سلام به همه دوستان خوب
قبل از هر حرفي بايد از همتون معذرت بخوام كه اين مدت نتونستم بنويسم.بقيه نويسنده هاي خوبمون هم انگار سرشون خيلي شلوغه.اميدوارم همگي هر جايي هستن موفق باشن.
و اما...
بريم سر اصل مطلب
حدود يه هفته قبل بازي هاي مقدماتي جام جهاني بود!فكر كنم طرفدارهاي فوتبال يه كم ناراحت شدن ولي عيبي نداره سالهاي بعد فرصت واسه جبران هست.حالا اين حرفها چه ربطي داره به معماري...
امروز مي خوام يه كم در رابطه با يكي از استاديوم هاي ورزشي كه از نظر سازه اي جزئ شاهكارهاي جهان به شمار ميره حرف بزنم.موافقين؟
استاديوم المپيك برلين

استاديوم المپيك برلين در حدود ۷۰ سال قبل نيز در دوران رايش سوم به عنوان ورزشگاه اصلي يازدهمين دوره بازي هاي المپيك مورد توجه قرارگرفته بود. پس از گذشت سال هاي بسيار و بازسازي ها و تغييرات متعدد، اين ورزشگاه به ورزشگاهي بسيار مجهز و نوين تبديل شده است كه تنها بازي هاي فوتبال در آن برگزار مي شود.
ابتدا در مکان کنونی این استادیوم، ورزشگاهی برای بازیهای المپیک تابستانی ۱۹۱۶ ساخته شد (آن بازیها به علت جنگ جهانی اول, برگزار نشدند). اما ورزشگاه کنونی برای بازیهای المپیک ۱۹۳۶ ساخته شد و در همان بازیها نیز افتتاح شد.

تصويري از استاديوم قبل از باز سازي .شباهت ساختمان ورزشگاه به كلوسئوم يا همون سالن تئاتر روم قابل توجه هستش.
در سال ۱۹۳۰ كنگره كميته بين المللي المپيك در شهر برلين برگزار شد و يك سال بعد تصميم بر آن گرفته شد تا بازي هاي المپيك در سال ۱۹۳۶ در اين شهر انجام شود.مارچ ورنر-Werner March-مامور شد تا اين استاديوم را بر طبق استانداردهاي لازم براي برگزاري مسابقات المپيك بازسازي كند. اما با توجه به اعتباري كه برگزاري اين مسابقات براي كشور آلمان داشت، هيتلر تصميم گرفت استاديومي جديد با تمام امكانات مورد نياز براي مسابقات المپيك طراحي و احداث كند. از هيچ هزينه اي براي ساخت بهتر صورت اين ورزشگاه دريغ نمي شد. در واقع تصميم بر آن بود كه اين استاديوم توجه جهانيان را به خود جلب كند.
(يه جايي خوندم كه هيتلر واسه نشون دادن قدرت و عظمت آلمان و نازي دستور ساخت اين ورزشگاه رو به بهترين شكل داده بود!در ادامه اون متن يه اصطلاح جالب به كار برده بود:
Form followed politics
جالبه نه؟
اونقدر هيتلر در ساخت و طراحي اين استاديوم دقت داشت كه بعد از اينكه طرح ورزشگاه مورد علاقه اش نبود قرار شد اصلا كل بازي هاي المپيك كنسل بشه!!!!!
تا اينكه يه بنده خدايي به اسم آلبرت اسپير شبونه نشست و سردر استاديوم رو با يه طرح نئوكلاسيك طراحي كرد و هيتلر خوشش اومد و گفت خيلي خوب برين سر كارتون بقيه اش رو طراحي كنين و بسازين!!!آخه اين طرح اسپير يه جور نمايش دهنده قدرت و معماري نازي ها بود!
اين هم يه جمله از هيتلر كه تا حدي نشون دهنده افكار تاثيرگذارش بر طراحي اين مجموعه هست:
When people experience inwardly periods of greatness, they represent those periods through external forms. Their word thus expressed is more convincing than the spoken word: it is the word in stone ....Adolf Hitler
خيلي از منتقد ها مي گن انگار هنوز هم اون روحيه خاص هيتلر و نازي رو مي شه در اين استاديوم حس كرد!)

تغييرات ايجاد شده در استاديوم برلين پاكسازي نماهاي قديمي، بازسازي و تنظيم طبقه دوم جايگاه تماشاچيان، بهسازي و مرمت سازه نگه دارنده طبقه اول جايگاه، پايين بردن سطح زمين استاديوم، طراحي و نصب سقفي جديد بالاي سر سكوي تماشاگران با جديدترين سيستم هاي روشنايي و آكوستيك، به روز كردن و تعويض تمام تجهيزات فني و ورزشي موجود، ساخت اتاق هاي ويژه براي شخصيت ها، ايجاد مسيرهاي دسترسي زيرزميني، احداث پاركينگ زيرزميني به ظرفيت ۶۳۰ خودرو و فضاي آماده سازي بازيكنان شامل پيست دو و ميداني اهداف كاملاً متفاوتي داشت. حفاظت يك بناي تاريخي كه براي نيازهاي جديد مدرن شده است و تبديل آن به يك زمين كه منحصراً براي بازي فوتبال آماده شده ولي مجموعه اي از فعاليت هاي متفاوت را در خود جاي داده است از جمله اين اهداف است.
![]()
سازه طبقه دوم جايگاه تماشاچيان قابل حفظ و بازسازي بود اما بخش هايي از طبقه اول جايگاه تعويض شد. سطح زمين چمن استاديوم نيز ۵/۲ متر پايين رفت. در همين زمان دو رديف صندلي به صندلي هاي جايگاه اضافه شد. به اين ترتيب فاصله زيادي كه ميان جايگاه تماشاگران و زمين بازي وجود داشت كمتر شد. براي نزديك كردن تماشاگران به محل جديد زمين ده رديف صندلي به ظرفيت ۱۵ هزار نفر به صندلي هاي استاديوم اضافه شد. در حال حاضر استاديوم برلين گنجايش ۷۵ هزار تماشاگر را داراست. محل ورود پيست ماراتن به درون استاديوم در بازسازي باز نگه داشته شده است و كماكان محور اصلي سايت كه استاديوم را به برج ناقوس متصل كرده، حفظ شده است. براي باز نگه داشتن ورودي پيست مارتن و با توجه به شرايط خاص عمليات ساختماني كه مي بايست در حين انجام بازي ها در ورزشگاه انجام مي گرفت براي ساخت سقف سازه اي كنسولي و متشكل از اعضاي خرپايي فولادي سبك انتخاب گرديد. براي اجراي اين نوع سازه نياز بود تا بيست ستون براي تحمل بار ناشي از وزن سقف كنسول شده در طبقه دوم جايگاه تماشاچيان بر پا شود. براي اينكه اين ستون ها كمترين اخلال را در ديد تماشاگران طبقه دوم ايجاد كند تا حد امكان تلاش شد تا مقطع ستون ها به شكل كاملاً منحني طراحي شود به همين دليل ستون ها به شكل استوانه توپر ساخته شد.
![]()


سلام به همه معمارهای عزیز
از اونجایی که این یه وب معماری هست و امروز یه روز ویژه واسه همه معمارها رسیدم خدمتتون تا به همه این روز رو تبریک بگم![]()
روز معمار مبارک باشه....
به کی باید تبریک بگم این روز رو...!؟!
اولش به همه شما همراهان خوبمون که تنهامون نمی ذارین و با همراهیتون مشوق ما واسه ادامه راهمون هستین
بعدش به دوستان خوب نویسنده مون آرزو جون و شبنم جون و همینطور آقای رییس!(مهندس کریمی)
و....آخر سر هم به خودم!!!!
تبریک می گم
امیدوارم همگی همیشه موفق باشین![]()
برای اینکه حق مطلب رو ادا کرده باشیم توضیحاتی راجع به امروز و مناسبتش می گم..
«روز معماري» در تقويم رسمي ايران ثبت ميشود
خبرگزاري فارس: سوم ارديبهشت مصادف با سالروز تولد شيخ بهايي به پيشنهاد وزارت مسكن و شهرسازي و تأييد شوراي فرهنگ عمومي كشور به عنوان روز معماري در تقويم رسمي كشور ثبت ميگردد
. به گزارش خبرگزاري فارس، چندي پيش منصور واعظي، دبير شوراي فرهنگ عمومي كشور از تصويب ثبت سوم ارديبهشت به عنوان روز معماري در اين شورا خبر داده بود.
سوم ارديبهشت پيش از اين در پنج سال گذشته به طور غير رسمي توسط سازمانها و تشكلهاي مردمنهاد، مراكز علمي و دانشجويي به عنوان روز معمار و معماري گرامي داشته ميشد كه انتظار ميرود با ثبت اين روز در تقويم رسمي كشور مشاركت بخشهاي مختلف جامعه به خصوص بخش دولتي و عمومي در اين برنامهها شكل گستردهتري به خود بگيرد و موضوع اعتلاي معماري به طور جدي و گسترده در جامعه مطرح گردد.
به همين مناسبت انجمن مفاخر معماري ايران محور مطالعاتي «اعتلاي معماري و بهرهمندي از فناوري دانش روز» را به عنوان موضوع برنامههاي امسال روز معماري مطرح نموده است كه ميتواند به عنوان پيشدرآمد اصلاح الگوي ساخت و ساز در كشور مورد توجه متوليان عمومي و خصوصي قرار گيرد.
شبكه اطلاعرساني ساختمان ايران شاسا اعلام كرد: در اين روز مراسم و همايشهاي مختلفي در نهادهاي اجرايي، دانشگاهها و ساير محافل فرهنگي و علمي كشور با موضوع معماري برگزار ميشود. از جمله مراسم شاخص بزرگداشت روز معماري در كشورمان مسابقه جايزه معماري ميرميران است كه سومين دوره آن امسال با موضوع خانه نور برگزار ميشود.

به گزارش شاسا زندهياد سيدهادي ميرميران، معمار برجسته معاصر كشورمان كه از وي آثار بارزي در معماري و شهرسازي برجاي مانده است خود پيشنهاد دهنده اختصاص يك روز از تقويم رسمي كشور به موضوع معماري بود. به دليل فوت وي مقارن با روز معماري، هر ساله به هنگام بزرگداشت اين روز مراسم يادمان زندهياد ميرميران نيز برگزار ميشود.
همچنين همزمان با گراميداشت سوم ارديبهشت چندين برنامه فرهنگي و نمايشگاه كتاب و پوستر با موضوع معماري نيز در تهران و ساير شهرهاي كشور برگزار ميشود.
منبع: کافه دیزاین
همین طور دومین همایش کشوری روز معمار در مشهد برگزار می شه.
به مناسبت بزرگداشت شیخ بهایی که در این روز هست یه کم هم از شیخ بهایی بگیم:

بهاءالدین محمد بن حسین عاملی معروف به شیخ بهائی در سال 925 در بعلبک به دنیا اومد.و در سال 1000خورشیدی در اصفهان از دنیا رفت و به سفارش خودش در جوار علی ابن موسی الرضا به خاک سپرده شد..دانشمندی بزرگ که در علوم مختلف مهارت بالایی داشت. و در زمینه های متفاوت (از جمله:سیاست، حدیث، ریاضی، اخلاق، نجوم، عرفان ، فقه ، مهندسی و هنر) در حدود ۹۵ کتاب و رساله داره. به خاطر فعالیت های شیخ به علم ستارهشناسی یونسکو سال ۲۰۰۹ را به نام او سال نجوم و شیخ بهایی نامگذاری کرد.
نامدارترين اثر ادبی بهائي الکشکول، معروف به «کشکول شيخ بهائي» است که مجموعه ارزشمندی از علوم و معارف مختلف و نشان دهنده شیوه و روش های شیخ بهایی است.
می تونین در لینکی که گذاشتم به طور مفصل با آثار و زندگی شیخ بهایی آشنا بشین:
ویکی پدیا-زندگی نامه و فعالیت های شیخ بهایی
خدمات شيخ بهائي:
مردم ايران، شيخ بهائي رو به مهارت در رياضي و معماري و مهندسي می شناختن و هنوز هم به همين صفت معروفه.
بخشی از فعالیت ها و خدمات شیخ بهایی:
-معماري مسجد امام اصفهان و مهندسي حصار نجف را به او نسبت مي دن.
-شاخصي براي تعيين اوقات شبانه روز از روي سايه آفتاب يا به اصطلاح فني، ساعت آفتابی يا صفحه آفتابي و يا ساعت ظلي در مغرب مسجد امام (مسجد شاه سابق) در اصفهان هست كه مي گن شیخ اون رو ساخته .
-شکی در تسلط شیخ در مهندسي مساحي نيست و بهترين نمونه كه هنوز هست تقسيم آب زاينده رود به محلات اصفهان و روستاهای مجاور رودخانه است كه معروفه هيئتي در آن زمان از جانب شاه عباس به رياست شيخ بهائي مأمور شده و با دقت بالا تقسیم آب رو انجام دادن .
-طرح ريزي كاريز نجف آباد اصفهان كه به نام قنات زرين كمر، يكي از بزرگترين كاريزهاي ايران است و از مظهر قنات تا انتهاي آبخور آن 9 فرسنگه و به 11 جوي بسيار بزرگ تقسيم مي شود.
-تعيين سمت قبله مسجد امام به مقياس چهل درجه انحراف غربي از نقطه جنوب .
-يكي ديگه از كارهاي شگفت كه به بهائي نسبت مي دن، ساختمان گلخن گرمابه اي كه هنوز در اصفهان مانده و به حمام شيخ بهائي يا حمام شيخ معروف هست و آن حمام در ميان مسجد جامع و هارونيه در بازار كهنه نزديك بقعه معروف به درب امام قرار گرفته . مردم اصفهان از دير باز همواره عقيده داشتن كه گلخن آن گرمابه را بهائي چنان ساخته كه با شمعي گرم مي شد و در زير پاتيل گلخن فضاي تهي تعبيه كرده و شمعي افروخته در ميان آن گذاشته و آن فضا را بسته بود و شمع تا مدتهاي مديد همچنان مي سوخت و آب حمام بدان وسيله گرم مي شد و خود شیخ گفته بوده كه اگه روزي آن فضا را بشكافند، شمع خاموش می شه و گلخن از كار مي افته .وقتی پس از مدتي برای تعمير گرمابه آن محوطه را شكافتند، فوراً شمع خاموش شد و ديگه بعد از اون نتونستند اون رو بسازن!

-طراحي منار جنبان اصفهان كه هنوز پا برجاست به او نسبت داده مي شه.


این دو تا سایت رو هم الان دیدم به نظرم جالب اومد اگه دوست داشتین راجع به شیخ بهایی و کارهاش اطلاعات بیشتری داشته باشین می تونین سر بزنین:
منبع بخشی از مطالب:وب من!!!
خوشحالم که امروز به بهانه ای دوست داشتنی تونستم خدمتتون باشم![]()
سلام به همه هنر دوستان عزیز
راستش دیروز یه مناسبت فوق العاده داشتیم که متاسفانه نتونستیم توی وبمون ازش حرف بزنیم.
آقای مهندس کریمی که خدا رو هزار مرتبه شکر اینقدر سرشون شلوغه که نمی رسن با صحبت ها و اطلاعات خوبشون بهره مندمون کنن![]()
سایر دوستان هم که کارها و درسهای دانشگاه قاعدتاْ واسشون وقتی نمی ذاره که برسن خدمتتون![]()
می مونم من!که با عرض شرمندگی با یه عالم مشغله گاهی دیگه واقعاْ نمی رسم باهاتون همراه بشم!!!
امیدوارم همه دوستان هر جایی هستن موفق باشن![]()
خوب بگذریم.....
و اما.........مناسبت فوق العاده ای که ازش حرف زدیم
و از اونجایی که وبمون!!! ارادت خاصی به صاحب این مناسبت داره واقعاْ حیفه حرفی نزنیم...
بزرگداشت هنرمند بزرگ سهراب سپهری

حق بدین که حرف زدن از یه همچین هنرمندی سخته.یعنی واسه من سخته بخوام کسی رو تعریف کنم که خودم هنوز درست نشناختمش
می گن سهراب سپهری شاعر و نقاش بود که در ۱۵ مهر ۱۳۰۷ در شهر زیبای کاشان به دنیا اومد. شعرهاش به زبانهای زیادی از جمله انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی هم ترجمه شده . سهراب بعد از ابتلا به بیماری سرطان خون در اول اردیبهشت ۱۳۵۹ در بیمارستانی در تهران درگذشت.
و آرامگهش در روستای مشهد اردهال در شهر کاشان قرار گرفت...
از معروفترین کتابهای سهراب هشت کتاب که مجموعه اشعار سهراب هست رو همه می شناسن.
راستش می خواستم یه کم از کارها و آثار هنری سهراب حرف بزنم ولی می تونیم زندگی نامه و آثارش رو در منابع دیگه هم به راحتی پیدا کنیم یکی از این منابع رو واسه دوستان علاقه مند می ذارم:
ولی الان دلم می خواد از خاطرات و تجارب خوبم از این هنرمند بگم...
خیلی وقت قبل یعنی وقتی که شاید حدود ۱۲ سالم بود اولین شعر از سهراب رو خوندم.البته قبلاْ زیاد اسم سهراب رو شنیده بودم و شعرهاش رو می شنیدم ولی اولین تجربه ام از خوندن شعر سهراب اونقدر قشنگ بود که واسه همیشه برام باقی موند...و جالب اینکه هنوز هم بعد از چندین سال وقتی شعرهاش رو می خونم همون تازگی و جذابیت رو واسم داره
اولین شعری که از سهراب خوندم این بود(می دونم همتون حفظ هستین...نشانی...!)
خانه دوست کجاست...؟!در فلق بود که پرسید سوار
آسمان مکثی کرد
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید
و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت
نرسیده به درخت
کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است
و در آن عشق به اندازه ی پرهای صداقت آبی است
می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ سر بدر می آرد
پس به سمت گل تنهایی می پیچی
دو قدم مانده به گل
پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی
و ترا ترسی شفاف فرا می گیرد
در صمیمیت سیال فضا خش خشی می شنوی
کودکی می بینی
رفته از کاج بلندی بالا جوجه بردارد از لانه نور
و از او می پرسی
خانه دوست کجاست؟
باورتون نمی شه ولی الان هم که شعرش رو می نوشتم حس عجیبی تو وجودم بود(امیدوارم شعر رو کامل و درست نوشته باشم...!)
و یه بخشی از معروفترین شعرهای سهراب...صدای پای آب...
اهل کاشانم
روزگارم بد نیست
تکه نانی دارم خرده هوشی سر سوزن ذوقی
مادری دارم بهتراز برگ درخت
دوستانی بهتر از آب روان
و خدایی که دراین نزدیکی است
لای این شب بوها پای آن کاج بلند
روی آگاهی آب روی قانون گیاه
من مسلمانم
قبله ام یک گل سرخ
جانمازم چشمه مهرم نور
دشت سجاده من
من وضو با تپش پنجره ها می گیرم
در نمازم جریان دارد ماه جریان دارد طیف
سنگ از پشت نمازم پیداست
همه ذرات نمازم متبلور شده است
من نمازم را وقتی می خوانم
که اذانش را باد گفته باشد سر گلدسته سرو
من نمازم را پی تکبیره الاحرام علف می خوانم
پی قد قامت موج
کعبه ام بر لب آب
کعبه ام زیر اقاقی هاست
کعبه ام مثل نسیم می رود باغ به باغ می رود شهر به شهر
حجرالاسود من روشنی باغچه است .....
جداْ شعرهای سهراب روح لطیف و عجیبی داره نه؟
و یه تاسف...
دیروز وقتی تلویزیون آرامگاه سهراب رو نشون می داد با اونی که تصور می کردم خیلی تفاوت داشت...
سهراب با این روح لطیف ولی آرامگهی....![]()
امیدوارم روح این هنرمند در جوار مطلق زیبایی و لطافت در آرامش باشه![]()
خوب این هم از امروزمون....
نمی دونم یاد سهراب بهانه ای شد که برسم خدمتتون یا صحبت های همیشگی ما بهانه ای هست تا حداقل هر از چتد گاهی یادی از بزرگان هنر داشته باشیم...
و یه چیز دیگه
از اونجایی که آقای مهندس کریمی شناخت و علاقه خاصی به سهراب دارن خیلی خوشحال می شم اگه این روزها رسیدن و تشریف آوردن صحبت های ناقص و کوتاه منو تکمیل کنن![]()
شاد باشین و هنر دوست![]()
انواع بادگير
بادگيرها از لحاظ شكل بيروني چند دسته هستند:
بادگیرهای یک طرفه
سادهترين نوع بادگير يك جناحي است و بسيار كوچك و محقر بر فراز محفظهاي، مانند سوراخ بخاري در پشت بام ساخته ميشود در اين روش براي پرهيز از گزند گردبادها و طوفانهاي سنگين، بادگير را فقط در جهت بادهاي خنك و نسيمهاي مطبوع ميسازند و جبهههاي ديگر آن را ميبندند. در برخي موارد بادگيرهاي يك طرفه را پشت به بادهاي شديد و آزاردهنده ميسازند و در واقع اين بادگير عملكرد تهويه و تخليه هوا را انجام ميدهد.
ابعاد آن نسبت به ساير انواع كوچكتر و شكل آن اوليهتر است. اين مسير مورب (كه در بالاي بام ديده ميشود) پس از اتصال به كانال عمودي داخل ديوار و پنجره خروجي داخل ساختمان مانند بخاري در يك ضلع اتاق قرار ميگيرد و تهويه را انجام ميدهد. اين نمونه بيشتر در منطقه سيستان و قسمتي از شهرستان بم ديده ميشود.


بادگیر های دوطرفه
نوع دوم، نوع دو طرفه كه داراي دو وجه روبهروي يكديگر و با پنجرههاي بلند و باريك بدون حفاظ ساخته ميشود و در قسمت داخلي ساختمان به شكل يك يا دو حفره در طاقچه ديده ميشود. اين نمونه در سيرجان و به ندرت در كرمان ديده ميشود.
بادگیر سه جناحی – سه طرفه
بادگير نوع سوم سه جناحي است و دو نوع دارد، سه جناحي متصل و سه جناحي منفصل (اشكم دريده) .در اين نمونه ميتوان به تفكيك از يك يا دو يا سه جبهه استفاده كرد. البته استفاده از اين نوع بادگير نادر است.
بادگیرهای چهار طرفه
نوع چهارم، بادگيرهاي چهار طرفه است كه به شكل كامل و مفصلتر از انواع ديگر ساخته شدهاند و معمولا داخل كانالهاي آن با تيغههايي از آجر يا چوب يا گچ به چند قسمت تقسيم ميشوند. در بعضي از نمونهها در زير كانال بادگير حوض به نسبت بزرگ و زيبايي ميساختهاند كه هواي خشك و داراي گرد و غبار پس از برخورد با آب با جذب رطوبت خنك و گرد و غبار آن جدا و هواي اتاق (حوضخانه) در گرماي تابستان بسيار مطبوع ميشده است. در مناطقي كه امكان ايجاد حوضخانه در طبقه همكف وجود نداشته است آب قنات را در زير زمين جاري و نمايان ميكردهاند و امتداد كانال بادگير نيز تا روي اين جريان آب ادامه مييافته است. اين فضاها (سردابها) محل تجمع اهالي خانه در بعد از ظهرهاي تابستان بوده است. اين نمونه در يزد، كرمان و بوشهر و... ديده ميشود.
بادگیرهای چند وجهی
در شهرستان يزد و برخي قسمتهاي مركزي ايران بادگيرهاي چند وجهي (معمولا هشت وجهي و حتي گاهي مدور) معمول است كه نوع پنجم بادگيرها را تشكيل ميدهد.
علت ساخت اين گونه بادگيرها وجود بادهاي مطلوبي است كه از هر طرف وزش داشته و تيغههاي كانال ميتواند از هر جهت باد را گرفته و به داخل مسير هدايت می کند.

بادگير چپقي
بادگير چپقي نوع ششم بادگيرهاست كه به جاي فضاي مكعبي شكل خارجي، سازنده از ايجاد چند لوله خمدار (زانو مانند) براي حجم خارجي بادگير استفاده كرده است، اما كانالها و قسمتهاي داخلي مانند نمونههاي چند طرفه است اين نوع بادگير تنها در سيرجان ديده شده است.

مصالح ساختماني بادگيرها
مصالح ساختماني بادگيرها را معمولا خشت خام، آجر، گل، گچ و چوب شورونه تشکيل ميدهد، چهار بخش عمده بادگير شامل بدنه، قفسه، تيغهها و سقف است.
نماسازي بادگيرها
نماسازي بادگيرها خود از ويژگيهاي خاصي برخوردار است و در نهايت ظرافت به وسيله آجركاري و يا گچبري ساخته ميشود. در اين جا لازم است از بادگير مضاعف، بادگير دواشكوبه و بادگير حفرهاي نيز نام برد. در شيراز نيز بادگيرهايي كم و بيش ديده ميشود كه به عنوان نمونه ميتوان از بادگير ارگ و آب انبار كريمخان زند ياد كرد.

بادگیر تهویه مطبوع خانه های کویری
بادگير وسيله تهويه مناسبي براي خانهها در قلب كوير محسوب ميشود. به طوري كه جريان هواي مطبوع را در اتاقها، تالار و زيرزمين ايجاد ميكند. در واقع شهرها و روستاهاي كويري با بادگير نفس ميكشند. به همين لحاظ است كه در هر محل، جهت بادگير را در سمتي ميسازند كه مناسبترين جريان هوايي منطقه را جذب كند. به عنوان مثال در سراسر منطقه اردكان جهت بادگير را رو به شمال درست ميكنند تا هواي شمال را به داخل خانه بكشاند. براي همين پشت بادگير را در جهت باز «قبله» ميسازند كه همراه با گرد و خاك است. كار اصلي بادگير در دو بخش خلاصه ميشود؛ يكي آن كه هواي دلپذير و مطبوع را به قسمت زير هدايت ميكند به طوري كه هوا به محض اينكه به چشمههاي بادگير ميوزد به دلیل وضعيت ويژه چشمههاي بادگير، باد با سرعت هر چه تمامتر به پايين كشيده ميشود.
كار دوم اين است كه جهت ديگر بادگير هواي گرم و آلوده را به بيرون ميفرستد يعني در واقع كار مكش را انجام ميدهد. در مسير بعضي بادگيرها كه به سرداب راه پيدا ميكند، طاقچه يا گنجهاي در دل ديوار تعبيه ميكنند و در چوبي بر آن ميگذارند تا بتوانند باد را كنترل كنند. به اين معني در زمستان در گنجه را ميبندند تا ارتباط فضاي داخل و خارج اتاق را قطع كند.
اين گنجهها در اتاقها، كار يخچال امروزي را انجام ميدهند. به طوري كه گوشت و ماست و پنير و غذاي شب مانده را در گنجه ميگذارند و در آن را ميبندند تا آن مواد از هواي گرم فضاي داخل و دسترسي حيوانات خانگي در امان باشد. در «عقدا»(یکی از شهرهای کوچک اطراف یزد) به اين گنجههاي ديواري اصطلاحا "گمبيچه" می گویند..
ارتباط بادگیرها با آب و هوای منطقه
وجود بادگير با آب و هواي هر منطقه در رابطه مستقيم است. به طوري كه هر چه شدت گرماي هوا كاسته شود به همان ميزان از تعداد بادگيرها كاسته می شود. به عنوان مثال در روستاي كوهستاني «طرزجان» و «ده بالا»(هر دو از روستاهای کوچک اطراف یزد با آب و هوایی کوهستانی و ییلاقی هستند.) كه هواي آن خنك است، بادگير براي اهالي معنا و مفهومي ندارد در حالي كه در «ميبد» كه داراي آب و هواي گرم و خشك است ميتوان گفت كه بيشتر خانه ها بادگير دارند.
ارتباط بادگیر در خانه و تعین و تشخص صاحب خانه
شاید بتوان گفت ، وجود بادگير در هر خانه معرف تعيّن و تشخّص افراد آن خانه است. بزرگي و كوچكي بادگير با موقعيت اقتصادي صاحب خانه ارتباط دارد. به گونهاي كه وقتي وارد يك روستاي كويري ميشويم با نگاهي گذرا به وضعيت بادگيرها ميتوانيم موقعيت اقتصادي هر خانوار را روشن كنيم. زيرا كه خانههاي فقيرنشين بادگير ندارند. بعضي از آنان كه بادگير دارند مصالح عمده بادگير خشت و گل، يك طرفه و حتي تعداد چشمههاي آن بسيار كم است. در حالي كه مصالح بادگير ثروتمندان بيشتر خشت و آجر چند طرفه و با تزييناتي همراه است. بيشتر بادگيرها يك طبقه است. فقط چند بادگير در سراسر يزد ديده شد كه دو يا سه طبقه است..
عدهاي ميگويند ساختن بادگير دو طبقه يك نوع هنر معماري است زيرا ساختن آن كار هر معماري نيست.
بادگیرها و تناسب و زیبایی در معماری شهری
در تفت يك بادگير سه طبقه كه از نظر معماري بسيار ارزنده است مورد بررسي قرار گرفته است. اين بادگير به عنوان نوعي تفاخر به حساب ميآيد. از طرفي بادگير سه طبقه در تلطيف هواي خانه بسيار موثر است. به شکلی كه باد در هر سمت و ارتفاعي جريان دارد به راحتي به وسيله چشمههاي يكي از طبقات بادگير به داخل كشانده ميشود. بلندترين و زيباترين بادگير باغ دولتآباد يزد با ارتفاع 33 متر و 80 سانتيمتر است كه تاريخ بناي آن به زمان كريمخان زند ميرسد. حسن اين بادگير در دو قسمت خلاصه ميشود؛ زمينه بادگير هشت ضلعي و طبيعي است كه باد در هر جهت و طرفي كه جريان پيدا كند به راحتي و با سرعت هر چه بيشتر به قسمت زير هدايت ميشود. در قسمت دوم در زير بادگير حوضي است كه در ميان آن فواره سنگي تعبيه شده است به طوري كه وقتي باد به سطح آب ميوزد هواي خنك و مطبوعي ايجاد ميكند.
بادگير را گذشته از خانههاي مسكوني براي خانه باغات و مساجد و خنك نگاه داشتن آب در آبانبارها ميسازند..
منابعی که می تونین در رابطه با خیشخان و بادگیر اطلاعات بیشتری کسب کنین:
- بادگير و خيشخان
محمد کریم پیرنیا
ويژگي اثر : اين در مجله هنر و معماري به شماره 10 و 11 به چاپ رسيده است . اين مقاله ،به بررسي جنبه هاي تاريخي و نيز كيفيت فني بادگير و نقش آن در زندگي مردم نواحي مختلف ايران مي پردازد .
-آشنایی با معماری اسلامی ایران
محمدکریم پیرنیا تدوین غلامحسین معماریان ، تهران ، سروش دانش ، 1384، صفحه. 390
آهان تا باز یادم نرفته...!
آقای مهندس کریمی هم دو تا پست در وب تودشک راجع به بادگیرها گذاشتن اگه دوست داشتین می تونین به اون هم سر بزنین....
راستی دوستان اگه کسی تصویر جالبی در رابطه با دو پستی که راجع به بادگیرها گذاشتیم داره ممنون می شم اگه ما رو هم مطلع کنه...
باید ببخشین با وجوذی که سعی کردم خلاصه ای از توضیحات ضروری رو بذارم باز مطلب یه کم طولانی شد.
خوشحال شدم از اینکه در خدمتتون بودم.
همگی موفق باشین






