های مختلف و مجزای فضای نشیمن پیانو شکل را تشکیل میدهند و تراس محدوده نشیمن ارتباط میان این فضاها را برقرار می سازد. بازشوهای یکسان و ممتد نمای غربی پیوستگی این فضاها را افزایش می دهد.

سلام دوستان!
يكي از دوستان راجع به طراحي فرودگاه مطلب خواستن. تا واسشون پيدا كنم گفتم بد نيست اين مطلبا راجع به فرودگاه باراهاس كار ريچارد راجرز بذارم شايد خوشتون بياد.
خيلي خوشحالم كه دوستان ما را تنها نميذارن.
فرودگاه باراهاس مادرید
Madrid Barajas Airport-2005
Richard Rogers Partnership

پروژه برای ترمینال شماره 4 در فرودگاه باراهاس ،در سال 1997 دریک مسابقه معماری انتخاب شد.(ریچارد راجرز و همکاران، استودیووlamela دو شرکت مهندسیTPSو Initecکارفرمای پروژه،کارشناسان ملی فرودگاههای اسپانیا،به معمارها ماموریت داده بود که یک امکان جدید بعنوان قسمتی از طرح گسترش فرودگاه باراهاس مادرید طراحی کنند.
فرودگاه باراهاس مادرید اولین بار در سال 1933 افتتاح گردیدو بارها گسترش یافت.در قسمت شمال غربی فرودگاه نیازهای جدیدی برای آن تشخیص داده شده است از جمله : فضای جدید برای یک ترمینال، ساختمانsatellite و دو باند جدید پرواز و ساختمانهای جانبی لازم .
ترمینال جدید، شهر مادرید را بعنوان یک قطب بزرگ اروپایی مطرح خواهد کرد واین موقعییت، کانون ارتباطی بین اروپا و آمریکای لاتین خواهد بود.
طراحی این پروژه از سال 1998 تا 1999 بطول انجامید. 1 سال بعد ساخت آن آغاز شد و در سال 2005 ساخت آن به پایان رسید.سرانجام در سال2006 به بهره برداری رسید و تا سال 2010 به حداکثر کارایی خود دست پیدا خواهد کرد.
اجزائ اصلی این طرح شامل:
- 309000 متر مربع- پارکینگ ماشین
- 470000 متر مربع - ساختمان ترمینال
- 315000 متر مربع- ساختمان ماهواره
- 64000مترمربع- راههای ارتباطی

تیم طراحی همچنین لازم داشت که سیستم جابجایی اتوماتیک بار و مسافر را در فرودگاه جای دهد.
سا***مان satellite برای ترافیک بین المللی و قسمتی ازترافیک اتحادیه اروپا تدارک دیده شده است.بطوریکه ترافیک هوایی اتحادیه اروپایی باید از ترافیک بین المللی جدا نگه داشته شود و قابلیت سرویس دهی به این دو را داشته باشد.
این پروژه بالغ بر 1 میلیون متر مربع مساحت دارد و در حدود 6 میلیارد یورو برای ساخت و راه اندازی آن هزینه شده است. همچنین توانایی جابجایی 35 میلیون مسافر را در سال دارد.ترمینال جدید یک توالی شفاف فضایی برای وارد شدن و راهی شدن مسافران را به نمایش می گذارد.خوانایی ساختمان و طراحی مدولار، یک توالی تکرار شونده موج گونه ای را توسط بالهای پهناور فولاد پیش ساخته خلق می کند.
يک نقاشی ساده از متریالهای مختلف و دیتیل های نمایان، که شخصیت معمارانه بنا را تقویت می کنند.سقف با نوارهای بامبو مزین شده .این نوارها یک ظاهر صاف و یکپارچه ای را ایجاد میکنند و در تضاد با آنها،سازه های درختی رنگ شده قرار گرفته است. این سازه درختی به منظور خلق یک چشم انداز یک کیلومتری از رنگها، رنگ شده اند.طبقه پایین تر ساختمان، فضای انبار وجابجایی باراست که یک تضاد برجسته ای را به همراه فضای سبک و شفاف در بالا به نمایش می گذارد. سقف بزرگ ترمینال برای جریان دادن نورطبیعی به داخل، گویی پانچ شده است. این هدایت نور به دقت کنترل شده است.
ساختار ترمینال فرودگاه باراهاس در سه لایه ساختمانی شکل گرفته است.زیر زمینی که در بعضی جاها به اندازه 20 متر زیرزمین واقع شده است.سه سطح قاب بتنی بالای سطح زمین و قابهای فولادی سقف.

علاوه بر عملکرد سازه ای بتن، به جاهایی که بتن قابل رویت خواهد بود، توجه خاصی مبذول شده است.تیر های بتنی به ضخامت 90 سانتیمترهستند همچنین تیر ها به طول 72 متر طراحی شده است که به همراه تخته های بتنی پر می شوند و یک شبکه 9متر در 18 متر ایجاد می کند.. در انتهای تنه های درختی بتنی در بالا، نقاط ثابتی برای تکیه گاه سقف فلزی در نظر گرفته شده است.سیستم سازه ای سقف در جهت بیرون از تنه های درختی کار می کند، جایی که 4شاخه یک جفت از مدول های دوتایی سقف را نگه می دارد.در این روش هر جفت از لوله ها بعلاوه سقف فلزی، سازه سقف را در دو جهت تثبیت می کند.

یکی از دوستان درخواست چارت روابط فضایی اقامتگاه توریستی کردن.
راستش من دیاگرامای یه متل(اقامتگاه بین راهی) پیدا کردم ولی خوب روابط فضا هاس خیلی شبیه همند.امیدوارم به دردشون بخوره.شرمنده یکم هم دیر شد.
3-1) معماري مدرن متعالي
معماري مدرن متعالي ويا به اصطلاح اوج معماري مدرن در بين دو جنگ جهاني اول ودوم يعني دردههاي 20و30ميلادي در اروپا ودر امريكا مطرح شد.يكي از موضوعات كليدي وبسيار مهم در دوره متعالي مسئله صنعت وتوليدات صنعتي بود. وتمامي معماران متعالي در اين دوره به نوعي با مسئله تكنولوژي در گير بودند.از پيشگامان اين دوره كه سعي درقطع كردن وابستگي هاي معماري مدرن به گذشته بودند مي توان به والتر گروپيوس وكوربوزيه اشاره اي كرد.
كانستراكتيويسم:
معماري كانستراكتيوسم به لحاظ مباحث نظري وساختمان هاي طراحي شده توسط معماران ان يكي از سبك هاي مهم براي تبيين اصول ساختمان هاي مدرن در بين دوجنگ جهاني بود.خاستگاه اين معماري شوروي بود .يكي از اولين ساختمان هاي اين سبك كه نماد اين سبك به حساب ميايد ماكت بناي يادبود بين الملل سوم است كه توسط ولاذيمير تاتلين طراحي شد.اين بناي مارپيچ حلزوني شكل به ارتفاع 390متر نمايشي بود از اعتقاد سوسياليسم بر روند تكاملي تاريخ به صورتي كه تاريخ خود را تكرارمي كند به طوري كه هر تكرار از مرحله اي بالاتر وفراتر از مرحله قبل است ودر نهايت تكامل تاريخ به سوسياليسم وكمونيسم منتهي ميشود.از وسط اين برج فولادي مر تفع ساختمان شيشهاي پارلمان اويزان است.

بناي ياد بود سومين كنگره بين الملل كمونيست (طراح :تاتلين)
الكساندر وسنين يكي از نظريه پردازان ومعماران مهم اين سبك به شمار ميرود طرح ساختمان
روزنامه پراودا اثر اين معمار است.كانستراكتيويست ها خواستار دگرگوني بنيادين در روشهاي ساخت وساز سنتي وبه طور كل نگرش جديد نسبت به هنروزيبايي بودند.
يكي از اولين شعارهاي ان ها در اوايل دهه 1920 چنين بود:"مرگ بر هنر زنده باد تكنولوژي زنده باد تكنسين هاي كانستراكتيويست.
از اواخر دهه 1920 اين سبك بر كشورهاي غربي تاثير گذارد و در فرانسه وهلند وسوييس و انگلستان نمونه هايي از ساختمان ها به اين سبك اجرا شد.ساختمان هاي هانزماير و الترگروپيوس در المان كه با اسكلت فلزي وپوسته شيشيه اي ساخته شده بودند شباهت زيادي به كارهاي كانستراكتيويست ها دارد .در امريكا در فيلاد دلفيا طرح ساختمان انجمن وجوه پس انداز تحت تاثير معماري كانستراكتيويسم بوده است.از اوايل دهه سي معماري كانستراكتيوسم رو به افول گذارد. وبه جاي ان مجددا رجعت به گذشته وتاريخ گرايي وبالاخص سبك نئوكلاسيك در شوروي مورد توجه قرار گرفت.
كوربوزيه:
ترين مصالح ساختماني مدرن يعني بتن وبه نهايت زيبايي رسيدن ان در معماري مورد استقبال قرار گرفت و كارهاي وي مورد استقبال جهاني قرار گرفت.
كوربوزيه شهر هاي اينده را شهرهايي تجسم نموده كه از اسمان خراش هاي عظيم ومرتفع تشكيل شده است .در هر يك از اسمان خراشهاي چند عمل كردي حدود چند صد هزار نفر زندگي وكار خواهند كرد در اين ساختمان ها اپارتمانهاي مسكوني وادارات وفروش گاه ها در يك محله بسيار بزرگ فراهم است و اهالي اين ساختمان ها به دور از سر وصدا بوده و به جاي ان از افتاب ومناظر زيبا استفاده مي كنند.بر اساس اين نظريه دوشهر مهم در دهه پنجاه ميلادي طراحي واجرا شد. يكي شهر چنديگار در هند بود كه توسط خود لوكوبوزيه طراحي شد وديگري شهر برازيليا در برزيل بود كه توسط لوچيو كوستا به عنوان پايتخت جديد طراحي گرديد.
در زمينه معماري كور بوزيه خانه را به عنوان ماشيني براي زندگي عنوان كرد.همان گونه كه اتومبيل ماشيني براي حركت است .وي پنج اصل رادر ساختمان هاي مدرن معرفي كرد كه عبارتند از:
الف : ستون ها ساختمان ها را از روي زمين بلند مي كنند
ب: بام مسطح وباغ روي بام
ج: پلان ازاد
د: پنجره هاي طويل و سرتاسري
ه: نماي ازاد و كف ها و ديواره ها بصورت كنسول .
كوربوزيه عقايد مطرح شده خود را در مورد معماري در طرح ويلاي ساووا در پواسي در شمال پاريس به نمايش گذارد .وي تكنولوژي را به عنوان منبع الهام معماري مدرن وپنج اصل ساختمان مدرن را به صورتي هنرمندانه وشاعرانه در اين ماشين زيستي پياده كرد .عملكرد هاي اين ساختمان كه همچون ماشيني بي الايش در وسط و مسلط بر محيط اطراف قرار دارد فراهم نمودن شرايط اسايش براي انسان است.
خانه ماشيني است براي زندگي (ايده اصلي كور بوزيه)
معماري ارگانيك:
بينش معماري ارگانيك ريشه در فلسفه رمانتيك دارد .رمانتيسم يك جنبش فلسفي وهنري وادبي است كه در اواخر قرن هيجده ونوزده ميلادي در شمال غرب اروپا شكل گرفت وبه ساير مناطق اروپا وامريكا سرايت كرد.اين جنبش واكنشي در مقلبل خرد گرايي عقل مدرن بود .
فرد ريش ويلهم شيلينگ كه يكي از بنيان گذاران مهم فلسفه رمانتيك محسوب ميشود معتقد بود كه طبيعت جزيي از خود انسان است وبين انسان وطبيعت جدايي نيست.
معماري ارگانيك در امريكا در قرن 19 توسط فرانك فرنس ولويي ساليوان شكل گرفت اوج شكوفايي اين نظريه را مي توان در نيمه قرن اول بيستم در نوشتارهاي فرانك مشاهده كرد.
ساليوان كه خود از پايه گذاران سبك مكتب شيكاگو ومعماري مدرن در امريكا بود اعتقاد زيادي به فرم هاي طبيعي وسبك ارگانيك داشت .ساليوان به روشي معتقد بود كه مشابه پروسه به وجود امدن در طبيعت بود.او براي اولين بار اصطلاح" فرم تابع عملكرد" را بيان نمود وچنين عنوان كرد كه بعد از مشاهده مستمر پروسه طبيعي به اين نتيجه رسيدم كه كه فرم تابع عملكرد است
يعني ساليوان فرم تابع عملكرد را در پروسه رشد وحركت طبيعي مي ديد.
از مشخصه هاي بارز اين ساختمان مي توان به پنجره هاي سرتاسري وكنسول نمودن بام ونشان دادن مصالح در ساختمان اشاره كرد .ازجمله شاخص ترين نمونه هاي اين ساختمان ها بايد از خانه روبي در حومه شيكاگو نام برد.در اوايل قرن بيسم به تدريج ايده هاي رايت در ساختمان هايش شكل مي گرفت .اگرچه رايت با تكنولوژي مدرن مخالفتي نداشت ولي تكنولوژي را وسيله اي براي رسيدن به يك معماري والاتر كه از نطر وي همانا معماري ارگانيك بود ميدانست وي در معماري ارگانيك نه عبارت را مشخص كرده بود:
الف) طبيعت: درختان وابرها فقط شامل بيرون نمي شدند بلكه شامل داخل بنا نيز مي شد .
ب) ارگانيك: به معناي همگوني و تلفيق اجزا نسبت به كل وكل نسبت به اجزا است.
ج) شكل تابع عمل كرد: عمل كرد صرف صحيح نمي باشد بلكه تلفيق فرم وعملكرد واستفاده از ابداع وقدرت تفكر انسان در رابطه با عمل كرد ضروري است.فرم وعمل كرد يكي است.
د) لطافت : تفكر وتخيل انسان بايد مصالح وسازه سخت ساختمان را به صورت فرم هاي دل پذير وانساني شكل دهد . مكانيك ساختمان بايد در اختيار انسان باشد ونه بالعكس.
ه) سنت: تبيعت ونه تقليد از سنت اساس تفكر معماري ارگانيك است.
و) تزيينات: بخش جدايي نا پذير با معماري است رابطه معماري با تزيينات مثل گل ها به شاخه هاي بوته مي باشد.
ز) روح: چيزي نيست كه به ساختمان القا شود بلكه در درون ان بايد وجود داشته باشد.
ح) بعد سوم : برخلاف اعتقاد عمومي بعد عرض نيست بلكه ضخامت وعمق است.
ط) فضا: عنصري است كه بايد دائما در حال گسترش باشد .
شاهكار معماري ارگانيك و رايت را مي توان در خانه ابشار در ايالت پنسيلوانيا در امريكا ديد.
رايت معتقد بود كه ماهيت ساختمان بايد نشان داده شود به گونه اي كه شيشه به عنوان شيشه وسنگ به عنوان سنگ به كار رود.
هرچند كه معماري ارگانيك بر خلاف كارهاي كوربوزيه صورتي جهاني نيافت ولي با اين حال پيرواني در ساير كشورها پيدا كرد.در ايران نيز مي توان در كارهاي مهندس هوشنگ جسيحون وپارك جمشيديه معماري ارگانيك را مشاهده كرد.
خانه ابشاري(تلفيق معماري وطبيعت)
4-1) معماري مدرن متاخر:
رايت در اين دوره به عنوان معروف ترين معمار امريكا شناخته مي شد وكوربوزيه به عنوان استاد مسلم معماري مدرن از عقايد خود در معماري فاصله گرفت و معماران ديگري هم به اين جمع اضافه شدند . معمار ديگري به نام رودولف با طراحي دانشكده معماري ييل در امريكا بهترين نمونه ازاين سبك را نشان داد . در اين ساختمان نماي نمايان بتن شيار داده شده بود تا زبري ان وضوح بيشتري داشته باشد.در اين دوره شهر ديگري به نام برازيليا به عنوان پايتخت جديد در كشور برزيل توسط لوچيو كوستا طراحي شد. معمار ديگر برزيلي اسكار بود كه بسياري از ساختمان هاي مدرن اين شهر را طراحي كرد اين شهر نيز مانند عقايد كوربوزيه طراحي شد.
شهر همانند يك هواپيما طراحي شده بود كه در وسط ان بخش اداري ودر بال ها محلات مسكوني قرار داشت . اگرچه در اين شهر اسمان خراش صد هزار نفره وجود نداشت ولي ساختمان هاي مكعبي با فاصله هاي زياد تبلوري واضح از ايده كوربوزيه بود .
در ايران شهرك اكباتان در تهران مثال بسيار خوبي از شهر سازي بر اساس عقايد كوربوزيه بود. ميس ونده رو ديگر معمار صاحب نام مدرن تا پايان عمر بسيار فعال بود . او ساختمان هاي مكعب شكل خود را با استفاده از شيشه وفولاد طراحي مي كرد ودر كارهاي او منحني الخط وجود نداشت وهمه طراحي ها بااستفاده از خطوط عمودي وزواياي نود درجه طراحي مي شد.
از معماران ديگر اين دوره مي توان به فيليپ جانسون واي ام پي اشاره كرد .
در اخر بايد اشاره كرد كه معماري مدرن نقطه عطفي در تاريخ معماري جهان بود زيرا براي اولين بار نگرش از سنت وگذشته به عنوان منبع الهام معماري تغيير جهت داد وپيشرفت به عنوان موضوع وهدف اصلي معماري مطرح شد.

با سلام خدمت دوستان!
راجع به پيشگامان معماري مدرن مختصر توضيحي داديم. ولي اين فقط يه فلش بك بود واسه اين كه مفصل تر راجع به معماري مدرن و آغاز جنبش مدرنيسم در معماري و فرايندي كه طي كرد تا به پست مدرن برسه سبك ها و مكاتبي كه در اين پوروسس شكل گرفتند و عواملي كه باعث پيدايش اون شد، صحبت كنيم.بعد از اون هم راجع به پست مدرن صحبت مي كنيم. وبعد از پست مدرن دوباره بر مي گرديم عقب و معماري غرب را از قبل تر مورد بررسي قرار مي ديم.
خيلي آشفته مي شه، نه؟ آخه فكر كردم اگه اگه بخوام از گذشته هاي دورتر شروع كنم شايد واسه بعضيا خسته كننده باشه. ولي اينجوري يه فلش بك ميشه واسه اينكه اون عده اي هم كه به تاريخ كمتر علاقه دارن كنجكاو شن ببينن اين قصه از كجا شروع شده و علاقه مند شن ديگه.يه كار ديگه هم مي تونيم بكنيم!! اينكه اونايي كه دوست دارن مطالبا كلاسيك و با نظم خودش بخونن بعداً به آرشيو مراجعه كنن و خودشون زحمت موالاتشو بكشن. البته با عرض معذرت.
معماري مدرن (قسمت اول)
عوامل متعددي مانند خرد گرايي وتوسعه علم وتوسعه فلسفه وبه ويژه گسترش تكنولوژي موجب تكوين مدرنيسم شد .استفاده از مظاهر تكنولوژي از جمله كاربرد فلز در ساختمان سازي شروع شد. نياز به استفاده از سازه هاي فلزي و كاربرد شيشه در ساختمان هاي شيكاگو و تكوين مكتب شيكاگو در1871 و ساخت برج ايفل زمينه اي مناسب را براي استفاده از مصالح جديد فراهم كرد.
بعد از جنگ جهاني نياز به احداث ساختمان هايي با استفاده از معماري مدرن شكل گرفت ميس وندرو ولوكوربوزيه از معماران مشهور دوران متعالي بودند.
لوكوربوزيه اصول پنجگانه اي مانند مرتفع سازي وباغ روي بام وپلان ازاد وكاربرد پنجره كشيده ونماي ازاد واستفاده از سقف كنسول را از اصول معماري مدرن مي دانست.
به تدريج توجه به طبيعت در اثار معماري ونيز توجه به تنديس گرايي در كارهاي لوكوربوزيه و رايت موجب تنوع يافتن احجام مدرن ساده شد.از اواسط قرن بيستم در مورد اصول معماري مدرن شك پديد آمد وعده اي به سادگي بسياري از اثار مدرن وعده اي به بي توجهي ان به فرهنگ وتاريخ انتقاد كردند .انتقاد از مدرنيسم در دهه 60 قرن بيستم فزوني يافت ودر ادامه ان پست مدرنيسم پديد امد .
ساختار گرايي (كانستراكتيويسم) در اوايل قرن بيستم شكل گرفت ومدتي مورد توجه برخي از هنرمندان بود ولي بعد از ان مورد انقاد قرار گرفت وسبك جديدي به نام ديكانستراكشن پديد آمد.
گسترش تكنولوژي موجب شكل گيري مكتب ديگري با عنوان هاي تك و سپس كاربرد تكنولوژي همراه با توجه به زيست مدرن باعث پديدامدن اكوتك شد .هندسه فراكتال وفولد از ديگر گرايش هاي پديد امده در معماري غرب به شمار مي ايند.
با شكل گيري برخي از انديشه ها وابداعات سبك هاي جديدي به وجود مي آيند كه همه نظريه ها جنبه عمومي پيدا نمي كند.اما آنچه در ايران ودر برخي از كشورها روي مي دهد غالبا به سبب عدم شناخت عميق و تحليلي به شكل نوعي تقليد است وتجربه نشان داده است كه از اوايل چهار ده شمسي تا كنون در زمينه طراحي معماري كمتر موفق به نظريه پردازي هايي شده ايم كه مورد استقبال جامعه حرفه اي قرار گيرد.
در اين مقاله سعي مي شود كه به بررسي انواع سبك ها در غرب در صد سال گذشته بپردازيم و مروري اجمالي به انواع سبك ها ومعماران موفق در اين سبك ها واثار ان ها داشته باشيم. ودر اخر به بررسي روند ونتيجه اين سبك ها در ايران داشته باشيم.
1-1 مدرنيته:
جهان مدرن در مقابل دنياي كهن منظر وديدي متفاوت از هستي دارد .و باور به ان دارد كه عقل جاي تفكرات ذهني دوره قرون وسطا را مي گيرد .مدرنيته وضعيت وحالتي است كه در تاريخ اتفاق افتاده است .ونوعي نگرش به هستي وزندگي است ولي مدرنيسم ايدئولوژي و بنا به رويكردي فهم مدرنيته از خودش است. اكثر معماران معتقد هستند كه اغاز عصر مدرن با پيدايش انسان گرايي وخرد گرايي در قرن 15 در شمال ايتاليا شروع شد. عواملي مثل رنسانس ودين گرايي و علم مداري وانقلاب صنعتي به اين روند شتاب داد.
اولين ساختمان مدرن در اواخر قرن 18 ساخته شد. از جمله اين ساختمان ها مي توان به نمايشگاه بين المللي در هاي پارك لندن ويا ساختمان قصر بلورين توسط جوزف پاكستن اشاره نمود .مي توان گفت كه اين ساختمان اولين اثر معماري با مصالح كاملا مدرن يعني آهن وشيشه بود.
نمايشگاه ديگري در شهر پاريس به منا سبت يكصدمين سال انقلاب كبير فرانسه بر گزار شد دو بناي مهم به نام هاي برج ايفل وتالار بزرگ ماشين در اين نمايشگاه جلب توجه مي كرد. ساختمان تالار ماشين نيز در نوع خود بي نظير بود . اين ساختمان با تمامي مصالح جديد يعني شيشه وفولاد ساخته شده بود .دهانه وسط اين بنا با خرپاي 115متر پوشيده شده بود كه خود يك ركورد در ساختمان سازي بود .مهندس معمار اين ساختمان فرديناند دوترت بود.
2-1:معماري مدرن اوليه:
شروع معماري مدرن به صورت مدون و با استفاده از انديشه مدرن از اواخر قرن 19 ميلادي بود وخاستگاه اين معماري در امريكا در شهر شيكاگو ودر اروپا در شهر هاي پاريس وبرلين بود .دوره معماري مدرن اوليه از نيمه دهه 1880تا اوايل جنگ جهاني اول يعني سال 1914 بود.
مكتب شيكاگو:
شيكاگو در اواخر قرن 19 مركز خطوط راه اهن وارتباط شرق وغرب امريكا بود . در طي دو دهه اخر قرن نوزدهم اولين نمونه هاي ساختمان هاي مدرن به دور از هر گونه تاريخ گرايي و تزيينات در شيكاگو ساخته شد .ساختمان هاي اين دوره بلند مرتبه با اسكلت فولادي بود . اولين مهندس مطرح در اين دوره ويليام لي برون جني بود .جني ساختمان بيمه را بين سال هاي 5-1833 ساخت .بعد از او شركت ها وافراد ديگري مثل شركت برنهم وروت ساختمان شانزده طبقه بلوك مانودناك را بين سال هاي 91-1889 ساختند.ديوار اين برج ديوار باربر وسازه ان فلزي بود .اين برج فاقد هر گونه تزيينات بود.بعد از اين شركت ها شركت د يگري به نام ادلر وساليوان ديگر شركت هاي مهم اين مكتب بود لميي معروف ترين معمار اين سبك به شمار مي رفت . او براي اولين بار شعار" فرم تابع عملكرد" را كه از شعارهاي محوري معماري مدرن بود مطرح كرد .او علاقه زيادي به تزيينات نداشت و هر گونه تزيينات رادر ساختمان رد مي كرد.
روش هاي طراحي واجرايي واصول نظري اين معماران به نام مكتب شيكاگو شهرت يافت ومي توان ان را اصول اوليه معماري مدرن محسوب كرد كه مهمترين اين اصول عبارتند از:
الف)استفاده از اسكلت فولادي
ب)نمايش ساختار در بنا
ج)عدم تقليد از سبك هاي گذشته
د)استفاده اندك از تزيينات
و)استفاده از پنجره هاي عريض
نمايش گاه بين المللي كلمبيا ضربه سختي به مكتب شيكاگو وارد كرد ودوره افول اين مكتب فرا رسيد.اگر چه عمر اين مكتب از دو دهه فراتر نرفت ولي از چند جهت اين مكتب حايز اهميت بود اول ان كه پيشرفت تكنولوژي واستفاده از تكنيك ها ومصالح جديد مانند اسكلت فلزي وشيشه وتاسيسات مركزي واسانسور عرصه جديدي در معماري ايجاب كرد.
دوم ان كه در احداث اين ساختمان ها از فولاد استفاده شد و فولاد جاي چدن را گرفت .
سوم ان كه اين اولين سبك در معماري با گستره جهاني بود كه در امريكا شروع شد و معماران امريكايي معماران اروپايي را تحت تاثير خود گذاشتند.
به تحقيق بايد اذعان نمود كه برج سازي به شيوه مدرن چه ازجهت ساختار وچه ازجهت نما شاخصه معماري مدرن است واز مكتب شيكاگو الهام گرفته شده است.

ساختمان فراستور (طراح:ويليام لي برون جني)

ساختمان شانزده طبقه مونادناك (طراح : برنهم وروت)
مكتب هنر نو:
هنر نو نام سبكي در اروپا بود كه ابتدا در هنرهاي داخلي ومعماري داخلي شروع به فعاليت كرد وسپس با الهام از گذشته واستفاده از مصالح مدرن مانند فولاد وبتن ساختمان هايي با تزيينات فرم هاي طبيعي وگياهي شكل دادند.
زمينه هاي فكري اين سبك را مي توان در سبك هنرها وصنايع دستي در قرن نوزدهم در انگلستان يافت. اين سبك در انگلستان به نام سبك مدرن و در فرانسه به نام هنر نو ودر المان به نام سبك جوان ودر اتريش به نام سبك جدايي نام گرفت.
از اصول فكري پيروان اين مكتب مي توان به موارد زير اشاره كرد:
الف) انتقاد وجدايي از مكتب هاي تقليدي
ب) جدايي از گذشته
ج) ابداع فرم هاي جديد
د) هنر مناسب زمان
ه) استفاده از فلز براي اسكلت ونما
و) استفاده از تز ئيينات وفرم هاي طبيعي
ويكتور ارتا اولين معمار در اين سبك به شمار مي ايد. در خانه تاسل در بركسل ارتا نه تنها ستون ها را به نمايش مي گذارد بلكه فرم انها را به صورت ساقي گياهي در مي آورد .
هكتور گيومارد معمار نامي اين سبك در فرانسه بود وي باالهام از ارتا سردري هاي مترو پاريس را با اهن وچدن به شكلي نوظهور وخميده دراورد.
چارلز رنه مكنتاش در انگلستان معمار معروف اين سبك تلقي مي شد ودر اتريش دو معمار به نام هاي جوزف الريش وجوزف هافمان روش جديدي براي سبك معماري خود مستقل از گذشته ارائه دادند و با بيان اين كه هر چيزي كه عملكرد ي نيست زيبا نمي باشد گامي بزرگ در اين سبك گذاشتند.بايد توجه داشت كه اين مكتب در اوج اقتدار سبك هاي تاريخ گرايي همچمون نئوكلاسيك ورومانتيك در اروپا ظاهر شد .
كار شايان اگوست تبديل بتن مسلح به يك نوع مصالح معماري بود كه در تئاتر شانزليزه اين كار خود نمايي مي كند. به نحوي كه بتن نه تنها به عنوان مصالح به كاررفته است بلكه جزيي از نما محسوب ميشود.
در ايران بهترين نمونه ها ي هنر نو را مي توان در ساختمان هاي طراحي شده توسط وارطان اوانسيان معمار ارمني تبار دردوره پهلوي اول ودوم در تهران مشاهده كرد.
نماي ساختمان تئاتر شانزليزه پاريس (طراح :اگوست)
جنبش فوتوريسم :
اين جنبش در ايتاليا وبعد از جنگ جهاني اول ظهور كرد وپديد اورندگان اين جنبش خواستار جهاني بودند كه يكسره خود را با شرايط جديد به وجود امده در اثر انقلاب صنعتي وظهور تكنولوژي جديد تطبيق دهد وان چه را كه مربوط به جهان قبل از صنعت مدرن است از تاريخ حذف كنند . بنيان گذار اين سبك فيليپوتوماسو بود وتاكيد بيشتر اواين بود كه زيبايي جهان توسط زيبايي جديدي به نام "سرعت" غناي فزون تري يافته است. اين جنيش نسبتا عمر كوتاهي داشت و شروع جنگ جهاني اول اغازي بود بر پايان اين جنبش كه مي خواست در تاريخ معماري تحولي جديد ايجاد كند.هيچ ساختمان مهمي به اين سبك ساخته نشد.مطالب نظري معماري فوتوريسم همچون توجه به علم وتكنولوژي وجهان اينده وگسست از گذشته وبلند مرتبه سازي همه از مواردي بودند كه بعد ها تاثير بسياري برافكار وطرح هاي معماران مدرن متعالي همچون كوربوزيه وگروپيوس وهمچنين سبك هايي چون كانستراكتيوسم وهاي –تك گذاشتند.
طرح چياتونه براي ساختار در كلان شهر ها
زحمت عکسای این پستا شبنم کشیدن که همینجا ازشون تشکر می کنم.






